جمال اکوانیان
بغرنج‌ترین مشکل کنونی کشور که قریب به‌اتفاق مردم را درگیر خودکرده بدون شک مشکلات اقتصادی است که عوامل مختلفی دارد. اپیدمی بیکاری جوانان می‌تواند دلایل مختلفی ازجمله تحریم‌های خارجی، نبودن بسترهای شغلی و از همه مهم‌تر دلیل قانونی و … داشته باشد. حال می‌خواهیم ببینیم تصویب قانونی مبنی بر «منع اشتغال بازنشستگان» چه پیامدهایی دارد.

۱-علی‌رغم تأکیدات مکرر رهبر انقلاب بر حل معضل بیکاری جوانان، عملاً شاهد تغییر چشمگیری نبوده‌ایم و روزبه‌روز به خیل بیکاران تحصیل‌کرده افزوده می‌شود حال‌آنکه شاهد اعطای بخش چشمگیری از پروانه‌ وکالت، کارشناسی دادگستری، نظام‌مهندسی، ترخیص‌کاری خدمات گمرکی، داروخانه‌ها و … به بازنشستگان کشوری، لشکری و تأمین اجتماعی و کارمندان هستیم. بدیهی است در صورت ممنوعیت صدور و تمدید پروانه برای بازنشستگان و شاغلین، فرصت‌های شغلی چشمگیری برای جوانان ایجاد می‌شود.

۲ – جوانان از شور، انرژی و خلاقیت مضاعفی برای کار برخوردارند. قائل به از میدان خارج کردن پیشکسوتان نیستیم و بدون شک تجارب ارزنده‌ای دارند که می‌توانند در حوزه‌های دانشگاهی با دانشجویان و طلاب به اشتراک بگذارند نه آنکه تا آخر درصحنه بمانند و مجال و فرصت ورود و تجربه‌اندوزی را از جوانان بگیرند. آن‌هم در وضعیت کنونی که سیلاب بیکاری بخش اعظمی از جوانان را به باتلاق بی‌هدفی و بطالت و اعتیاد می‌کشاند و نیروی جوانی آنان را به اضمحلال کشانده است.

۳- در تمام جوامع بدیهیات و ضرورت‌های زیست اجتماعی و… ایجاب می‌کند که بعد از سن یا سابقه مشخصی نیروی جوان به صحنه بیاید. بدیهیات و مسلمات را نمی‌توان قربانی فرعیات کرد. ضمن آنکه قانون‌گذار هم در ماده‌واحده‌ای تحت عنوان قانون ممنوعیت به‌کارگیری بازنشستگان ۲۰/۰۲/۱۳۹۵ به این مهم صحه گذاشته گرچه متأسفانه نسبت به مقوله صدور پروانه‌ها غفلت ورزیده و اینک اصلاح و الحاق متممی به آن واجب می‌نماید.

۴ – مسئولان نظام به‌کرات بر مقوله ازدواج و فرزندآوری تأکید داشتند لکن متأسفانه به‌رغم این حرف‌ها شاهد افزایش شمار طلاق و کاهش آمار ازدواج هستیم که در متابعت از این پدیده‌های ناهنجار شاهد پایین آمدن سطح عفاف و رواج فحشا خواهیم بود. یقیناً یکی از عوامل بسیار مهم و عمده این آمار هولناک بیکاری جوانان، وضعیت نابه سامان اقتصادی است، لذا ایجاد هرچه بیشتر فرصت شغلی برای جوانان بیش‌ازپیش ضروری می‌نماید.

۵- نمی‌توان منکر آن شد که گاهی حقوق بازنشستگی کفاف مخارج و هزینه امروزی را نمی‌دهد، ولی بدون شک یک جوان بیکار و بدون درآمد به‌مراتب آثار تخریبی بیشتری می‌تواند روی یک جامعه داشته باشد تا یک بازنشسته کم‌درآمد. یک جوان برای نیازهای اولیه و اساسی زندگی می‌جنگد، درصورتی‌که یک بازنشسته برای درآمد تکمیلی و نیازهای ثانوی زندگی اقدام به اشتغال می‌کند، ضمن آنکه گاهی در برخی خانواده‌ها ادامه اشتعال بازنشسته‌ شاغل و عدم به‌کارگیری نیروی جوان موجب می‌شود جوانان تنبل و بی‌مسئولیت بار بیایند و متکی به خانواده باشند، بالقوه‌هایشان بالفعل نشود و منفعل بمانند.

۶ – شاید گمان رود که بازنشستگان در فضای برابر که رقابت حکم‌فرما بوده موفق شده‌اند درصورتی‌که این‌گونه نیست و بسیار دیده می‌شود که جوانان به خاطر ضیق مالی حتی از خرید کتاب‌های مرجع عاجز و ناتوان‌اند، ضمن آنکه استرس، اضطرابات و هجمه‌ای از مشغلات ذهنی فرصت رقابت آزاد را از یک جوان می‌گیرد.

۷- یک وکیل جوان در موازات با یک بازنشسته‌ وکیل شاید خیلی به چشم نیاید، حتی اگر بار علمی بیشتری داشته باشد. چون شخص بازنشسته به سبب شغل سابق، دامنه آشنایی و نفوذ بیشتری در جامعه دارد و حال اگر آن بازنشسته قاضی یا کارمند دادگاه بوده که دیگر وکیل جوان تقریباً منفعل است و از کارکرد می‌افتد و گرچه پروانه وکالت دارد، ولی عملاً بیکار و کم نیستند وکلایی که از عهده اجاره دفتر برنمی‌آیند. ضمن آنکه اخیراً بنا‌به اظهارات سخنگوی قوه‌ قضائیه شاهد دستگیری ۲۸ کارمند دستگاه قضا بوده‌ایم و این خود زنگ خطری است برای جلوگیری از نفوذ چنین افرادی.

۸ – تصویب قانونی مبنی بر (قانون ممنوعیت صدور و تمدید پروانه اشتغال برای بازنشستگان) می‌تواند فرصت‌های شغلی بسیار زیادی را برای جوانان به ارمغان بیاورد و به‌تبع آن بسیاری از پسران و دختران این سرزمین را می‌تواند به احیای سنت مبارکه پیامبر برخیزاند. «جور بیداد کند عمر جوانان کوتاه/ای بزرگان وطن بهر خدا داد کنید»

*وکیل پایه‌یک دادگستری و فعال اجتماعی