به گزارش افتونیوز به نقل از ایرنا، داغترین بحث این روزها در کنار اوج گیری کرونا، باز شدن مدارس است. زیرا آموزش دانش آموزان به اندازه سلامت آنها اهمیت دارد و آموزش موضوعی نیست که بتوان آن را تعطیل کرد و یا نادیده گرفت.

اما آموزش در شرایط کرونایی به سادگی آموزش حضوری نیست. در این نوع از آموزش خانواده ها به اندازه دانش آموز درگیر کلاس و درس هستند و دردسر دارند. اما جنس دردسرهایشان با هم فرق دارد.

دغدغه های دانش آموزی

محمد طاها دانش آموز کلاس سوم می گوید: «من دوست دارم هر وقت وارد کلاس شاد می شوم به همه دوستانم سلام کنم و حالشان رابپرسم اما مادرم اجازه نمی دهد و وقتی هم پیام می فرستم مادر متین در گروه با ما دعوا می کند.»

او از اینکه پدر و مادرها و حتی مدیر و معاون هم در کلاس درس حضور دارند احساس خوبی ندارد.

ارسلان دانش آموز کلاس دومی اما ازپیغام «خطا در اتصال» که مدام برایش تکرار می شود گلایه دارد.

فاطیما دانش آموز کلاس ششمی هم کاربرگ های زیادی که معلم برایش ارسال می کند را آزار دهنده می داند و می گوید احساس می کنم از صبح تا شب در مدرسه ام و هیچ وقتی برای خودم ندارم. دلم می خواهد زودتر مدارس باز شود.

دردسرهای والدین

اما دردسرهای والدین کمی بیشتر از دانش آموزان است. در واقع والدین در آموزش مجازی مجبورند به رغم میل باطنی و صرفا برای کمک به فرزندشان، پابه پای وی خصوصا در سه پایه اول در کلاس درس حاضر شوند و مشق بنویسند و یادبگیرند. که این دردسرها کار را برای خانواده ها سخت می کند.

فاطمه جعفری مادر یک دانش آموز کلاس دومی در این باره می گوید: من نه معلم هستم و نه اصول، فنون و مهارتهای آموزش خصوصا از نوع مجازی را می دانم با این حال آموزش مجازی مرا بیشتر از پسرم درگیر کرده است.

وی می گوید: آموزش در شبکه شاد خسته کننده است زیرا شبکه قطع و وصل می شود و به سختی می توانم بچه بازیگوشم را متقاعد کنم که ساعتها منتظر بماند تا ترافیک شبکه تمام شود و درسهایی که معلم به صورت آنلاین تدریس کرده را به صورت بازپخش ببیند.

این مادر می‌گوید: در کلاس مجازی فرزندم زمینه تعامل فراهم نیست و کلاس مطابق با سطح دانش آموزان نیست در نتیجه برای فرزندم جذابیتی ندارد و بارها دیده ام فرزندم در معدود مواردی که توانسته در کلاس انلاین شبکه شاد حضور یابد از فرصت استفاده کرده و به جای دیدن فیلم آموزشی برای خود بازی دانلود کرده است.

بانو صالحی مادر دیگری است که دو فرزندش یکی در پایه ششم و دیگری در پایه نهم در حال استفاده از شبکه مجازی هستند. وی می گوید: ساعتها باید گروه های مجازی واتساپ و شاد فرزندم را رصد کنم. درس را دریافت کنم و دوباره به فرزندم منتقل کنم که این کار انرژی زیادی از خانواده می گیرد و از طرفی به رابطه من و فرزندم نیز خدشه وارد کرده است.

صالحی ادامه می دهد: برای من آموزش ریاضی پایه نهم به پسرم کار سختی است زیرا خود من نیز مهارتی در این درسها ندارم و همین باعث بی انگیزگی فرزندم به تحصیل شده است و نگرانم می کند.

عدالت، گمشده آموزش مجازی

زندی نیز جز آن دسته از پدرانی است که مستقیم بر امور تحصیلی فرزندش نظارت دارد و می گوید: اگر آموزش و پرورش تکلیف دانش آموزان را مشخص می کرد و کلاسها را به صورت مشخص مجازی یا حضوری برگزار می کرد شاید معلمان با تمرکز انرژی خود روی یک نوع از آموزش، می توانستند کیفیت آموزش را بالا ببرند و یا از روشهای خلاقانه تری استفاده کنند.

وی با بیان مثالی ادامه می دهد: فرزندم در یکی از مدارس دولتی سطح شهر در یک کلاس ۳۶ نفری تحصیل می کند تنها یکی از والدین فرزندش را به مدرسه می فرستد و معلم ناچار است به خاطر همین یک دانش اموز کلاس را حضوری برگزار کند وسطح کلاس در حد همان یک‌نفر و سوالهایش است.

زندی می افزاید: حال در این‌میان اینترنت قطع می شود و یا صدا نمی رسد و یا به هر دلیل دیگری معلم می گوید من وظیفه ای که بر عهدم ام بوده را انجام داده ام و از صفحه فلان تا فلان مشق بنویسید و برایم ارسال کنید.

وی ادامه می دهد: طبیعی است که در چنین کلاسی حق آن ۳۵ نفری که به کلاس نرفته اند ضایع می شود.

زندی می گوید: فرض کنید همه دانش آموزان به کلاس می رفتند و یک نفر در خانه می ماند به نظر شما آیا می شد کلاس را مطابق با سطح و امکانات آن یک نفر برگزار کرد؟ پس حالا باید عدالت برقرار شود و شرایط آنهایی که به صفحات کوچک گوشی چشم دوخته اند نیز در نظر گرفته شود.

باید از دردسرهای شاد استفاده ببریم

با همه این دردسرها اما سعیده ظفرپور کارشناس علوم تربیتی می گوید:باید از دردسرهایی که شاد و آموزش مجازی ایجاد می کنند نهایت استفاده را ببریم تا بتوانیم خود را برای هر شرایط و بحرانی آماده کنیم.

وی یادآوری می کند: نمی توان از یک فرمول و دستورالعمل برای همه دانش اموزان استفاده کرد. حتی در یک خانواده نیز برنامه ریزی تحصیلی برای دانش آموزان باید متفاوت باشد.

به باور ظفرپور دانش آموزان سه پایه اول این روزها نسبت به تمامی مقاطع، روزهای سخت تری را می گذرانند زیرا شیرین ترین روزهای تحصیلشان را باید در خانه، بدون هیچگونه ارتباطی با جمع، فارغ از شیطنت های کودکی و با سخت گیری های ایده آل گرایانه خانواده بگذرانند.

وی می گوید : دغدغه های آموزشی برای دانش آموز کلاس پنجم یا ششم خانواده با سه پایه اول متفاوت است زیرا دانش آموز این پایه، در سالهای گذشته لذت ارتباط اجتماعی را چشیده است اما حالا از ارتباط محروم شده پس از گوشی به عنوان ابزار ارتباط گیری با دنیای بیرون استفاده می کند و این همان مساله ای است که خانواده ها را نسبت به آموزش مجازی نگران می کند.

وی یاد آوری می کند:بسیاری تصور می کنند دلیل خانواده ها برای ممانعت فرزندانشان از ورود به فضای مجازی و اینترنت ترس برای دسترسی به محتواهای مستهجن و یا مبتذل است در حالی که خانواده بیشتر نگران ابطال وقت فرزند در فضای مجازی و جستجوی اینکه فلان بازیگر و ورزشکار و سلبریتی چه می کند است.

وی ادامه می دهد: حتی جنسیت دانش آموز هم در تعیین نوع و شیوه آموزش اهمیت دارد زیرا دخترها نسبت به پسرها اغلب علاقه مندتر و منضبط تر درس را در فضای مجازی پیگیری می کنند.

ظفرپور می گوید:از سویی نرم افزار شاد نیز که قرار بود نقش کلاس درس و مدرسه را ایفا کند آنچنان که بسیاری از خانواده ها می گویند نتوانسته از پس این حجم از دانش آموز بر بیاید و ساعتهایی از شبانه روز کاملا قطع شده است.

شرایط برای همه یکسان است

ممکن است بسیاری از زیرساختها بنالند و مشکل اصلی را متوجه زیرساختهایی مانند اینترنت بدانند با این حال این کارشناس علوم تربیتی می گوید: در شرایط کرونایی با وجودی که شرایط برای همه یکسان است اما مدارس غیر انتفاعی بهتر توانسته اند مشکلات را شناسایی و برای حل آن برنامه ریزی کنند.

ظفرپور ادامه می دهد: کیفیت تحصیلی در مدارس غیرانتفاعی به معنای این نیست که آنها کاری اضافه تر انجام داده اند و یا از زیرساخت دیگری استفاده کرده اند بلکه آنها توانسته اند از ظرفیت و فرصت های موجود استفاده بهتری برده اند.

ظفرپور با بیان مثالی ادامه می دهد: در آموزش به شکل سنتی و حضوری برخی مدارس در برخی مناطق خصوصا شهر یاسوج در دو شیفیت چرخشی کار آموزش دانش آموزان را به عهده داشتند که ایجاد مدارس دو شیفته صرفا از روی ناچاری به دلیل کمبود فضای آموزشی بود.

وی ادامه می دهد: حالا در شرایطی که مدارس به صورت مجازی پیش می روند همچنان دانش آموزان به همان روال سابق باید یک هفته شیفت صبح و بک‌هفته شیفت عصر از آموزش مجازی استفاده کنند.

محدودیت های مجازی

ظفرپور یادآوری می کند: در آموزش حضوری شیفت چرخشی چندان محدودیتی برای دانش آموز و خانواده اش ایجاد نمی کرد زیرا خانواده تنها باید برای رفت و آمد فرزند برنامه ریزی می کرد و این مساله نیز با استفاده از سرویس یا تاکسی حل می شد.

وی می افزاید: اما در آموزش مجازی خصوصا در پایه ابتدایی دانش آموز چه برای آموزش و چه برای انجام تکالیف متکی به خانواده است. به عبارتی در بیشتر مواقع به دلیل همان مشکلات زیرساختی یکی از والدین مجبور است ابتدا درس را از معلم دریافت کرده و به دانش اموز منتقل کند. این بدان معناست که یکی از والدین درگیر تحصیل فرزند است و شیفت چرخشی باعث می شود در یکی از شیفتها دانش اموز شرایط سختی داشته باشد و یا به صورت صد درصد کلاس را از دست بدهد.

این کارشناس تربیتی می گوید: مدارس غیر انتفاعی اما این محدودیت ها را ندارند و معمولا با هماهنگی با والدین خصوصا شاغل ها، ساعت کلاس را مشخص می کنند که گاها دیده می شود کلاس ساعت ۸ تا ۱۰ شب برگزار می شود.

وی گریزی به ساعت کلاسها نیز می زند و می گوید: دانش آموز وقتی حضوری به کلاس می رفت در یک ساعت درس می خواند بحث و تعامل داشت و بعد هم زنگ تفریح داشت.

در این زمان معلم، ناظم و مدیر بالای سر او بودند و اتفاقا هر دانش آموزی هم شیطنت می کرد با این عنوان که به اولیایش اعلام می شود تهدید می شد و جز در موارد اندکی این تهدید تاثیر لازم را داشت.

وی می گوید اما حالا دانش آموز در خانه نشسته و تلویزیون، تبلت، گوشی، یخچال پر از خوراکی، سایر اعضای خانواده و وسایل بازی در اطرافش است و از سویی هیچ تعاملی با کلاس درس هم ندارد و صرفا شنونده است و به ندرت در کلاس مشارکت دارد.

آموزش مجازی روشهای خلاقانه نیاز دارد

وی می گوید: چنین دانش آموزی را جز با روشهای خلاقانه نمی توان از ساعت ۸ صبح تا ۱۲ ظهر پای سیستم یا شبکه اموزشش نشاند در حالی که خصوصا در مقاطع ابتدایی اغلب دروس به جز ریاضی و فارسی به زمان زیادی نیاز ندارند. و وادار کردن بچه ها و خانواده هایشان به پر کردن ۴ تا ۵ ساعت زمان در اینترنت نتیجه ای جز دلزدگی دانش آموز و از سویی ایجاد زمینه گشت و گذار بی هدف کودک در فضای مجازی ندارد در نتیجه باید در مدت زمان کلاس ها نیز تجدید نظر بشود و در زمان مفیدی که دانش اموز کشش دارد حداکثر استفاده را برد.

وی می گوید: در اموزش خصوصا از نوع دولتی ان باید خلاقانه تر عمل کرد تا دانش اموزان در این یکی دو سال پیش رو از درس فاصله نگیرند.

وی می گوید: حضور دانش اموزان در مدارس اختیاری است این بدان معناست که سرانه ناچیزی که برای مدارس و دانش اموزان در نظر گرفته می شود باید صرف برق، آب، گاز و خدماتی شود که عملا به رشد دانش اموز کمکی نمی کند در حالی که می توان معدود دانش اموزانی را که به مدرسه می روند شناسایی کرد و اگر حضور انها در کلاس ناشی از مشکلات زیرساختی است، ان را حل کرد و اگر خانواده ها برای راحتی خود فرزندشان را به مدرسه می فرستند جلوی آنها گرفته شود.

وی می گوید : هیچ کس ازخانواده نگرانتر و دلسوزتر برای دانش آموز نیست باید اعلام کنند اگر مثلا یک سوم خانواده ها تشخیص دادند که فرزندشان را حضوری به کلاس بفرستند آنگاه تدریس حضوری در اولویت باشد.

وی ادامه می دهد : باید در شیوه های سنتی خلاقیت به خرج داد و اگر برگزاری کلاس اجباری است، می توانند به جای اینکه یک نفر هر روز به کلاس برود و سایرین در خانه کلاس را دنبال کنند، کلاس را به گروه های دو تا سه نفری و بیشتر تقسیم کنند و هر روز از ماه را به سه نفر از این دانش آموزان اختصاص داد تا والدین آسوده خاطر فرزندشان را به مدرسه بفرستند.

در این شرایط دانش اموز و معلم با آشنایی چهره به چهره با هم علاقه بیشتری به کلاس پیدا کنند.

مشکلات را احصا کرده ایم

البته مدیرکل آموزش و پرورش استان می گوید تمامی مشکلات آموزش مجازی و شبکه شاد را احصا کرده و به وزارتخانه اعلام کرده ایم و امیدواریم برطرف بشوند.

اگرچه هنوز کیفیت آموزش مجازی نسبت به حضوری قابل مقایسه نیست اما آموزش مجازی در محدودیت های کرونایی توانسته دست کم بخشی از دغدغه و نگرانی ها را از بین ببرد با این حال نباید فراموش کرد بیش از نیمی از جمعیت دانش اموزی کهگیلویه و بویراحمد را دانش اموزان روستایی و عشایر تشکیل می دهند.

جمعیتی که به دلیل شرایط زندگی خصوصا کوچ فصلی نه تنها از زیرساختهای اینترنتی که حتی از جاده و امکانات اولیه زندگی نیز محروم هستند ضمن آنکه سواد در این خانواده ها نیز گاها در حد همان خواندن و نوشتن است.

و باید در برنامه ریزی ها بیش از همه گروه ها روی این دسته از دانش اموزان متمرکز شد.

استان کهگیلویه و بویراحمد ۱۷۶ هزار دانش آموز دارد که ۶۰ هزار نفر آنها در شهرستان بویراحمد و ۱۱۶ هزار نفر نیز در شهرستان های ۸ گانه استان در حال تحصیل هستند.