افتونیوز _ فرشاد ارغنده : پدیده خودکشی در سالهای اخیر بیش از پیش در استان کهگیلویه و بویراحمد نگران کننده نشان داده است، هراز گاهی از گوشه و کنار و رسانه ها اخباری مبنی بر خودکشی در رسانه منتشر می شود. در این میان همچنان اطلاعات کافی در این رابطه در دست نیست و تببین و تحلیل های دقیقی در رابطه با پدیده خودکشی خودکشی بویژه در مناطقی مانند《 دیشموک》 در دسترس نیست. خودکشی بعنوان یک بحران اجتماعی و مساله ای انسانی، همچنان بر سر زبان هاست. در این راستا ” افتونیوز ” سراغ سه کارشناس و فعال حوزه اجتماعی و فرهنگی رفته است.

_ دکتر فریبرز نیکدل روانشناس و هیات علمی دانشگاه
_ صیاد خردمند فعال اجتماعی و دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی
_ زهرا حسینی دانش آموخته فلسفه و فعال حوزه زنان

افتونیوز : چرا سالانه تعداد زیادی خودکشی در بخش دیشموک انجام می گیرد !؟
نیکدل : خودکشی مانند هر عامل اجتماعی دیگری تک عاملی نیست و بیشتر چندین عامل باعث می شود که فرد به این نتیجه برسد که اقدام به خودکشی کند. من قبل از اینکه به عواملی که منجر می شود فرد اقدام به خودکشی  کند، می بپردازم . ابتدا چند مفهوم را یادآور می شوم.
نکته ی اول: ما یک بحث خودکشی داریم و یک بحث فکر کردن به مرگ. مثلا شخصی که به خیابان می رود به این فکر می کند که نکند الان ماشین به من برخورد کند.
همه ی ما در شبانه روز به این مسئله فکر میکنیم؛ ولی این به منزله ی خودکشی نیست ؛یعنی هر فک کردنی به مرگ، خودکشی نیست.
نکته ی دوم: روانشناسان یک جمله ای معروفی دارند: زیر هر خودکشی، یک درد وجود دارد  که این درد ممکن است روانی باشد یا جسمانی . و افراد به این دلیل خودکشی می کنند که از این درد ، رهایی پیدا کنند.
نکته ی سوم: لزوما همه ی آنهایی که خودکشی میکنند، خودکشی آنها برای مردن نبود. یعنی ممکن است واقعا نمی خواستند خودشان را بکشند، فقط میخواستند به عنوان یک راهکار برای  اطلاع دادن به دیگران، این کار را انجام دادند که بعضی از آنها نتوانستند خودشان را نجات دهند.
نکته ی چهارم: بالای ۹۵ درصد انهایی که خودکشی میکنند، قبلا از خودکشی پیام می گذارند؛ یعنی قبل از خودکشی به یک طریقی پیامی می گذارند.

نکته ی پنجم: اقدام به خودکشی از فکر به خودکشی شروع می شود تا طرح ریزی و برنامه ریزی برای خودکشی و در مرحله ی  آخر اقدام به خودکشی .یعنی قبل از هرچیزی برنامه ریزی میکند که باید خودش را بکشد تا از آن درد رهایی پیدا کند. و همه ی این ها زمان می برد و  معمولا همه ی افراد برنامه ریزی می کنند برای خودکشی؛ بنابراین معمولا افراد با برنامه ریزی این کار را انجام می دهند.

افتونیوز :  آقای خردمند بنظر شما خودکشی در استان ما  به مساله و معضل مهمی تبدیل شده است؟

خردمند :  در رابطه (مساله مندی) پدیده خودکشی در کشور و همچنین در استان ابهام وجود دارد و برخی خودکشی رو معضل، آسیب و حتی بحران قلمداد می کنند؛ اما برخی دیگر معتقدند در پرداختن به این موضوع، رسانه ها افراطی گری و سیاه نمایی می کنند. اما قبل از پرداختن به موضوع خودکشی باید گفت:  مسائل اجتماعی دارای دو جنبه «عینی» و «ذهنی» هستند. به‌عنوان مثال «خودکشی» یک مسأله اجتماعی تلقی می‌شود که علاوه بر وجود مصادیق زیاد در جامعه (جنبه عینی) باید در ذهن اعضای جامعه هم به‌عنوان یک معضل «تلقی» شود.
به این اعتبار، اگر در یک جامعه نسبت به وجود عینی مسائل اجتماعی حساسیت وجود نداشته باشد ،آن پدیده‌ها به‌عنوان مسأله اجتماعی تلقی نمی‌شود؛ زیرا وقتی که حساسیت وجود نداشته باشد، جامعه به‌ دنبال درمان آنها نیز نخواهد بود.


اما نکته کلیدی آن است که غالب مسولان و سیاست پیشگان در استان ما در رابطه با موضوع خودکشی، درک و شناخت درست و عمیقی ندارند و غالب گزاره ها، برآمده از مصاحبه ها و گفته های مسولین (متهم جلوه‌دادن قربانی) است. در طی سالهای اخیر به کرات در گفته های مسولین، قربانیان خودکشی را با عناوینی مختلفی مانند : بی دین، ضعیف، بی فرهنگ و…خطاب شده است.

افتونیوز : خانم حسینی  تحلیل شما بعنوان یک فعال در حوزه زنان در رابطه با آمار بالای خودکشی  در منطقه منطقه خودکشی چیست ؟
حسینی : خودکشی یک امر عمدتا اجتماعی است و نه لزوما فردی و روانشناختی. دلایلی چون بی ثمر‌ بودن ‌زندگی، بی اهمیت ‌بودن حیات اجتماعی فرد، بی انگیزگی ‌اجتماعی و در ‌نهایت تلاش  برای اثبات فردیت و‌ حضور ‌اجتماعی فرد در محیطی که او ‌را نادیده می انگارد.
خودکشی در میان زنان و دختران منطقه دیشموک ،مولفه های زیادی دارد و نقش مسائل اقتصادی و بیکاری را ، نباید از نظر دور دانست.زنانی که از استقلال مالی و اقتصادی و پایگاه اجتماعی مناسبی برخوردار هستند، کمتر به سمت خودکشی سوق داده می شوند.
خودکشی ها، شکلی از پایان بخشیدن به حیات اجتماعی فرد است تا صرف حذف حیات صرفا فردی در این اقدام، فشار ‌اجتماعی به فرد تقلیل یابد.
در این گرایش به خودکشی، جامعه مورد هدف قرار می‌گیرد تا فردیت فرد. در تصور خود فرد ،چنین‌ اقدامی نوعی خودکشی غیر خودخواهانه است که دیگران مسبب آن شده اند.

این خودکشی، شکل دیگری از قتل اجتماعی است که نقش جامعه در آن به هدف و وسیله مبدل می شود. از یکسو جامعه، هدف اصلی این اقدام است و شلیکی به ‌پایان حیات اجتماعی ‌و مرگ جامعه است و ‌از سوی دیگر، همین جامعه، زمینه ساز رشد این رویکرد به حیات اجتماعی فرد محسوب می‌ شود. در چنین چشم اندازی، جامعه به تهدیدی علیه فرد و حیات اجتماعی او مبدل می‌ شود. این جامعه خصمانه، هولناکترین شکل مناسبات و نظام‌اجتماعی است که می‌توان متصور شد. جامعه به شدت مردانه، سوگ چند ساله برای اموات، کودک همسری، عدم آگاهی و نداشتن مهارتهای اجتماعی و توانمندی‌های اجتماعی از علل گرایش به خودکشی در میان زنان و از جمله دختران این منطقه است.

افتونیوز : جناب دکتر ،با توجه به تحلیلی که در مقدمه فرمایشتان شد، علت و عواملی که منجر  می گردد فرد  به سمت  خودکشی سوق داده شود چیست؟

نیکدل : درمورد علت و عواملی ک منجر می شود یک فرد اقدام به خودکشی کند،واقعیت امر این است که باید پژوهش علمی انجام شود. این چیز هایی که روانشناسان می گویند ، بخشی از آنهاحدس و گمان ها هستند  و بخشی از دل نظریه ها و پژوهش هایی است که قبلا انجام گرفته است.
به تعداد افرادی که خودکشی می کنند، عامل وجود دارد. بنابراین این ها چند عاملی هستند و باید حتما پژوهش علمی انجام شود. منتهی با توجه به پژوهش هایی که در گذشته انجام گرفته شده و با توجه به نظریه هایی که موجود هست، می توان گفت که علت خودکشی ها چه عواملی هست.
برای اینکه  بهتر عوامل منجر به خودکشی را بشناسیم، بهتر است دسته بندی دقیق تری از این عوامل انجام دهیم.
این روزها در رسانه های استان ،درمورد فقر حرف می زنند  و تیتر می کنند که در دیشموک فقر فرهنگی وجود دارد. من نمی دانم که چه معنایی از فرهنگ دارند که این می شود فقر فرهنگی.  به هرحال فرهنگ برای این است که زندگی بهتر باشد، برای این است که در کنار هم بهترین برخورد را داشته باشیم.  فکر میکنم بی انصافی است که  ما برچسب بزنیم که مردم منطقه ی دیشموک فقر فرهنگی دارند. برای اینکه همه ی ماها این مردم را می شناسیم، مردم آن منطقه صادقانه و سالم رفتار می کنند و مردم آن منطقه به این صفات معروف هستند.
تکنولوژی و دستاوردهای آن  در زندگی ما ،رسوخ پیدا کرده است و ما نمیتوانیم، بگوییم که در زندگی کسی،  عناصر تکنولوژی که دستاوردهای مدرنیته هستند، وجود ندارد.
من فکر میکنم آن چیزی که دوستان درمورد فقر صحبت می کنند؛ این است که ما همراه و همگام با مدرنیته ،نتوانسته ایم خودمان را هماهنگ کنیم. بالاخره  هر نرم افزاری را که بخواهیم روی یک سیستم نصب کنیم   باید آن سیستم، ظرفیت آن را داشته باشد و آن ظرفیت باید ایجاد شود. من فکر میکنم  این ظرفیت ایجاد نشده است؛ بنابراین می بینیم حضور این عناصر باعث شده که روابط خانوادگی و اجتماعی شدیدا تحت تاثیر قرار بگیرد و ما آمادگی این را نداشته ایم و یک مرتبه دچار یک شوک شدیم که نتوانستیم به درستی با آن برخورد کنیم.
بحث فقر، بیکاری، اختلالات شخصیت، اعتیاد، طلاق و روابط خانوادگی ناسالم ، عوامل  زمینه ساز هستند و هیچ کسی نمیتواند این  عوامل را نقض‌کند.
دسته ی دیگری که زمینه ساز هستند و یا عوامل خودکشی را ایجاد می کنند ، این است که خیلی از افرادی که در دیشموک زندگی می کنند، فقر مالی دارند .عده ای بیکارندو مشکلات خانوادگی بسیاری وجود دارد و با حضور مدرنیته ، متاسفانه همگامی با آن ایجاد نشدو بخشی از  وظایفی که قبلا والدین در بحث مهارت های ارتباطی انجام می دادند به سیستم تربیتی فرستادیم. یعنی بچه ها را خودمان تربیت نکرده ایم و آنها را به  آموزش و پرورش و دانشگاه سپردیم و آنها نیز در این زمینه ، موفق نبودند و این نقص برای همه ی کشور وجود دارد به ویژه در منطقه ی دیشموک . اتفاقی  که آن لحظه برای فرد رخ می دهد، فقر و بیکاری هست و عده ای که این کار را انجام می دهند ، افرادی اندکه اغلب توانمندی های آنها، کمتر است. شاید بتوان گفت مهارت های ارتباطی خوبی ندارند و دچار ناامیدی اند.

افتونیوز : آقای خردمند با توجه به رشته تخصصی شما( جامعه شناسی) نحوه برخورد با پدیده خودکشی را چگونه تحلیل می کنید؟
خردمند : سیاست گذاری آسیب های اجتماعی در ایران، همچنان بربنیاد آسیب شناسی در سطوح فردی و شخصی است و به سطوح کلان و ساختاری بی اعتنا می باشد .  برخلاف اظهارات و آمارهای برخی از مسولین استانی، نتایج برخی پژوهش های ملی، نشان از این دارد که نرخ خودکشی ها در استان های ایلام، کرمانشاه، لرستان، خوزستان، چهارمحال و بختیاری، کهکیلویه و بویراحمد  که مناطق زاگرس نشین محسوب می شوند براساس تعداد نفر در ۱۰۰ هزار نفر به مراتب بالاتر از نرخ جهانی است. این تعداد خودکشی نشان دهنده وضعیت بحرانی در این استان ها است و باید تدابیری جدی اندیشیده شود. بنابراین بنظر میرسد یک رابطه  مستقیم و معنادار بین توسعه نیافتگی و  آمار بالای خودکشی وجود دارد. بر اساس شاخص های توسعه ای که در سازمان های مدیریت و برنامه ریزی و استانداری ها مورد مطالعه قرار گرفته است، استان های غرب و جنوب غرب کشور طی سه دهه اخیر ،پایین ترین سطوح توسعه یافتگی فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و… را داشته اند ( استان ما را نیز شامل می شود) یعنی در عین تجربه سطحی از توسعه در این اجتماعات، توسعه نیافتگی های دیگری در این مناطق وجود دارد. توسعه متوازن و همه جانبه و جامعه نگر تاکنون محقق نشده است.
شاخص های توسعه رفاه اقتصادی و اجتماعی در این مناطق به گونه ای نیست که مردم این مناطق به دلیل فقر و بیکاری مجبور به مهاجرت نشوند و یا برای تأمین نیازهای اولیه  ناچار به خودکشی نشوند در این شرایط نیز خودکشی یک کنش معنادار و اعتراضی نسبت به شرایط نامطلوب توسعه نیافتگی، فقر و محرومیت، خشونت و خرده فرهنگ هایی است که باعث از بین رفتن حرمت و حقوق انسانی می شوند.

افتونیوز : خانم حسینی بنظر شما خودکشی دختران در دیشموک از چه منطقی پیروی میکنند!؟

حسینی : سن تصمیم گیرندگان به پایان دادن حیات اجتماعی و فردی خود، واقع در سن کودکی است و خودکشی برای کودکان می تواند عمدتا متغیری وابسته، متاثر از حیات اجتماعی و «جهنم اجتماعی» باشد که سبب ساز ایجاد زمینه برای این تصمیم می گردد. از این منظر، خودکشی، قید نامناسبی برای توضیح و قتل اجتماعی کودکانی است که پیش از بلوغ فردی ‌و ‌اجتماعی به قتلگاه اجتماعی برده می شوند.علاوه‌ بر ‌تنگناهای اجتماعی که مانع از شکل‌گیری هویت و کامیابی اجتماعی فرد می‌شود، ‌فقدان امید و‌ چشم انداز امن حیات اجتماعی، بویژه برای کودک-دختران، سبب ساز همچین رویکردی است.

نیکدل : روابط خانوادگی و اختلافات خانوادگی تاثیر گذار بودند که یک لحظه تصمیم می گیرند که خودشان را از این درد رهایی ببخشند.
عوامل زمینه ای، دخیل بودند در اینکه این اختلافات شکل بگیرد.
فقر مالی، وقتی آدم احساس می کند هیچ توانایی ندارد و هیچ کاری از او بر نمی آید و افرادی هستند که زندگی بسیار خوبی دارند؛ ولی زندگی خودش ضعیف است، بنابراین  آرام آرام  دچار سر خوردگی می شود که خودش هیچ ارزشی ندارد، و این سرخوردگی منجر به خشونت می شود. نکته ای دیگر که در تاریخ همیشه نمایان بود، این بود که‌دین همیشه یک کارکرد اساسی داشت و دین آمده بود که به زندگی ها آرامش ببخشد. متاسفانه یک عده ، این کارکرد آرام بخشی را از دین گرفتنه اند.  یکی از  عوامل  تشدید کننده ی این مسئله این است که  کارکرد آرامش بخشی  دین از دست رفته است. من یک سوال را در اینجا طرح میکنم: چند مرکز تفریحی- رفاهی در بخش دیشموک سراغ دارید؟ در کل روستاهای دیشموک چند ورزشگاه وجود دارد که افراد بتوانند انرژی و هیجان خودشان را آنجا خالی کنند؟
اگر انسان سرگرمی داشته باشد، مطمنا فکرهای خودکشی خیلی کمتر و شاید اصلا سراغ او نیاید. چرا  مراکز دست به کار نمی شوند؟ آیا کمیته امداد، بهزیستی، آموزش پرورش  و … نمی توانند چند مرکز آموزشی و مشاوره ای برای این جوانان ایجاد کنند!؟ در بخش دیشموک حتی یک مرکز مشاوره ای هم وجود ندارد.خب این دختر امروز درد دارد، دردش را باید با کی صحبت کند!؟ دیگر مثل گذشته نیست که  پیش یک بزرگتری برود و با آن درد دل کنند.
یکی از مشکلات منطقه ی دیشموک این است که  تا خیلی وقت پیش، خودکشی را به عنوان یک پدیده ی اجتماعی می دیدند. تا زمانی که رسانه ها نیامده بودند و نگفته بودند، همیشه فکر می کردیم یک پدیده ی اجتماعی است. پس حالا که این مسئله راشناختیم بیاید کار کنیم. چرا نمی توانید چندین مددکار به آن مناطق بفرستید؟من فکر می کنم اگر قرار است مداخله ای ایجاد شود باید چند بعدی باشد یعنی هرکسی در جایگاه خودش، کار خود را انجام دهد. از آن حاج آقایی که در آن روستا کار می کند(باید حاج آقا بتواند کارکرد آرامش بخشی دین را برگرداند). تا مسئولای بالا دست در استان.
باید همه و همه دست به دست هم بدهند تا این مشکل را برطرف کنند. متاسفانه استانداری تنها برنامه اش اعزام یکی دونفر روانشناس به منطقه بوده است، نمی شود به هر جهت تمام مداخله چند بعدی را به اعزام یک روانشناس محدود کرد آن هم چه روانشناسی؟

افتونیوز : بنظرتان چه راهکارهایی برای مقابله با این پدیده می شود ، اندیشید!؟
ما نیاز به برنامه ریزی داریم، نیاز به این داریم که خانواده ها را آموزش دهیم.
آموزش  در دو زمینه: یکی آموزش بدهیم که در زندگی چجوری باهم برخورد کنند. دوم، آموزش دهیم که چه علائمی را همیشه نگرانش باشد و اگر این علائم را دید چه کاری انجام دهد.
باید در مراکز حمایتی انجام بگیرد و بچه ها و همه ی اعضای خانواده بدانند اگر  یک روزی دچار مشکل شدند، می توانند  حداقل تلفنی صحبت کنند ،درد دل کنند و حرفای خودشان را آنجامطرح کنند.
اصلی ترین عامل خودکشی ها افسردگیست. افسردگی از کجا می آید!؟ افسردگی از ناامیدی می آید، وقتی میبینی نمی توانی یک زندگی ساده برای خود و فرزندان خود ایجاد کنی و  خودت از جزئی ترین امکانات رفاهی هم محروم هستی . خب معلوم است که آرام آرام افسرده خواهی شد.
بازم تاکید می کنم برای اینکه خودکشی در دیشموک را بیشتر بشناسیم نیاز به مطالعات علمی جامع تر  داریم و کارهای چند بعدی و اینکه هم روانشناسان و هم جامعه شناسان و هم متخصصین حقوقی،  بیایند و در این زمینه  کار کنند.
مهم تر از همه نقش رسانه هاست.من فکر میکنم  که رسانه ها ببیند و بدانند که هر خبری که در زمینه ی خودکشی تهیه می کنند بازی با جان بچه های مردم هست. وقتی کسی احساس ناامیدی می کند و رسانه ها اخبار خودکشی را پوشش می دهند آن فردی که احساس ناامیدی می کند با خودش فکر می کندکه مرگ خوب است که این قدر  درموردش حرف میزنند. جز عوامل تشدید کننده ،همین مراسم هایی است که برگزار می کنیم.

اگر کسی که خودکشی می کند  برای آن مراسم نگیرند، اگر اهمیت ندهند مطمنا خودکشی کم رنگ تر می شود. درست است، خیلی سخت است چنین کاری؛ ولی یادمان باشد برای ایجاد تغیر مثبت، باید سختی های زیادی را تحمل کنیم؛ اما مطمئنا نتایج بهتری به بار خواهد آمد. هر کدام از مرکز به نحو خود  باید پای کار بیایند تا این مشکل برطرف بشود.

افتونیوز : آقای خردمند تحلیل نهایی شما در رابطه با خودکشی در منطقه دیشموک چیست؟ و عوامل زمینه ساز آن را چه میدانید؟

قبل از هر پژوهشی،  بر بنیاد یک پیش فرض تجربی_شناختی، مبرهن ست منطقه دیشموک به دلیل جداافتادگی جغرافیایی و  بافت سنتی  و مذهبی همچنان دست نخورده مانده است و  استدلال ضعف باورهای دینی و دین گریزی، نمی‌تواند در این منطقه قابلیت پذیرش علمی داشته باشد.
چناچه اغلب پژوهش ملی و سطح استانی نشان داده‌اند که  رابطه معکوسی و معناداری  میان دین گریزی با بافت‌های سنتی و روستاها وجود دارد و هر اندازه جامعه دارای بافت‌های فرهنگی  سنتی‌تر باشد، قائدتا ضعف عقاید دینی نیز در آنها کمتر دیده می‌شود. البته این استدلال لزوماً به این معنا نیست که در بافت‌های غیرسنتی و شهرنشین، دین گریزی بیشتر است بلکه شاید متغیرهای مداخله گر دیگری در این میان اثرگذار باشند.
مطالعات نشان داده رسانه و آگاهی رسانه‌ای، همواره سبب نوعی  شناخت نسبت به مسائل اجتماعی و محیط پیرامون گشته است و بی هیچ وجه توجیه پذیر نیست که بپذیریم  افرادی  صرفاً  تحت تأثیر اخبار منتشر شده در رسانه‌ها دست به خودکشی بزنند حتی اگر این استدلال را بپذیریم فرد پیش از هر چیز  تحت تأثیر نوعی فشار اجتماعی  قرار داشته است و عامل خودکشی ،انتشار اخبار در رسانه‌ها نیست.  چنانچه همه مستندات علمی، نشانگر این ست که پنهان نگه داشتن آسیب‌های اجتماعی و منتشر نشدن اخبار آنها، باعث شده آسیب‌های اجتماعی، مساله زا تلقی نشده و ضرورت بررسی و حل آنها توسط جامعه و حوزه سیاست گذاری درک نشود.

آمارها نشان می‌دهد نرخ خودکشی در ایران تقریباً نصف نرخ جهانی است. چرا که در کشورهای دیگر خودکشی در گروه سنی پیر و سالمند  ( به دلیل بحران های پایان عمر، سالمندی و هویتی )  به وقوع می پیوندد و در کشور ما به ویژه در مناطق توسعه نیافته بالای ۸۰ درصد خودکشی در سنین ۱۸ تا ۳۵ رخ می دهند پس ما باید در تحلیل، گروه های سنی و جنسی را مدنظر قرار دهیم و صرفا به آمارهای خام و کلی اظهار نظر نکنیم. نوع و جنس خودکشی در کشور ما با سایر کشورهای توسعه یافته متفاوت است و حتی در بحث آمارها ،ما سازکارهای دقیقی نداریم و در مناطقی مانند دیشموک به دلیل وجود تابو و برچسب اجتماعی، بی شک آمار خودکشی خیلی بالاتر است و از جهت دیگر مرجعیت رسمی آمار دهی در کشور ما همچنان شفاف نیست و هنوز به آمار های پزشک قانونی استناد می شود.

افتونیوز : بنظرتان چه راهکارهایی برای مقابله با این پدیده می شود ، اندیشید!؟
حسینی : ایجاد فضای مهارت آموزی و آموزش در زمینه های مختلف، آگاهی بخشی والدین در مورد مسائل روز، زندگی فردی و اجتماعی، تربیت فرزندان و مقوله ازدواج،
توانمند سازی دختران برای ورود به مشاغل اقتصادی و‌ بستر سازی برای حضور آنها در دهیاری ها و شوراها، مرتفع کردن مناسبات و مراسمات سوگواری با وساطت ریش سفیدان و مسئولان منطقه ای،
بستر سازی فضایی شاد و فعال توسط گروه‌های اجتماعی جهت توانمند سازی و مهارت آموزی،
اورژانس  اجتماعی برای مشاوره و حل مشکلات روحی، کانون پرورش فکری برای ایجاد کتابخانه و بازیهای فکری کودکان و نوجوانان و ایجاد فضای گفتگو وسایر نهادهای زیربط( استانداری، فرمانداری، آموزش و پرورش و …) زمینه را برای کم رنگ کردن این معضل اجتماعی فراهم خواهد کرد.
________________
گزارش : فرشاد ارغنده