محسن خرامین
همزمان با انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در ۳ نوامبر ۲۰۲۰ و اتفاقات بعد از آن شاهد مواجهه پیگیرانه و با حساسیت بخش زیادی از جامعه ایرانی نسبت به این اتفاق بودیم. تحلیل‌ها و نظرات بسیاری در این رابطه به میان آمد. گروهی سلبی و گروهی ایجابی به این رویداد پرداختند تا در نهایت عکس‌العمل هر دو گروه بازتاب این واقعیت باشد که بخش‌های وسیعی از جامعه ایران بخشی از سرنوشت خود را در گرو تحولات آمریکا می‌بیند. گروهی نیز بر حسب عادت مالوف شان شروع به جوک سازی و تدوین کلیپ‌های طنز در همین رابطه کردند که این رفتار شکل دیگری از واکنش به موضوع بود. ایرانی‌ها بعد از کوبایی‌ها و ایرلندی‌ها(پدران بایدن از ایرلند به آمریکا مهاجرت کرده‌اند) حتی بالاتر از خود آمریکایی‌ها رتبه سوم و شهر تهران رتبه اول بیشترین جست‌وجوی اینترنتی را در مورد این انتخابات در جهان به دست آوردند. این در حالی است که در این آمار و در میان ده کشور اول نامی از روسیه و چین نبود. اما واقعیت مسئله آن است که این موضوع عمیق‌تر از نگاه‌های سطحی و طنزآمیز است و نباید کل اتفاق را به چند جوک و شوخی محدود کرد. از یک طرف آمریکا دهه‌هاست ابرقدرت جهان تک‌قطبی است و نه تنها برای ایران که سرنوشت و اتفاقات آن برای همه کشورهای دنیا مهم و تاثیرگذار است…

پس طبیعی است که دنیا و سیاستمداران و حتی مردم کشورهای مختلف اخبار این انتخابات را که یک طرف آن یک شخصیت کاملا خاص به نام ترامپ قرار دارد، پیگیری کنند. هر چند بر خلاف ایران و سایر مردم کشورهای جهان سوم این دنبال کردن در کشورهای توسعه یافته بیشتر از سوی سیاستمداران و نخبگان انجام می‌گیرد. نکته دیگر نقش و تاثیر رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی در مدیریت افکار عمومی و موج‌آفرینی است. هدایت افکار عمومی بخشی از کارکرد شبکه‌های اجتماعی است و در گذشته نیز هر زمان به فراخور شرایط کنترل فضا را در دست داشته‌اند، به‌ویژه که در زمان همه‌گیری کووید۱۹ و تعطیلی بسیاری از مشاغل و فعالیت‌های بخش وسیعی از مردم سرگرمی و کاری جز پناه بردن به اخبار و شبکه‌های اجتماعی ندارند.

این دو موضوع به‌علاوه دو واقعیت دیگر که با غلظت بالایی در جامعه امروز ایران موج‌می‌زند، در بررسی چرایی شدت مواجهه ایرانیان با این رویداد به فهم موضوع کمک‌ می‌کند:

یک؛ نحوه مواجهه ما با شبکه‌های اجتماعی یک مواجهه متفاوت است. برای مثال باید به کامنت‌های ایرانیان در زیر پست برخی فوتبالیست‌های معروف یا آمار بالایی که مدام ایرانیان در «ترند» شدن برخی موضوعات در توئیتر و سایر شبکه‌های اجتماعی ثبت می‌کنند، اشاره کرد.

دوم؛ جامعه ما در واقعیت نیز رفتارهای متفاوتی از خود بروز می‌دهد. حضور خانوادگی برخی هموطنان بر سر مرزهای شمالی برای تماشای جنگ‌ موشکی میان آذربایجان و ارمنستان که نه در کل جهان که در گذشته هم بی‌سابقه بوده، یک نمونه از این تفاوت‌هاست. بخش زیادی از تحلیل‌گران و کارشناسان حوزه‌های مختلف با نگاه انتقادی و آسیب‌شناسانه به نقد و بررسی نحوه مواجهه ایرانیان با انتخابات آمریکا پرداخته‌اند. نگارنده منکر ایراد گرفتن بر این موضوع نیست، بلکه از منظری دیگر به این اتفاق می‌پردازد و آن اثرات مثبت مواجهه مردم با یک اتفاق بزرگ‌ در سطح جهانی است. فارغ از ارزش‌گذاری نسبت به ‌دموکراسی آمریکایی و قوت و ضعف آن، به‌ویژه از منظر صداوسیما و کارشناسان آن، صرف پیگیری این انتخابات می‌تواند به مثابه یک دوره آموزشی و سنجه‌‌ای برای مقایسه و خودارزیابی باشد.

پیگیری و حساسیت جامعه ایران برای این سوژه جهانی نیز تمام خواهد شد و بعد از این دوره مردم با شناخت بیشتری سیاست‌های کاخ سفید و کشور آمریکا را دنبال خواهند کرد و صرفا از دریچه شیطان مطلق، تقدیرگرایانه یا آمریکای ورشکسته به تحولات نگاه نخواهند کرد. انتخابات و صندوق رای و اتفاقات مربوط به آن، یک جز از اجزای بی‌شمار ‌دموکراسی در هر جامعه‌‌ای است که نمی‌توان با اتکا به خوب و بد آن به تنهایی نهاد ‌دموکراسی را قضاوت کرد؛ اما نمونه‌‌ای است برای پی بردن به بسیاری از واقعیت‌های هر جامعه‌‌ای همچون امنیت، آزادی‌های سیاسی، نقش رسانه‌ها، انتقال مسالمت‌آمیز قدرت و اعتماد عمومی. مردم ایران اکنون تجربه‌‌ای هر چند دور از یک انتخابات دیگر در جلوی چشم خود خواهند داشت و بهتر می‌توانند راجع به وضعیت سیاسی در جامعه ایران، انتخابات و مشارکت‌های حماسی خود قضاوت کنند.