تحلیلی بر نتیجه انتخابات آمریکا
تجربه چهل سال تضاد میان دو کشور ایران و آمریکا حاکی ازآن است که دموکرات بودن یا جمهوری خواه بودن دولت ها تفاوتی در سیاست های کلان آمریکا مقابل ایران بوقوع نمی پیوندد. در مطالعه تاریخ دولت های حاکم در آمریکا ملاحظه می شود که بدترین قانون تحریم چهل ساله دشمنی آمریکا علیه ایران ” بعنی قانون داماتو” در دوره دموکراتها علیه ایران مصوب شده است و از نظر آماری بیشترین آمار تحریمی در دوره دموکراتها به تصویب رسیده است .لذا بر خلاف خوش بینی بعضی از سیاسیون و دولت مردان در پیروزی یک دولت دموکرات در آمریکا باید گفت اتفاق مهم و ملموسی بوقوع نخواهد پیوست . دموکراتها تنها تفاوتشان با جمهوری خواهان این است که با پنبه سر می برند و طرف مقابل را آرام آرام از بین می برند و پیچیده تر و استراتژیک تر عمل می کنند.
ولی در صورت پیروزی دموکراتها و انتخاب بایدن، در روزهای آینده شاهد دو اتفاق در بازار ارز و طلا خواهیم بود که یکی ناشی از شرایط روانی و دیگری عامدانه و توسط دولت مردان رقم خواهد خورد:
اول اینکه اثر روانی مثبتی آنهم کوتاه مدت شاید یک ماهه نهایتا سه ماهه برای کاهش قیمت ارز بوجود می آید که مقطعی و ناپایدار خواهد بود.
دوم اینکه دولت تدبیر امید و جریان اصلاحات از ذخایر ارزی خود برای کاهش قیمت ارز و ایجاد جو روانی مذاکره با آمریکا استفاده خواهند کرد تا در صورت مخالفت، اعلام کنند ریشه همه مشکلات موجود کشور ناشی عدم مذاکره با آمریکا می باشد .و در نتیجه همه زمینه را برای طرح ورود یک فرد دیپلمات مانند آقای ظریف به صحنه انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ آماده کنند تا شاید بتوانند بقای خود در عرصه قدرت را حفظ کنند و هم از زیر بار مشکلات و انتقادهای مردم انگشت اتهام را به سوی جریان مخالف تغییر داده و از این موضوع رهایی یابند.
همه تحلیگران و سیاستمدران نیک می دانند که تضاد ایران و آمریکا عمیق تر از تاکتیک های انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری در دو کشور است و در چهل سال گذشته شدت و حدت جبهه گیری کاندیداهای ریاست جمهوری دو کشور در تضاد یا مذاکره با طرف مقابل بیشتر مصرف تبلیغاتی و انتخاباتی داشته است ولی در اصل موضوع تغییری ایجاد نکرده است،زیرا در نهایت اگر دو کشور بر سر میز مذاکره هم قرار بگیرند یا اتفاق خاصی نمی افتد و یا اینکه اگر اتفاق نیم بندی بوقوع بپیوندد دولت بعدی به نوعی زیر بار تعهدات شانه خالی می کند.
تجربه مذاکرات ما در آخر دولت اصلاحات و تصمیمات معروف سعد آباد ( توافقات هسته ای)و توافقات نیم بند برجام در دولت تدبیر وامید دو نمونه از این مذاکرات است که در دولت های بعدی آمریکا با بد عهدی زیر پا گذاشته شد.
این یک واقعیت تلخ است که عرصه بین الملل یک عرصه آنارشیست است که اصل تتازع برای بقاء و اصل رئالیستی یعنی قدرت حاکم است .لذا هنجارها و قواعد بین المللی در راستای منافع ق۸درت مندان تفسیر و تعبیر می شود.
بنابراین اگر روزی قرار است بر میز مذاکره مقابل آمریکا بنشینیم باید آنقدر دستمان از کارت های بازی پر باشد و قدرتمند باشیم که نوع جمهوری خواه یا دموکرات بودن دولت آمریکا برایمان تفاوت نداشته باشد و بتوانیم منافع ملی خود را در این مذاکرات با عزت تامین کنیم.
علی دژمان ۱۳۹۹.۸.۱۶