افتونیوز _ سید محمد موحد اخیرا در مصاحبه ای گفته است که نامه استیضاح رئیس جمهور را امضا کرده است. این حق طبیعی هر نماینده ای است که بنا بر تشخیص خود و خواست قاطبه موکلینش در مجلس تصمیم بگیرد. در مقام مواخذه موحد از بابت این تصمیم نیستیم، اما تحلیل این تصمیم ما را به گذشته و آینده خواهد برد تا بیشتر روشن شود چه اتفاقاتی افتاده است تا موحد به این تصمیم برسد.
در میان نمایندگان مجلس فعلی موحد از قدیمی ترین آنهاست و شاید تنها نماینده ای باشد که زمانی با حسن روحانی در مجلس همدوره و در یک طیف تعریف می شدند. البته که موحد هرگز یک فرد سیاسی دارای موضع نبود و همیشه احوال در یک تردید و سردرگمی سیاسی به سر می برد، ولی اگر بخواهیم با مساحمه وی را در جریان های سیاسی تعریف کنیم او از ابتدا در همان طیف سنتی و محافظه کار جریان راست یا اصولگرای امروزی قرار داشت. جریانی که زمانی نمادش هاشمی رفسنجانی و بعدها ناطق نوری بود و افرادی همچون حسن روحانی، علی لاریجانی و محمدرضا باهنر نیز در همین طیف قرار میگرفتند. ولی موحد سیاسی نبود و نمیخواست هم سیاسی باشد. او بیشتر بواسطه مناسبات منطقه ای و نفود سنتی خود و برخی حامیانش موفق به ثبت رکوردهای دست نیافتنی در تاریخ مجلس شورای اسلامی شد.
موحد بعد از پایان دوره سازندگی نماینده مورد قبول اصلاح طلبان نبود و بسختی توانست روابطی هر چند جزیی با دولت اصلاحات و مدیران وقت آن برقرار کند. در دولت احمدی نژاد از آنجا که آن دولت یک دولت ایدئولوژیک تر بود تخاصم با موحد شدیدتر شد و موحد در دو سال ابتدایی آن دولت تنها به لطف دوستی با مسعود حسینی اندک کنش هایی از خود نشان داد که برهم زدن سخنرانی اش توسط مردم در جلوی احمدی نژاد در استادیوم آزادی دهدشت پایان تلخی برای وی بود.
روی کار آمدن حسن روحانی سبب برخی امیدواری ها برای موحد شد او اگر چه در انتخابات از روحانی حمایت نکرده بود اما خیلی زود با یک تیم غیر سیاسی و بسیار ضعیف که انتقادات زیادی حتی به نحوه پوشش غیر معمول آنها صورت گرفت راهی دفتر آیت الله رفسنجانی در مجمع تشخیص مصلحت نظام شد تا آیت الله برای موحد پادرمیانی کند. گفته می شود آیت الله وعده پادرمیانی داد اما جواب و نظر روحانی هر چه بود در عمل موسی خادمی استاندار دولت روحانی در چهار سال مدیریتش هیچ وقعی به موحدی ها نگذاشت و آنها نه تنها بخاطر این بی توجهی خادمی که بر این باورند تیم موسی خادمی و نیروهای نزدیک به آنها در کهگیلویه بیشترین نقش را در پیروزی عدل هاشمی پور و شکست موحد در سال ۹۴ ایفا کردند.
موحد در دوره جدید نمایندگی اش در دور یازدهم امیدوارتر می نمود. یک استاندار کاملا میانه رو در کنار یک‌ معاون سیاسی که گفته می شود رابطه نزدیکی با موحد دارد سبب برخی اقدامات انتصابی محدود از سوی موحد شد ولی با این وجود و حتی در غیاب تصمیم گیرنده اصلی استان یعنی غلام رضا تاجگردون، روشنفکر در حوزه انتصابات که تنها خروجی نمایندگان است موفق تر بوده است و در موارد زیادی مدیران کل با خواست و پیشنهاد روشنفکر برخی معاونین و مدیران شهرستانی خود را جابجا کرده اند.
حالا بعد از این اقدام موحد همان رابطه ادعایی موحد و جمالی به لاک احتیاط برای جمالی کشیده خواهد شد. هیچ بعید نیست موحد بعد از ناامیدی از همکاری استاندار و معاونینش شمشیر علیه دولت را از رو کشیده باشد . او خوب می داند دولت به پایان نزدیک است و این دولت و در چنین وضعیتی هیچ میلی به نزدیکی و تعامل با نمایندگان نخواهد داشت. موحد همچنین دنبال حفظ تاییدیه خود در نزد هسته تصمیم گیرنده سیاسی کشور است و هم تمام امید خود را بر دولت آینده – که به ظن بسیاری ها یک دولت اصولگرای رادیکال خواهد بود- بسته است تا در غیاب تاجگردون و اختلافات عمیق هسته مرکزی اصولگرایان رادیکال استان با روشنفکر بتواند اندکی از نفوذ موحد سالهای ۷۰ تا ۷۶ را زنده کند.
به نظر می رسد این حرکت موحد بیشتر تصمیمی است برای دیده شدن و ادامه مسیری است که با بزرگواری و چماق لری اش شروع شد و با حضور عدل در صحنه آتش زدن برجام تشدید شد و حالا موحد بعد از مدت ها سکوت و حتی معروف بودن به نماینده ساکت مجلس، ادامه کار و حیات خود را در ایستادن علیه دولت می داند. وی پیش از این به عدم حضور رئیس جمهور در جلسه رای اعتماد به وزیر صنعت، معدن و تجارت انتقاد کرده بود و حالا نامه ای را امضا کرده است که خود می داند از این نامه هیچ بخاری بر نخواهد خاست ولی رزومه ای برای موحد در نزد تندروهایی خواهد شد که خود را برای ریاست جمهوری و دولت آینده آماده می کنند.
موحد در انتخابات یازدهم مجلس با مایه گذاشتن از همان قرابت قدیمی اش با رفسنجانی توانست توجیه خوبی برای بخش زیادی از اصلاح طلبان استان و بویژه اصلاح طلبان بهمئی دست و پا کند تا در پشت سر وی بایستند و حالا این موضع موحد، اصلاح طلبان را بر سر دوراهی قرار خواهد داد که آیا اصلاح طلب باقی بمانند و از این حرکت موحد اعلام برائت نمایند و یا برای آنها اصلاح طلبی دیگر معنایی ندارد و به هیچ عنوان موحد را از دست ندهند. اتفاقی که برای طیف دیگری از اصلاح طلبان در زمان بزرگواری رخ داد و آن گروه از اصلاح طلبان هم نتوانستند تا آخر از بزرگواری دل بکنند.
گلبونگ