افتونیوز _ بعد از نطق میان دستور مهدی روشنفکر نماینده مردم شریف شهرستان‌های بویراحمد، دنا و مارگون، توپخانه ی تخریبِ((خود رقیب پنداران)) شدیدتر از هر زمان دیگری مشغول هدف گیری های کور و بی فایده است.تخریب های بی محابا والبته غیر منصفانه ی این طیف دیگر هیچ رنگی از انتقاد ندارد و عداوت و کینه ای آشکار را هویدا میکند،تا جایی که تمام مرزهای اخلاقی را در هم شکسته و این خود سبب شده تا مخالفان منصف هم بیش از پیش به کارآمدی و حقانیت اندیشه و راه جریان ندای وحدت پی ببرند.

دلایلی مختلف را می‌توان برای تخریب مهدی روشنفکر و اتحاد این روزهای عده ی قلیلی از دو جریان چپ و راست سنتی متصور بود که به برخی از آنها در زیر اشاره می‌شود:

۱_عملکرد فوق العاده: بعد از انتخابات دوم اسفند سال گذشته و پیروزی قاطع مهدی روشنفکر پذیرفتن شکست برای رقبا بسیار سخت مینمود تا جایی که کاندیدای امنیتی جریان راست افراطی در بیانیه‌ای بدون تبریک، جریان پیروز را معلوم الحال خطاب کرد.
تخریبگران شکم را صابون زده و امیدوار بودند که روشنفکر در همان شروع مجلس، با شکست روبه‌رو شود.از آنجایی که دروغگو روزی کارش به جایی میرسد که دروغهای خود را باور میکند،آنها بسیار چشم انتظار این بودند که روشنفکر تاثیری در معادلات سیاسی نداشته باشد، ولی روشنفکر طوفانی و با برنامه حرکت می‌کند و زیر میز خوش و بش مخالفان می‌زند و زمین بازی را برای اولین بار در تاریخ سیاسی منطقه به نفع مردم تغییر میدهد و قواعد بازی را هم خودش و تیم زبده و کارکشته اش تعیین‌ میکنند.

تخریبگرانی که تا دیروز خیال باطل می‌کردند که روشنفکر پیش از شروع بازی باخت را می‌پذیرد،چشم باز می‌کنند و می‌بینند که تمام محاسبات و تحلیل‌هایشان اشتباه بوده و امروز دیگر مهره‌های شطرنج قدرت را زیرکانه و مدبرانه روشنفکر جابجا می‌کند.

روشنفکر در مجلس نایب رئیس دو فراکسیون آسیب‌های اجتماعی و امور عشایر و همچنین عضو ناظر مجلس در شورای عالی آموزش و پرورش می‌شود.
موحد پیگیر است تا نماینده معین گچساران و باشت شود اما هئیت رئیسه به این نتیجه می‌رسد که روشنفکر باید نماینده معین باشد و قالیباف برای وی ابلاغ صادر می‌کند، اما روشنفکر به احترام مردم شریف گچساران و باشت این‌مسئولیت را نمی پذیرد.

وعده روشنفکر برای شایسته سالاری و استفاده از مدیران جوان(طبق گفته خودش در مجلس جوان بودن به شناسنامه نیست بلکه به تفکر پیشرو و مدرن است)و کارآمد خیلی زود در سطح شهرستان و استان به بار مینشیند در حالی که حتی امثال هدایتخواه و تاجگردون هم به این سرعت موفق نشدند تفکرات مدیریتی خود را به بخش های مختلف تسری دهند.

روشنفکر هر روز قوی‌تر از دیروز به راهش ادامه می‌دهد.بزرگان مجلس اصولگرا برای وی احترام ویژه قائل‌اند، دولتی‌های اصلاحطلب وی را مورد احترام قرار میدهندو پشت سر هم بازدیدهای مهم و گره گشا از استان در حال انجام است و این مخالفان را عصبانی کرده است زیرا می‌دانند دیگر سنگ انداختن به قطار پرسرعت روشنفکر راه به جایی نمی‌برد.لذا روی به نفاق و تفرقه افکنی آورده‌اند،غافل از اینکه دیگر حنای آنان برای مردم رنگی ندارد.

تمام برنامه ریزی آنها برای برجسته کردن سکوت روشنفکر در مجلس بود اما روشنفکر در نطقی پیش از دستور،استوار وشجاع حرف دل مردم را می‌زند و در سطح رسانه های کشور سخنان وی دست به دست می‌شود.فعل و انفعالات بعد از این نطق نشان می‌دهد مخالفان دیگر به مرحله جنون رسیده‌اند و تخریب آنان دیگر بوی مردی و مردانگی نمی‌دهد.

۲- ترس از ندای وحدت: روشنفکر بدون اتکا به جریان‌های ۴۰ ساله قدرت و ثروت و با راه انداختن جریان فکری و اندیشه ورزانه ی مردمی((ندای وحدت))ساختارها و تابو های قدرت را در بویراحمد شکست و نخبگان دو جریان سیاسی بدون توجه به مرزهای واهی سیاسی، حزبی و قومیتی و جغرافیایی….دور هم جمع شدند تا بعد از ۴۰ سال مردمی را که عده‌ای با عنوان اصول و ارزش‌ها و عده‌ای با نام مردم سالاری مورد ظلم قرار میدادند و مستضعف نگاه میداشتند به خودباوری برسانند و ساختار را به گونه‌ای تعریف کنند که کسانی که ۴۰ سال به دلیل وارد نشدن به بازی های کثیف قدرت محلی از اعراب برای سیاسیون چپ و راست نداشتند را بر سر میز خدمت میهمان کنند.

ترس مخالفان این بوده جریان ندای وحدت مایه دردسر آنان شود و به یک ایدئولوژی قوی و بنیه دار تبدیل شود که دیگر امکان سرک کشیدن در بازی سیاست را به آنان ندهد و مردم خسته از بازی‌های سیاسی و معامله‌گران چپ و راست،از جای جای بویراحمد،دنا و مارگون برای همیشه در کنار هم بمانند و بازی پرسود آنان را به هم بزنند.

اما عدم عصبانیت روشنفکر و تیم باهوش وی با این تخریب‌ها نشان می‌دهد تحرکات مخالفان در عزم و اراده آنان اثری ندارد و امیدوارنه‌تر به راه خود ادامه می‌دهند و عداوتها و تخریبها راه به جایی نمی‌برد. در یک کلام ” مخالفان بی انصاف به کاهدان زده‌اند”.

( یادداشت مخاطبان)
رضا محمدی