یادداشت مخاطبان افتونیوز _ این روزها خیلی ها اسب خود را زین کرده اند تا کرسی گچساران و باشت را در بهارستان تهران نمایندگی کنند و فضا سرد آخرین زمستان قرن گرم گرم انتخاباتی شده است.
اعتبار نامه منتخب قانونی مردم علیرغم عبور از تمامی فیلتر های قانونی مراجع چهارگانه وزارت اطلاعات، قوه قضائیه ،اطلاعات سپاه و شورای نگهبان و حتی فیلترهای قانونی همین مجلس انقلابی ،مجددا در روند لج بازی های سیاسی و لر ستیزی برخی نمایندگان رد شد و غلامرضا تاجگردون نماینده مردم از حضور در مجلس محروم گردید.

اینکه بر عملکرد غلامرضا تاجگردون برخی ایرادات و انتقادات وارد است و در یک شرایط نرمال و عادلانه باید نقد شود هیچ تردیدی نیست. اما آنچه مهم است و اصل موضوع می باشد ، ظلمی است که اول بر مردم حوزه انتخابیه گچساران و باشت و حتی کل استان وارد شده و دوم بر خود ایشان و سپس تبعات این رد اعتبارنامه بر روند توسعه منطقه و ساختار سیاسی اجتماعی فرهنگی و اقتصادی شهرستان های باشت و گچساران است.

نکته اول :
عزل و یا جابجایی مدیران در سطح استان و شهرستان یک روال عادی و طبیعی هست و جای توهین و تخریب نیست، اما یک نکته که منجر به نگرانی عمیق و ( بی اعتمادی شدید مردم به دولت ) مردم و خیرخواهان انقلاب و نظام و رهبری شده است و همه عقلا و دلسوزان توسعه استان بر آن متفق القول اند این نکات است؛

اینکه دقیقا از تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۹۹ یعنی روز رد اعتبارنامه نماینده گچساران در مجلس فرایند ناجوامردانه حذف فرزندان گچساران و باشت در مناسب کلیدی استانی و شهرستانی عین بی عدالتی و بی انصافی هست .
بر همگان واضع است در اوج قدرت بلامنازع غلامرضا تاجگردون و تقسیم قدرت بین حوزه های انتخابیه رعایت عدالت و انصاف می شد. در تمام سطوح استانی و شهرستانی
تاجگردون در اوج قدرت ، حداکثر ۲۰ درصد مناسب مدیریتی استان را به نیروهای خود می داد و بقیه ۸۰ درصد در اختیار نیرو های حوزه های انتخابیه بویراحمد و کهگیلویه و حتی غیره بومی ها بود.
ولی از تاریخ ۱۸ تیر ۹۹ یک ساعت پس از حذف تاجگردون در سایه سکوت و بعضا پای کوبی آن نوع اصلاح طلبان؟! مدیر عامل آب منطقه استان،معاون پژوهش برنامه و بودجه استان،مدیر کل مدیریت بحران استان، معاون اداره کار استان ، معاون غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی استان، مدیر مالی و بودجه دانشگاه علوم پزشکی ،مدیر حراست سازمان برنامه و بودجه استان ، معاون طرح و برنامه شرکت آبفای استان و …
یکی پس از دیگری عزل گردیدند. و توجهی به سهم حوزه انتخابیه گچساران و باشت نشد.
در دوره ۸ ساله نمایندگی تاجگردون برخی از اصلاح طلبان استان بیشترین حملات و انتقادات رسانه ای و سیاسی را با محور اینکه چرا تفکیک قوا رعایت نمی شود! چرا نماینده گان در انتصابات و امور اجرایی دخالت می کنند ؟ گوش فلک را کر کرده بود.
اما گویا این شعار و محور انتقادات این گروه از اصلاح طلبان فقط مختص غلامرضا تاجگردون ،غلامحمد زارعی ،حاج آقا بزرگواری و عدل هاشمی پور …. بود و نه محمد موحد و مهدی روشنفکر ! که امروز اکثریت انتصابات با نظر مستقیم ایشان انجام می پذیرد.
و همین نکته که اظهر و من الشمس است کافی است تا جنس و مفهموم تخریب ها و انتقادات چندین ساله روشن بماند.
نکته دوم : تغییرات مدیریتی در خود شهرستان باشت و گچساران که مهمترین آنها عزل علی خوان پایه فرماندار و نصب یکی از فرزندان کهگیلویه و بقیه انتصاب ها عمدتا غیره سیاسی و با مکانیسیم و فرایند اداری و یا باز هم فشار مخالفین دولت انجام گرفته که البته برآیند فشار های مخالفین دولت عزل خود فرماندار بود آنچه در مصاحبه معاون محترم سیاسی استاندار هم کاملا به کنایه گفته شد که فرماندار گذاشتیم که جانبداری از هیچ کاندیدایی نکند.
و دقیقا رمز معما همین است یعنی تمکین دولت به فشار های سید قدرت حسینی بحرینی در عزل خوان پایه.
چیزی که طرفداران رسانه سید قدرت الله حسینی مهمترین حامی رد اعتبارنامه و متهم شماره یک رد اعتبارنامه منتخب مردم آنرا تاکتیک های تاجگردون برای آرایش بندی جدید انتخاباتی عنوان می کنند!
یعنی سید قدرت حسینی و تیم رسانه اش اگر در این ۱۰ ماه گذشته سکوت کرده بودند شاید الان ۲۵ هزار رای داشتند و نه اینکه با تحلیل های آبکی و جعلی و خبرپراکنی های غلط اینگونه خود را تخریب می کردند و سطح رای پیشین خود را هم به چالش می کشیدند یا تیتر زدنشان مثل : عزل مشکوک رئیس جهاد و یا بیمارستان بی بی حکیمه س و نسبت دادن آنها به فرایند انتخاباتی تیم تاجگردون. حقیقت ماجرا آن است که ؛ تیم رسانه ای سید قدرت حسینی بیشترین فشار ها را ( در کنار گروه مخفی ایشان در پرونده سازی برای مدیران منتسب به تاجگردون) انجام میدهند و وقتی که به نتیجه رسیدند بلافاصله سخنگوی مظلومیت ! مدیر عزل شده می شوند به خیال آن که مدیر عزل شده را شکار کنند و در این بین هم شاید آدم های طالب جایگاه و پیدا شود که به دام می افتد.
اما عزل فرماندار حکایت جالبی دارد. علی خوان پایه برادر شهید که حتی یکبار این را عنوان نکرد و سو استفاده از نام ایشان نکرد به اذن خیلی از مسئولین نظارتی و حتی مخالفین سیاسی دولت و …یکی از پاک ترین و سالم ترین فرماندارن و مدیران استانی بوده است اما وی قربانی‌ اهل زد و بند نبودن شد و یا از مخالفین دولت نبود و این موضوع در انتخابات ۲ اسفند ۹۸ و هم در نوع مدیریت مقتدر خود در گچساران به عمل نشان داد.
علی خوان پایه از تبار بزرگمردانی است که برای نجات عزت و جان یک سرباز ، در کوه سیاه چرام ، ۷۲ تن از مردان غیور ایل بابکانی جان دادند و در واقع در نبرد با امنیه های حکومت پهلوی شهید شدند تا از یک سرباز دفاع کنند . لذا بابکانی و خانپایه ها ، اهل معامله و کوتاه آمدن نبودند و زیر بار نمی روند،
و قطعا خود مهندس خانپایه میداند که چرا عزل شد و چه کسانی بیشتر فشار ها را برای عزلش به وزارت کشور و استاندار وارد کردند و امروز چه کسانی برای عزلش پایکوبی نمودند
سوم انتصاب فرماندار کهگیلویه ای به عنوان سرپرست فرمانداری گچساران چیز جدیدی نیست کما اینکه روزگاری، دکتر قادر لاهوتی هم فرماندار گچساران و یا مهندس مرتضی جلال منش نیز بخشدار مرکزی گچساران بودند رفتارها و منش های خوبی به یادگار گذاشتند ، اما نکته اینجاست که آن روز قادر لاهوتی و مرتضی جلال منش به درخواست تاجگردون و یا تاجگردونی ها در این شهر مدیریت کردند اما امروز علیرغم این همه نخبه و مدیر خوشنام و با تجربه گچسارانی اینگونه عزت و شعور مردم یک حوزه انتخابیه را نشانه رفتن و مثل شبیخون گچساران را “ده کوره ای” حساب کردن ؛ به نوعی توهین به شعور و خدشه دار کردن اقتدار و عزت مردمان این حوزه انتخابیه است . اگر خوان پایه ماموریتش تمام است ! مگر ماموریت دارا کریمی فرماندار جدید کهگیلویه نیز تمام نیست؟ مگر ایشان دو ماه دیگر بازنشسته نیستند ؟
مردم گچساران معنی و پیام این نوع رفتارها را خوب می فهمند و پاسخ منطقی و مسالمت آمیز این تحقیر تاریخی را در انتخابات ریاست جمهوری و میان دوره ای ۱۴۰۰ خواهند داد.

مخاطبان افتونیوز / درج این یادداشت به معنای تایید کامل یا بخشی از آن نیست، لزوما مورد تایید تحریریه افتونیوز نمی باشد و بعنوان نگاه مخاطب انتشار داده می شود