توجه به سیر تاریخی یلدا در میان ملتها
اگر به خلقت بشر دقت کنیم بخوبی مشخص است که از ساحل دریا و در کناررودخانه ها شروع و بعد به جنگل و کوه راه یافته و مجددا در کنار دریا و آبها زندگی روستانشینی را تشکیل داده به شهر نشینی و حکومت رسیده اند و در این دوران است که تشکیل حکومت داده اند.
در همین سیر زندگی از آب و دریا تا جنگل و کوه و دشت و مجددا رودخانه ها و دریا است که با توجه به عوامل طبیعی برای هر پدیده ای خدایی در نظر گرفته مقدسش داشته معبدی ساختند.
یکی از این خدایان خورشید از بین برنده ظلمت و تاریکی است.
بنا براین یادمانها و نمادهایی از این خدتیان بصورت جشن نه تنها در ایران بلکه در اکثر کشورهای جهان متأثر از توجه به خدای خورشید با هر نامی ناهونته ایلامی، شمش میان رودانی، آتور آشوری، هوراس مصری و مردوک اکدی و غیره بوده است.
این نمادها بصورت نه نه( نانا)، پی نی گیر، کی ری ریشا و پارتی که همه الهه های نور و روشنایی، نیاز بشر از ابتدا تاکنون بود و می باشد. به همین جهت در تاریخ ایران بویژه تاریخ باستان( ایلام تا ظهور اسلام) یا اسطوره ای و تاریخی( از کیومرث تا ظهور اسلام) به خورشید و منافعی که با تابش خود به دگرگونی زندگی انسانها می داد و موجب شد الهه هایی را بدان نسبت دهند.
این الهه ها در دوران هخامنشی تا ساسانی به نامهای میترا، مهر یا آناهیتا آمده و نماد خورشید و ماه مرکز و عامل نور و روشنایی بوده اند و در سیر تاریخی از ایلام( ایران) در حدود ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد تا کنون جشنهایی بر گزار می شود.
محتملا این جشنها در دوران ایلام حدود ۳۰۰۰ تا ۶۰۰ قبل از میلاد و بعد از آن از هخامنشی، اشکانی تا ساسانی تغییر نام یافته اند.
اما واژه یلدا: در دوره ساسانی که متمایل به بکار گیری خط( الفبایی از راست به چپ) با ریشه سریانی به معنی yalda به کار رفته است.
آبادیس به معنی یلدا نوع دخترانه می باشد.
یلدا همان میلاد به معنای زایش- زاد روز تولد است که از آن زبان سامی وارد پارسی شده است و باید دانست که هنوز در بسیاری از نقاط ایران مخصوصا در جنوب خاوری برای نامیدن بلندترین شب سال به جای شب یلدا از واژه مرکب شب چله استفاده می شود.
یلدا بازمانده «ساسانیان»
آن چیزی که در باره جشن های دیماه و شب یلدا بجامانده بیشتر بر گرفته از فرهنگ دینی ساسانیان می باشد که به اختصار می آورم:
روز اول دیماه به نام اورمزد( اهورامزدا، خداوند یکتا) است، و یلدا لغت سریانی است و به عربی به معنی مبلاد می باشد.
چون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق می کرده اند از این رو بدین نام نامیده اند، اگر به ریشه میلاد مسیح توجه داشته باشیم که متأثر از روم و یونان است در اصل بر گرفته از دیدگاه ایرانیان است زیرا ظهور الهه میترا( مهر) بوده که مسیحیان در قرن چهارم میلادی آن را روز تولد عیسی قرار دادند و میترا همان آرتمیس یونانی و آفردیت رومی می باشد و آتمیس همان دختر فرمانده نیروی دریایی خشایارشا در حمله به یونان بود که یونانیان به بعنوان الهه خود آن را پذیرفته اند.
بنا براین با توجه به ریشه تاریخی این جشن، یلدا تولد دوباره نور و روشنایی و پایان تاریکی و ظلمت یا پایان مرگ گیاهان و شروع مجدد زندگی آنها بر اثر طول و افزایش نور و روشنایی است. به همین خاطر یلدا و جشنهای آن را از هر دیدگاهی که بررسی کنیم یک سنت باستانی است، زیرا مردم روزگاران گذشته به کشاورزی، که بنیان زندگی آنان را تشکیل می داد و در طول سال با سپری شدن فصل و تفاوتهای طبیعی خوبی که داشتند بر اثر تجربه وگذشت زمان توانستند کارها و فعالیتهای خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت ستارگان تنظیم کنند.
آنان ملاحظه می کردند که در بعضی ایام و فصول روز ها بسیار بلند می شود و در نتیجه در آن روزها از روشنی و نور خورشید بیشتر می توانند استفاده کنند این اعتقاد پدید آمد که روشنایی و تابش خورشید نماد نیک بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش اند.
اگر به مردم دوران باستان از جمله اقوام آریایی از هند و ایرانی و هند و اروپایی حتی قبل از آنها به ایلام و میان رودان اولین تمدنهای شناخته شده معتقد باشیم، آنها دریافتند که کوتاه ترین روزها آخرین روز پائیز و شب زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شبها کوتاهتر می شوند از همین رو آنرا، شب زایش خورشید نامیدند و آغاز سال قرار می دادند که در واقع زایش نیازمندیهای بشر بود. بنا براین چون این تولد دوباره مصادف با جشن دی گان است و دی( داتاشوdatoshu) به معنی دادار و آفریدگار است و در نامه های اوستایی اغلب بجای واژه اهورامزدا بکار رفته است.
در سی روز ماه، روزهای ۸، ۱۵، ۲۳ هر ماه بنام دی نامگذاری شده که برای تمیز دادن آنها از یکدیگر هر یک بنام روز بعدش خوانده شده است. بدین طریق دیبآذر، دیبمهر و دیبدین نامیده و با توجه به روز اول ماه در هر ماه چهار روز بنام خدا خوانده شده و جشن دی گان( که شاید نماد سده هم باشد) چهار بار در ماه دی برگزار می شده است. یعنی روزهای اورمزد، دیبآذر، دیبمهر، و دیبدین از دیماه به همین خاطر جشن روز اورمزد و دی ماه بزرگتر از سایر جشنها بر گزار می شده است.
با توجه به همین ریشه تاریخی است که فردوسی بزرگ حماسه سرا، در تاریخ به روایت ملی و شاهکار حماسی خویش، یلدا و خور روز( خورشید) را دی گان می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود و این شب و روز را به هوشنگ پیشدادی نسبت داده و در این زمینه گفته است:
که ما را زدین بهی ننگ نیست
به گیتی به از دین هوشنگ نیست
همه راه دین است آئین مهر
نظر کردن اندر شمار سپهر
ابو ریحان بیرونی می نویسد:
نخستین روز دیماه خرم روز و به عنوان خور نیز یاد شده است و در قانون مسعودی خره روز ثبت شده است اگر چه در برخی منابع دیگر خرم روز نامیده شده و در برهان قاطع یلدا سب اول زمستان و آخر پائیز است که اول جدی و آخر قوس باشد و آن را درازترین شبهای سال نامند و آفتاب به برج جدی تحویل می کند بعضی آن شب را شوم و نا مبارک می دانند
[ غیرایرانی]و بعضی آنرا یازده جدی می دانند، بیرونی این روز و این ماه، هردو را بنام خداوند می داند که هرمزد نامیده شده یعنی پادشاهی حکیم و صاحب رأی و آفریدگار، بدین سان در دوران کهن فرهنگ اوستایی سال با فصل سرد( سره) به مفهوم سرد شروع می شود و در اوستا واژه saredha، sareda سرد( سره) به مفهوم سال است که به معنی سرد می باشد. این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاربکی است.
بیرونی همچنین می نویسد: در این روز پادشاه از تخت پایین می آید و جامه سفید می پوشد و در بیابان بر فرشهای سفید می نشست و دربانها و یساولان را که هیبت پادشاه با آنها است به کنار میراند و هر کس که میخواست پادشاه را ببیند، دارا یا نادار بدون هیچگونه حاجب و مانع نزد شاه میرفت و با او گفتگو می کرد.
پادشاه در این روز بر برزیگران مجالست مینمود و روی یک سفره غذا می خورد و می گفت من امروز مانند یکی از شما هستم و با شما برادرم زیرا دوام و پایداری دنیا به کارهایی است که با دست شما انجام می شود و امنیت؛ مملکت با پادشاه است و چون حقیقت امر چنین باشد پس من که پادشاه هستم با شما برزیگران برادر می باشم. بنا براین روز دی گان( یکم دیماه) در ایران باستان روز برابری انسانها بود زیرا همه از جمله شاه لباس ساده و یکسان می پوشیدند تا یکسان باشند و حق دستور دادن به دیگری را نداشته و کارها داوطلبانه انجام می گرفت نه تحت امر دیگری، در این روز جنگ کردن و خونریزی و حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود تا جایی که دشمنان ایرانیان نیز می دانستند و در جبهه ها رعایت می کردند[ و شاید سوءاستفاده] و خونریزی موقتا قطع می شد و بسیاری دیده شده که همین قطع موقت جنگ به صلح و صفای طولانی می انجامید.
پس می توان گفت چند هزار سال تا کنون یلدا آخرین شب پائیز را که درازترین و تاریکترین شب سال بود تا سپیده دم بیدار می ماندند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم میکردند تا اندوه غیبت خورشید و وجود تاریکی و سردی روحیه آنها را تضعیف نکند و با به روشنی گرائیدن آسمان به رخت خواب روند و بیاسایند که نور بر تاریکی پیروز شد.

«قسمت بعد یلدای ایرانی در این زمان»
نگارنده علی سینا برقک