خیلی به محض شنیدن رد اعتبار تاجگردون هله هله کنان وپای کوبان همچون کودکان به شادی پرداختند وشادمان از این که تاجگردون دیگر در عرصه ملی نیست و آنها می توانند پا جای پای او بگذارند.

مثل خیلیها از او تقاضا نداشتم ونه گله مند شدم که برایم کاری نکرده اما خوب که نظاره می کنم وکنکاش می نمایم تازه عمق فاجعه را بیشتر درک می کنم هر چند همان زمان هم به نبود او معترض شدم وفریاد زدم که نداشتن افراد قدرتمند در عرصه ملی ضرر جبران ناپذیری به اعتبارات تخصیصی استان ما خواهد زد و هیچ کس نمی تواند جای خالی مانده اعتبارات استانی را با سینه دریدن پر نماید.

تاجگردون حرف اول را در تخصیص اعتبار برای تمامی نهادها وسازمانها و ادارات کشور می زد، وکلا وزیران همه برای جذب اعتبارات بیشتر رو بسوی تاجگردون می آوردند تا شاید اندکی بیشتر نصیب حوزه مدیریتی خود نمایند.

چند سالی باید بگذرد تا بفهمیم چه گوهر ارزشمند ی را در قله تصمیم گیری کشور از دست داده ایم و جای خالی اورا کسی نمی تواند پر نماید چرا که همتراز با او کسی را نداریم که با غولهای قدرتمند وخیمه زده بر اعتبارات هم آوردی کند وطعمه را از چنگ آنان بیرون آورد.

تاجگردون نه تنها تخصص لازم در حوزه بودجه را داشت بلکه بواسطه حضور زمان های زیاد در سازمان بودجه کشور جای پای خودرا محکم کرده بود و از همین طریق بیشترین اعتبار را سرازیر استان محروم کهگیلویه و بویراحمد می نمود.

شادی بر رد اعتبار او نتیجه اش را کم کم نشان می دهد و شادی کنندگان بخوبی در می یابند که برای درخواست اعتبار بیشتر باید دست بوسی چه کسانی را نمایند تا شاید گوشه چشمی به درخواست کننده داشته و اندکی اعتبار به آنان داده شود.

مردم ما بخصوص کسانیکه رده های بالا را تصاحب می کنند حسادت وطمع ورزی شان بر منطق و استدلال شان پیشی می گیرد و به همین دلیل است بر نبود حریف قدرتمند شادی می کنند حتی اگر در اریکه قدرت کمک کار آنان باشد و پیشبرد آنان تاثیر مثبت داشته باشد و به همین دلیل است که می گویند خود کرده را تدبیر نیست.

مسعود آرام