با نزدیک شدن به آغاز رقابت‌های انتخابات رئیس جمهوری در سال ۱۴۰۰، نام‌های احتمالی افرادی که خود را برای این مسند، آماده‌ می‌کنند، به گمانه‌زنی‌های ناظران سیاسی وارد شده است. در این تحلیل‌ها در کنار نام‌هایی چون علی لاریجانی، محمدباقر قالیباف، سیدابراهیم رئیسی، محمدجواد ظریف و اسحاق جهانگیری، نام سیدحسن خمینی نیز به چشم‌ می‌خورد؛ کسی که در حال حاضر تولیت مؤسسه تنظیم و نشر آثار و حرم امام(ره) را برعهده دارد و در حوزه علمیه قم به تدریس مشغول است. او اگر چه تاکنون مسئولیتی سیاسی در کشور بر عهده نداشته است، اما همواره رویکردهای سیاسی خود را با بروز واکنش‌هایی نسبت به حوادث مهم جامعه نشان داده است؛ رویکردی که باعث شده است تا او به عنوان شخصیتی معتدل و حتی اصلاح‌گرا شناخته شود.

برای نمونه او در مراسم تنفیذ و تحلیف محمود احمدی‌نژاد در دوره دوم ریاست جمهوری شرکت نکرد و همچنین برای نخستین بار در مراسم هفته دولت در مرقد مطهر امام(ره)، در استقبال از احمدی‌نژاد، حضور نداشت. از دیگر سو اما سیدحسن خمینی یکی از حامیان حسن روحانی در انتخابات سال۹۲ بود. او در سال۹۶ نیز از روحانی حمایت کرد و در صفحه اینستاگرامش نوشت که جا دارد یک بار دیگر از روحانی حمایت کنیم. سیدحسن، حضور در میدان عملی سیاست را با شرکت در رقابت‌های انتخاباتی مجلس خبرگان در سال ۱۳۹۴، تجربه کرد؛ گامی که البته در تحقق آن موفق نبود و در نهایت صلاحیت خود را تایید نشده دید. بعد از این انتخابات، حضور حسن خمینی در سیاست چندان پررنگ نبوده است؛ او تنها در مرداد سال جاری و بعد از تحریم ظریف از سوی وزارت خزانه‌داری آمریکا، در تماس تلفنی به او گفت: «مردم به شما اعتماد دارند و با وجود ادعاهای بی‌اساس دولتمردان آمریکا، همگان می‌دانند شما مسئول اصلی سیاست خارجی ایران هستید و تاکنون نیز آن را به‌‌خوبی پیش برده‌اید.»

با این حال، حدس و گمان‌ها در مورد امکان حضور او در انتخابات پیش‌رو به شدت افزایش پیدا کرده است. او چند روز پیش دربخشی از سخنان خود در مراسم سالگرد درگذشت آیت‌الله ‌هاشمی رفسنجانی در مورد انتخابات پیش‌رو گفته بود:«اگر جامعه به کسی نیاز پیدا کرد، نباید از پذیرش این مسئولیت، شانه خالی کند.» این در حالی است که سیداحمد، فرزند او چندی پیش در یک گفت‌وگوی خبری با همشهری با صراحت گفته بود: «فکر می‌کنم تصمیم‌شان مشخص است و در انتخابات ۱۴۰۰ کاندیدا نخواهند شد. شاید تمام این گمانه‌زنی‌ها، برای گرم کردن محافل یا بازی‌های سیاسی باشد.» سیداحمد خمینی همچنین اشاره کرده بود که این روزها شایعات خیلی داغ است و اسم ایشان هم به همین دلیل در محافل شنیده می‌شود که قرار است در انتخابات کاندیدا شوند.

او البته اذعان کرد که برخی بزرگان و دوستان پیشنهاد کاندیداتوری در این انتخابات را به ایشان داده‌اند، اما مشورت در جایی لازم است که تردید و شکی برای انجام یک عمل وجود داشته باشد. او تصریح کرد:«من هیچ اراده‌ای در شخص پدرم برای کاندیداتوری در انتخابات نمی‌بینم که بخواهد منتهی به شک و تردید شود و حال بخواهند با مشورت گرفتن از دیگران به یک جمع‌بندی نهایی برسند.»

غلامعلی دهقان، فعال سیاسی و عضو حزب اعتدال و توسعه، در این زمینه معتقد است که در میان طیف‌های سیاسی، تنها کسی که‌ می‌تواند در شرایط فعلی مورد اجماع قرار گیرد، شخصی مانند سیدحسن خمینی است. به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صبح ما، او در این زمینه‌ می‌گوید:«سیدحسن خمینی، مورد تأیید اصلاح‌طلبان سنتی و پیشرو، اعتدالیون و ‌‌‌اصول‌گرایان معتدل است و به نظر‌ می‌رسد اگر او به عرصه این رقابت ورود کند، باعث تعالی نظام سیاسی کشور‌ می‌شود، چون او یک مجتهد آگاه به دو مقوله مکان و زمان است و‌ می‌تواند راهی را که امام خمینی(ره) در فقه سیاسی شیعه ایجاد کردند، استمرار ببخشد و بسیاری از چالش‌های فکری، فرهنگی وفلسفی نظام را حل کند.»

دهقان همچنین در این گفت‌وگو اشاره کرد:«آمدن آقای سیدحسن خمینی باعث امیدواری بخشی از جامعه ایرانی‌ می‌شود که ما به آنها نواندیشان دینی‌ می‌گوییم؛ کسانی که معتقدند دین‌ می‌تواند در هر زمانی پاسخگوی نیازها باشد. این جریان طی دو دهه گذشته به تدریج ضعیف شده است و چون آقای سیدحسن خمینی متعلق به این جریان فکری است به نظر‌ می‌رسد که با ورود ایشان به این عرصه، این بخش جامعه که از طبقه متوسط شهری هستند نیز وارد جریان انتخابات کشور شوند.»

این فعال سیاسی، حضور سیدحسن خمینی در انتخابات را، زمینه بازگشت به اصولی از قانون اساسی دانست که درباره توجه به حقوق ملت مورد غفلت قرار گرفته است و اضافه کرد:‌ «علاوه بر این، او میان‌سال است و روحیه جوانی دارد و از همین لحاظ‌ می‌تواند در بین بخشی از جوانان نواندیش و نوگرای جامعه، جاذبه ایجاد کند.»

دهقان همچنین در پاسخ به این سوال که اگر بین سیدحسن خمینی و سیدابراهیم رئیسی دو قطبی انتخاباتی شکل بگیرد، آیا مانند سال ۹۶، شاهد مشارکت حداکثری مردم خواهیم بود یا خیر؟ پاسخ داد:«این دوقطبی اگر تنور انتخاباتی را داغ نکند قطعا آن را گرم‌ می‌کند. هرچند که حتی ورود یک نفر از این افراد هم‌ می‌تواند باعث گرم شدن هرچه بیشترانتخابات شود.»

این در حالی است که سیداحمد خمینی، فرزند سیدحسن پیشتر در پاسخ به این سوال که حتی اگر اجماع حداکثری گروه‌های سیاسی اعتدال‌گرا، اصلاح‌طلب، عدالتخواه هم حاصل شود و به آیت‌الله سیدحسن خمینی مراجعه و از ایشان برای کاندیداتوری دعوت کنند، باز هم به صحنه نمی‌آیند؟ تاکید کرده بود:«از سوی برخی بزرگان و رفقا پیشنهاداتی مطرح شده بود ولی از سوی ایشان رد شده است. برخی فکر می‌کنند ‌‌‌این‌که می‌گوییم حاج آقا کاندیدا نمی‌شوند، مصلحتی و شایعه است؛ ولی واقعا بنا ندارند و به هر کسی هم که آمدند و پیشنهاد دادند، گفته‌اند که بنا برای کاندیداتوری ندارند.»

در همین زمینه چندی پیش هم حسین کنعانی‌مقدم در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران جوان، گفته بود:«جریان اصلاحات این تجربه ناموفق را داشته که برای حفظ جناح سیاسی خود از نامزدی استفاده کند که متعلق به خود آن‌ها نیست؛ آن‌ها پاسخی برای هواداران خودشان ندارند که چگونه به کسی رأی دهند که با اصلاحات دمخور نبوده است؛ در نتیجه به نظر می‌رسد که اگر قرار است به صحنه بیایند، با فردی شبیه به خاتمی نظیر سیدحسن خمینی روی کار بیایند.»

حسین الله‌کرم تحلیل‌گر مسائل سیاسی هم فرد دیگری بود که این گمانه را دامن زد و با اشاره به شایعات و اسامی مطرح شده تاکنون گفت: «اصلاح‌طلبان متوجه شدند حتی در وضعیت مشارکت حداکثری مردم، هر سه آقایانِ صفایی فراهانی، مصطفی معین و محمدرضا خاتمی تأیید صلاحیت نخواهند شد، چون در زمره رجل سیاسی قرار‌‌‌ نمی‌گیرند؛ بنابراین به سمت حمایت از سیدحسن خمینی خواهند رفت.»

همچنین سیدرضا اکرمی عضو جامعه روحانیت مبارز هم فرد دیگری است که در این باره گفت: «بعد از انتخابات مجلس شورای اسلامی که اتفاقاً مردم کمی حاضر به رأی دادن شدند، کشور به استقبال انتخابات ریاست‌جمهوری در سال ۱۴۰۰ می‌رود. از آنجا که ما حزب‌های قوی‌ای نداریم و اساساً فعالیت‌های حزبی در ایران جدی گرفته نمی‌شود،‌ سیاسیون در نشست‌ها و گعده‌هایی که با هم دارند اسامی افرادی را به عنوان گزینه احتمالی مطرح می‌کنند که اسم سیدحسن خمینی هم به میان آمده است.»

سیدحسن خمینی اگر چه یک اصلاح‌طلب شناخته‌ می‌شود، اما همواره از حمایت‌های دیگر گروه‌های سیاسی و البته بخش‌هایی از مردم که به دور از انتخابات بوده‌‌اند، برخوردار بوده است. برخی ناظران بر این باورند که عدم وجود سابقه اجرایی کلان در کارنامه سیاسی او، تنها مانعی است که‌ می‌تواند تا حدودی عنوان رجل سیاسی را از او سلب کرده و او را از ورود به صحنه رقابت‌های انتخاباتی دور کند. این در حالی است که برخی دیگر، مواضع سیاسی او را در این زمینه دخیل‌ می‌دانند. به هر روی این تجزیه و تحلیل‌ها در شرایطی صورت‌ می‌گیرد که شخص او هنوز تصمیم خود را برای ورود به این عرصه اعلام نکرده است.