افتونیوز _ دیروز، درحالی‌که خبرگزاری صداوسیما به‌عنوان اولین منبع، خبر درگذشت استاد محمدرضا شجریان را مخابره کرد، برخی دیگر از رسانه‌ها دقایقی بعد در گفت‌وگو با اعضای مختلف گروه پزشکی این خواننده نامدار این خبر را تکذیب کردند. خبرگزاری صداوسیما ساعت ۱۶ وسی دقیقه دوشنبه چهاردهم مهرماه، خبری را با تیتر«محمدرضا شجریان درگذشت»، روی خروجی خود قرار داد. این خبرگزاری نوشت: «محمدرضا شجریان، استاد آواز ایران دقایقی پیش، در بیمارستان جم در ۸۰سالگی چشم از جهان فروبست.» این رسانه، در ادامه مطلب خود، توضیح داد که از صبح دیروز خبرهای ضدونقیضی در خصوص وضعیت سلامتی آقای شجریان منتشر شد که ابتدا گروه پزشکی او از وخامت حال استاد آواز خبر دادند و درنهایت لحظاتی قبل خبر فوت او تایید شد. دقایقی بعد اما باشگاه خبرنگاران جوان با اعلام این‌که خبر درگذشت محمدرضا شجریان تکذیب شده است، نوشت: درحالی‌که برخی از رسانه‌ها مدعی شدند که محمدرضا شجریان درگذشته است، پزشک بیمارستان جم این موضوع را تکذیب کرد. دکتر مهرداد بهلولی؛ رئیس هیأت‌مدیره بیمارستان جم درباره اخبار منتشرشده مبنی بر درگذشت شجریان، گفت:«هنوز معنای این شایعه‌ها را درک نمی‌کنم. اگر قرار است خبری درباره محمدرضا شجریان منتشر شود، از طرف گروه پزشکی یا خانواده او انجام خواهد شد.» در ادامه دکتر حسن عباسی که یکی از اعضای گروه پزشکی محمدرضا شجریان است، در گفت‌وگویی کوتاه حتی به کما رفتن این خواننده موسیقی ایرانی را هم رد کرد و گفت:«خبرهای منتشر شده درباره به کما رفتن و درگذشت خسروی آواز ایرانی را تایید نمی‌کنیم. استاد آواز ایران، باوجود شرایط بحرانی وضعیت جسمانی، در کما نیست.» او درباره وضعیت جسمی شجریان تا لحظه نگارش این مطلب هم توضیح داد:«ما کاهش فشارخون و عفونت شدید در نواحی مختلف بدن و کیسه صفرا، بستری بودن در بخشICU، افت شدید پلاکت خون و سطح هوشیاری را تأیید می‌کنیم.» محمدرضا شجریان که سوم شهریورماه پس از حدود ۱۰ روز بستری شدن در بیمارستان جم، به خانه منتقل شده بود، عصر یکشنبه (۱۳ مهرماه) بار دیگر به دلیل شرایط عمومی ناپایدار روانه بیمارستان شد. پیش‌ازاین بارها اخبار ضدونقیضی درباره درگذشت این چهره شناخته‌شده در رسانه‌ها و فضای مجازی منتشر شده بود.اسطوره‌ واقعیاو را شاید به‌جرئت بشود استراتژیک‌ترین چهره در هنر معاصر ایران به‌حساب آورد. شجریان امروز طرفداران زیادی در ایران دارد؛ آن‌هم نه‌فقط در میان علاقه‌مندان به موسیقی ردیفی دستگاهی بلکه در میان جوانانی که شاید هیچ‌گاه در طول عمرشان مخاطبان این هنر نبوده‌اند. دلایل محبوبیت او البته از نظرگاه‌های گوناگون قابل‌بحث و بررسی است، اما شاید کسانی که تجربه حضور در کنار او را برای سال‌های طولانی داشته‌اند، بتوانند برای ما دراین‌باره سخنان جذابی را بیان کنند. یکی از چهره‌هایی که تجربه حضور در کنار این آوازخوان نامدار را، آن‌هم برای چند دهه در کارنامه دارد، اردشیر کامکار است. سابقه آشنایی او با محمدرضا شجریان به دهه ۶۰ بازمی‌گردد؛ همان زمانی که از سنندج به تهران آمد و همکاری‌اش را با گروه‌های فعال آن زمان درزمینه موسیقی ایرانی یعنی عارف و شیدا آغاز کرد. اردشیر را به‌عنوان نوازنده کمانچه، قیچک و ویولن می‌شناسند، اما شهرتش بیش از همه به خاطر نوازندگی منحصربه‌فردش با ساز کمانچه است. ازنظر کامکار ارائه بی‌نقص هنر موسیقی ایرانی یکی از مهم‌ترین دلایلی است که محمدرضا شجریان را تا همیشه در تاریخ هنر این سرزمین ماندگار خواهد کرد. او می‌گوید:«به گمان من، شجریان را باید به‌عنوان یکی از توانمندترین خوانندگان موسیقی ایرانی در تاریخ به‌حساب بیاوریم. با این توضیح اگر به کارنامه پربار این آوازخوان شناخته‌شده نگاهی کنیم و از منظر فنی آثار او را تجزیه‌وتحلیل کنیم، درخواهیم یافت که این هنرمند در همه آلبوم‌هایی که در آن‌ها به‌عنوان خواننده حضور داشته، ارائه‌ای بی‌نقص داشته است. در این میان ممکن است عده‌ای این وجه را برآمده از استعداد ذاتی و منحصربه‌فرد این خواننده شناخته‌شده بدانند اما چنین نگاهی به گمان من درست نیست. هرچند آقای شجریان استعداد و توانمندی ذاتی درزمینه خوانندگی داشته اما نمی‌توان از تلاش و تمرین پیوسته و بدون وقفه او در دستیابی به این ویژگی چشم‌پوشی کرد.»هنرمندی با طیفی گسترده از طرفداراناین کمانچه‌نواز برجسته در ادامه توضیح می‌دهد:«همین تمرینات پیوسته هم او را سطحی از شناخت رسانده که طی آن بتواند به درکی عمیق از حنجره و توان صوتی‌اش برسد و بر اساس همین درک و شناخت هم بتواند بهترین کارایی را درزمینه خوانندگی داشته باشد. از سوی دیگر باید این نکته را هم مدنظر قرار داد که محمدرضا شجریان ادبیات فارسی و موسیقی ایرانی را به‌خوبی می‌شناسد و همین شناخت سبب شده تا برای همه لحظاتی که آواز می‌خواند، برنامه‌ریزی کند و با تسلط کامل آثار را اجرا کند. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌هایی که امروز برای استاد شجریان باید برشماریم این است که علاقه‌مندان به هنر این خواننده بلندآوازه تنها مربوط به یک طبقه یا گروه اجتماعی نیستند و در میان طبقات مختلف اجتماعی و مالی در ایران می‌توان آدم‌های زیادی را سراغ گرفت که عاشق هنرمندی این خواننده بزرگ هستند.»

یکی از اعضای گروه موسیقی کامکارها در بخش دیگری از سخنانش با تأکید بر این‌که محمدرضا شجریان با بهره‌گیری از موسیقی ایرانی که در دهه قبل تنها در میان گروه خاصی از مردم موردتوجه بود، توانست به ذهن و ضمیر مردمان ایران‌زمین در گروه‌ها و طبقات مختلف اقتصادی و اجتماعی نفوذ کند، افزود:«او امروز طرفداران زیادی در میان جوانان، کهن‌سالان، دانشجویان، کسبه، فرهیختگان و عموم مردم داشته باشد. نام آقای شجریان حدود ۶ دهه در آسمان موسیقی ایران درخشیده و به‌جرئت می‌توان گفت در طول همه این سال‌ها، این هنرمند در اوج قرار داشته است. این نکته درباره عموم هنرمندان صدق می‌کند که در طول دوران فعالیتشان آثاری در کارنامه آن‌ها قرار می‌گیرد که تا همیشه از آن یاد می‌شود و به‌عنوان نقاط عطف هنری درباره آن‌ها به چشم می‌خورد. درباره آقای شجریان اما این‌طور نیست و من با تمام وجود معتقدم همه آثار منتشرشده با صدای این خواننده توانمند و استثنایی کیفیت و استانداردی متفاوت داشته و هرکدام در جایگاه خود می‌تواند به‌عنوان بهترین اثر در کارنامه هر هنرمندی به شمار برود.»قدیمی‌ترین شاگرد شجریانمحسن کرامتی هم یکی از هنرمندانی است که با همدلی درباره محمدرضا شجریان و دلایل ماندگار شدن نام او به گفت‌وگو نشسته است. او را قدیمی‌ترین شاگرد خسروی آواز می‌دانند. هم مدرس آواز و خواننده است هم نقاش و مترجم و محقق. «محسن کرامتی» که به لحاظ سنی هم از بقیه شاگردان شجریان بزرگ‌تر است، در طول دوران فعالیتش در عرصه موسیقی با نام‌های شناخته‌شده آهنگسازی و نوازندگی ایران همکاری کرده و کنسرت‌ها و آلبوم‌های گوناگونی با صدای او در بازار موسیقی ایران وجود دارد. از سوی دیگر کرامتی تا امروز بیش از چهل عنوان کتاب را در عرصه هنرهای تجسمی ترجمه کرده و می‌توان از این باب هم او را شخصیتی متمایز به‌حساب آورد. بیش از همه اما تدریسش درزمینه آواز شهره شده، آن‌هم به دلیل تحت تعلیم قرار دادن هنرجویان بسیاری در این زمینه که از محضرش بهره برده‌اند و تعدادی از آن‌ها امروز به‌عنوان خواننده در عرصه موسیقی در ایران فعالیت می‌کنند.
او در مواجهه با این پرسش که از نگاه محسن کرامتی، چه اتفاقی افتاد که محمدرضا شجریان بدل به استاد محمدرضا شجریان شد، می‌گوید:«آقای شجریان خواننده‌ای توانمند بود که زحمات زیادی کشید تا بتواند به جایگاهی که امروز دارد، دست پیدا کند. خوب است یک خاطره را برایتان بازگو کنم تا متوجه شوید استاد شجریان برای آواز خواندن چقدر زحمت کشید. به یاد دارم که بنا بود کنسرتی را روی صحنه ببرم. همایون هم آن زمان پشت‌صحنه در کنار من بود. البته در آن ایام به‌عنوان نوازنده تنبک شناخته می‌شد و هنوز هیچ‌کس نمی‌دانست که بناست به‌عنوان خواننده هم در آینده فعالیت کند. آنجا گفتم چرا همین امروز باید صدای من بگیرد؟ همایون گفت: اصلاً نگران نباش. مگر ما چند نفر خواننده داریم؟ در ادامه هم گفت اگر من مثل بابا روزی ۵ ساعت تمرین می‌کردم، می‌گفتم نوازندگی یعنی چه؟»شجریان از دیگران استادتر بوداین خواننده باسابقه موسیقی ایرانی افزود:«از این کلام می‌شود فهمید که آقای شجریان در ایامی که به‌عنوان خواننده‌ای یکه‌تاز در عرصه موسیقی ایرانی فعال بوده، روزانه ۵ ساعت تمرین کرده است. آقای شجریان در طول دوران ردیف موسیقی ایران را زیرورو کرد و مدام زحمت کشید تا تبدیل به شجریان شود. شما نباید شک کنید آقای شجریان از دیگران واقعاً استادتر است. آقای شجریان ازنظر سواد و فهم ادبیات هم از دیگران تواناتر بود و در این موارد واقعاً نباید شک کرد. من این نکات را با توجه به سابقه حضور چند دهه در کنار ایشان، می‌گویم. البته خوانندگانی همچون آقای گلپایگانی و آقای ایرج حتماً چهچه‌های بهتری می‌زدند، اما آقای شجریان با توجه به پیشینه‌ای که در قرائت قرآن داشت، واقعاً از همه نظر در قیاس با دیگران توانایی بیشتری داشت. ایشان به‌واقع صاحب‌سلیقه بود و توانست با بهره‌برداری از همه ویژگی‌های مثبتی که در خوانندگی آقای گلپایگانی، آقای ایرج، آقای طاهرزاده، آقای قوامی و دیگران وجود داشت، سبکی مخصوص به خودش را ایجاد کند.»
کرامتی با اشاره به این‌که هر انسانی نقاط مثبت و منفی کم‌وبیش مشابهی با اغلب انسان‌ها دارد، ادامه داد:«ممکن است افرادی ازنظر رفتاری انتقاداتی به آقای شجریان داشته باشند، اما انصاف نیست که توانایی منحصربه‌فرد و یگانه ایشان درزمینه آواز را در این میان نادیده بگیریم. من امروز بیش از سی سال است که مشغول تدریس ردیفی هستم که از ایشان آموخته‌ام و روزبه‌روز بیشتر به این نتیجه می‌رسم که هیچ‌کس با این سلیقه و به این زیبایی آواز طراحی نکرده است.»آوازخوان خوب یا آموزگار خوب؟شاید حالا فرصت مناسبی باشد برای طرح یک پرسش بنیادین؛ این‌که محمدرضا شجریان را باید آوازخوان بهتری بدانیم یا آموزگار بهتری. قدیمی‌ترین شاگرد این خواننده می‌گوید:«آقای شجریان درزمینه تدریس آواز هم واقعاً تلاشگر بود و گاهی پیش می‌آمد یک جمله را بیش از بیست بار تکرار کند تا شاگردی که نمی‌توانست متوجه شود، آن جمله را به‌درستی بیان کند. گاهی این تکرارها به‌قدری زیاد می‌شد که حوصله هر یک از ما به‌عنوان هم‌شاگردی ممکن بود، سر برود. وقتی به محضر آقای شجریان رفتم، هیچ‌چیز نمی‌دانستم، اما وقتی از محضر ایشان مرخص شدم، کل ردیف را آموخته بودم.»

آخرین و شاید تنها نسل از هنرآموزانی که به شکلی مستمر در محضر محمدرضا شجریان به فراگیری موسیقی ایرانی پرداختند و در کلاس‌های او شیوه آوازی سیدحسین طاهرزاده را آموختند، شش نفر بودند؛ محسن کرامتی، معصومه مهرعلی، مظفر شفیعی، قاسم رفعتی، علی جهاندار و حمیدرضا نوربخش. آن‌ها تا روزهای پایانی تدریس شجریان با او ماندند و سعی کردند همیشه رسم شاگردی‌اش را به‌جا بیاورند. البته کم نیستند کسانی که در طول سال‌های گذشته یا در کارگاه آوازی شجریان شرکت داشتند و امروز از او به‌عنوان کسی که نزدش تلمذ کرده‌اند، یاد می‌کنند یا دیدارهایی البته غیرمستمر را با خسروی آواز ایران داشته‌اند و همان دیدارها را دلیلی می‌دانند برای معرفی خودشان به‌عنوان شاگردان این خواننده بنام موسیقی ایرانی. از آن‌ها که صرف‌نظر کنیم و آن شش نفر را هم که کنار بگذاریم، کسانی ازجمله محمد عرفانیان، حسام‌الدین سراج، ملک بابایی، علی رستمیان و یکی دو نفر دیگر هم هستند که یا جایی غیر از میعادگاه نام‌هایی که پیش‌تر آمد، از محضر استاد موسیقی ایرانی بهره برده‌اند یا برای مدتی کوتاه‌تر در مقایسه با آن‌ها در رکاب او بوده‌اند.تنها زنی که در محضر شجریان دوره دیددر روزگاری که شاگرد شجریان بودن، بدل به پرچمی شده که عده‌ای با برافراشتنش می‌خواهند برای خودشان اعتباری به چنگ بیاورند، معصومه مهرعلی تنها زنی است که یادگیری از شجریان را از سال ۱۳۵۷ آغاز کرد و چند دهه در کلاس درس او حضور داشت. او تنها بانویی است که این‌همه سال زیر نظر شجریان شیوه‌های آوازی را فراگرفت و خسروی آواز به او لقب خواننده‌ای با صدایی قدیمی را داد که بنا بود در مسیر آموزش به قمرالملوکی باسواد بدل شود. مهرعلی در این سال‌ها چندان با رسانه‌های مختلف گفت‌وگو نکرده است، اما وقتی سخن از شجریان و شاگردان او به میان می‌آید، نمی‌توانیم از نام این خواننده و مدرس باسابقه آواز ایرانی صرف‌نظر کنیم و حضورش را نادیده بگیریم؛ چنان‌که برخی تلاش کردند او و هنرش را نبینند. این بانوی آوازخوان در مواجهه با این پرسش که چه عامل یا عواملی نام محمدرضا شجریان را در آسمان هنر ایران بدل به ستاره‌ای پرفروغ کرد، می‌گوید:«یکی از مهم‌ترین مشخصه‌هایی که در وجود استاد شجریان همواره خودنمایی کرده، جدیت، پیگیری و تلاش ایشان برای دستیابی به هدفی که مدنظر داشته‌اند، بوده است. این ویژگی از نگاه من در اغلب خراسانی‌ها وجود دارد. کافی است به نام چهره‌های فعال درزمینه هنر در طول سال‌های گذشته نگاهی بیندازید تا دریابید همه آن‌ها برای زندگی‌شان چشم‌اندازی را در نظر گرفته‌اند و بر اساس همان چشم‌انداز در مسیر حیات گام برداشته‌اند. انسان‌های برآمده از خراسان با منطق ارتباط تنگاتنگی دارند. البته مقصودم این نیست که احساساتی نمی‌شوند، اما هنرمندان خراسانی هم در کنار احساس با منطق در کارشان پیش می‌روند. من در تجربه زندگی در این سال‌ها دوستان خراسانی زیادی داشته‌ام که هرکدامشان در عرصه‌ای که فعالیت می‌کردند، به موفقیت رسیدند حال می‌خواهد این عرصه بازار باشد یا هنر.»شجریان مدیون تلاش‌های خود استاین خواننده پیشکسوت در ادامه با یادآوری خاطره‌ای از دورانی که به‌عنوان هنرجو سر کلاس درس خسروی آواز حاضر می‌شد، گفت:«استاد، یک‌بار برایمان گفتند: «من از صدای پنبه‌زن هم، الهام موسیقایی دریافت می‌کنم». به گمان من هر کس پیگیری استاد شجریان را در کارهایش داشته باشد، به نقطه آخر خودش خواهد رسید. با این توضیح، آقای شجریان در طول سال‌های فعالیتشان پشتکار زیادی برای رسیدن به هدف داشتند و اگر در این راه مشکل یا مانعی هم پیش می‌آمد، کنار نمی‌کشیدند. به نظر من، هر کس با استعداد و پشتکار آقای شجریان در هر مسیری گام بردارد، حتماً به هدفش خواهد رسید. البته خوب است به این نکته هم اشاره کنم که انسان‌های تلاشگر معمولاً از کسانی که استعداد زیادی داشته‌اند اما تلاش زیادی نه، موفق‌تر شده‌اند.»

او به ثبات و ایستادگی محمدرضا شجریان هم اشاره می‌کند و می‌گوید:«در روزگاری که در اوایل انقلاب، موسیقی در ایران ممنوع شد، بسیاری از خوانندگان و نوازندگان و آهنگسازان شناخته‌شده کنار کشیدند، اما آقای شجریان در میدان ماندند و همین مصمم بودن درنهایت ایشان را به شناخته‌شده‌ترین هنرمند در این عرصه تبدیل کرد. خوب است در این میان خاطره‌ای را هم نقل کنم. آقای حسن عسگری صدابردار قدیمی به منزل ما آمده بود. ایشان تعریف می‌کرد: یک‌بار بعد از تمام شدن کار ضبط اثری در استودیو، آقای شجریان را سوار بر ماشینم کردم تا ایشان را به منزلش برسانم. در طول مسیر آقای شجریان حتی یک کلمه هم با من سخن نگفتند، چون یک ملودی به ذهنشان رسیده بود و در آن ایام موبایل هم نبود که با استفاده از آن بشود آن ملودی را ضبط کرد. آقای شجریان برای این‌که آن ملودی از ذهنشان نرود تا جلوی در منزلشان روی آن تمرکز کرده بودند و وقتی هم به خانه رسیدند از ماشین پیاده شدند و همین‌طور که داشتند ملودی را زمزمه می‌کردند، دست تکان دادند و با من خداحافظی کردند. منظور آقای عسگری هم این بود که آقای شجریان تا رسیدن به هدفش دست از آن برنمی‌داشتند.»دعا برای آرامش!در این روزگار احتمالاً بسیاری از علاقه‌مندان به آوازخوان شهیر تاریخ موسیقی ایران، حس و حالی دارند، درست برعکس حس و حالی که او وقتی در ماشین آن آقای صدابردار نشسته بود، داشت؛ او بیم داشت که نکند ملودی را از یاد ببرد. مردم ایران اما او را حتی اگر برای فراموش‌شدنش یک لشکر بسیج شود، از یاد نخواهند برد. حالا درست دو هفته بعد از هشتادمین زادروز او، بازهم او را راهی بیمارستان کرده‌اند. حال و احوال جسمی‌اش خوب نیست، اما خیلی‌ها همان‌طور که همایون از مردم ایران خواست، در این لحظات دارند برایش دعا می‌کنند. عموم جامعه و رسانه‌ها اما در این ایام همچون چند سال گذشته درباره وضعیت سلامتی او دچار سردرگمی شده‌اند. کاش واقعاً یک نفر مسئولیت خبررسانی به‌موقع درباره اوضاع‌واحوال جسمی استاد محمدرضا شجریان را بر عهده می‌گرفت تا تنها در فاصله یک ساعت این حجم از اخبار درست و غلط درباره وضع جسمی او به خورد افکار عمومی داده نشود. عمر که حتماً دست خداست، اما این نکته هم قطعی است که بخش زیادی از جامعه ایران در این روزها، از خدا می‌خواهند که به اسطوره آواز ایران آرامش عطا کند. الهی آمین!