وزارت جهاد کشاوری که نتیجه ادغام دو وزارت خانه بزرگ با سازمان ها و زیرمجموعه های بسیاری است از بزرگترین وزارت خانه های کشور است. سازمان جهاد کشاورزی کهگیلویه وبویراحمد و مجموعه های بزرگ و تحت نظر آن از جمله امور اراضی، منابع طبیعی و جنگلداری،شیلات، تعاون روستایی، امور عشایری ، مرکز تحقیقات و …. در استان به تبع شرایط کلی وزارت خانه تنها عملکرد ملموس آنها حضور فیزیکی کارمندان و کاغذبازی است. در تابستان گذشته شاهد وحشتناک ترین اتفاقات آتش سوزی مراتع و جنگل ها در استان بودیم. در حوزه امور اراضی نیز مدام شاهد نارضایتی و شکایات مردمی و گزارش از تصرف اراضی در همه ی شهرستانها و مناطق استان می باشیم. در حوزه امور عشایری نیز تنها اتفاق چند سال اخیر جنگ نمایندگان و سیاسیون و نابلدان بر روی صندلی خالی این سازمان بوده است. وضعیت شیلات استان در بدترین وضعیت خود از زمان تشکیل ساختمان این مجموعه در استان می باشد. بسیاری از استخرهای پرورش ماهی خالی هستند و در چند سال اخیر با ورشکستگی و معوقات بانکی، نبود بازار مطمئن عدم نظارت بر قیمت آبزیان و پایین آمدن کیفیت این محصول شیلات استان به مرز ورشکستگی رسیده است. تنها اخباری که از جهادکشاورزی به گوش میرسد اخبار کمبود نهاده های کشاورزی مثل بذر و کود در کهگیلویه و داد و بیداد کشاورزان است. در فصل برداشت نیز کشاورزان به جهت عدم همکاری جهاد کشاورزی با کمبود کمباین و بعضا آتش سوزی و از دست رفتن محصول به جهت همین عدم مدیریت ها مواجه هستند. واقعا جای سوال است که یک سازمان عریض و طویل با پرسنل و عوامل مختلف درگیر با عددی نزدیک به ۱۰۰۰ در کل استان به چه کاری مشغول است که برای ابتدایی ترین نیاز کشاورزان یعنی بذر در اوج فصل کاشت با کمبود آن مواجه میشوند؟ آنچه در حوزه کاشت و توسعه باغات استان بدست می آید ادامه همان شکل سنتی است که بویژه در حوزه باغات در فصل برداشت محصول شاهد بحران فروش برای کشاروزان هستیم. در طول دوره مدیریت الیاس تاج الدینی در جهاد کشاورزی کهگیلویه و بویراحمد فاصله کشاورزی استان ما با استان هایی که پشت سر استان قرار داشته اند نه تنها حفظ نشده که استاهای بوشهر و سیستان و بلوچستان هم از استان پیش افتاده اند. طرح های ملی زیادی از دولت دهم در استان تعریف شد که همزمان با ریاست گوهرگانی و به جهت ارتباط با تاجگردون اعتبارات خوبی گرفته شد ولی با رفتن گوهرگانی این موضوع تعطیل شد. مشکل تنها این مورد نیست. تاج الدینی در هیچ حوزه ای کارنامه ی قابل قبولی نداشته است که رضایت کشاورزان را سبب شده باشد. تاج الدینی تنها یک مورد را به خوبی از عهده اش بر آمده است و آن هم هماهنگی مطلق با نمایندگان است. لفظ مطلق برای تاکید نیامده است بلکه واقعیتی است که نگاهی به عملکرد تاج الدینی چه در دوره نمایندگان مجلس دهم و چه در دوره کمتر از یک سال نمایندگان مجلس یازدهم می توان آنرا حس کرد. تاج الدینی در شرایط بی گزینه ای بعد از گوهرگانی از قضا به عنوان یکی از گزینه ها نامش به میان آمد و بعد از طی یک پروسه و طولانی شدن آن مورد حمایت بخش هایی از نیروهای سیاسی قرار گرفت. او گزینه زارع از اول تا به آخر نبود. تاجگردون نیز ابتدا حمایتی از تاج الدینی نکرد ولی بعد به جهت نداشتن نیرو در این حوزه گام هایی برای ریاست تاج الدینی برداشت. اما هاشمی پور بعد از اینکه گزینه ی خودش مورد توجه نمایندگان مورد قبول واقع نشد به ناچار و دقایق آخر پشت سر تاج الدینی قرار گرفت و از وی حمایت کرد. در دوره نمایندگان قبلی تاج الدینی نهایت همکاری را با آنها داشت اما همین که آن سه نماینده رفتند تاج الدینی این بار بدون در نظر گرفتن سیاست های دولت صرفا در پی همراهی با نمایندگان جدید بوده است به گونه ای که نیروهایی که برای جهادکشاورزی بویراحمد، کهگیلویه و امور عشایری معرفی شدند سه نیروی اصولگرای شناسنامه دار هستند. کشاورزی ایران یک کشاورزی بدون برنامه است که گاهی شاهد افزایش تولید یک محصول و نبود مشتری و ماندن محصول بر روی دست کشاورز و ضرر آنها هستیم اما در موعد دیگری شاهد کمبود شدید و افزایش وحشتناک قیمت در مورد محصولات ساده هستیم.

گلبونگ