بعداز گذشت قریب به یکسال از انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال ۹۸؛ اینک شاهد تحرکاتی از سوی سیدمحمدموحد هستیم که در شعارهای انتخاباتی اش گفته بود با یک تیم کارشناسی و باتجربه در همه ی زمینه ها وارد انتخابات شده ام. حاج محمد موحد که با ربع قرن تجربه در عرصه ی سیاست و قانون گذاری بی رقیب ترین فرد در سیاست استان میباشد او تنها یکبار شکست را در کارنامه های انتخاباتی اش در اسفند ۹۴ در برابر مهندس عدل هاشمی پور دارد که این مهم در مقال و مجالی دیگر تفسیر خواهد شد. مهندس عدل هاشمی پور که از اَبَر لیدر های موحد در دوره های قبل به شمار میرفت از تاخیر موحد و حضور ناگهانی ایشان در انتخابات بهره برد و با چاشنی شانس و سیاست های طیف اصلاح طلب در کهگیلویه؛ رقابت را ازموحد برد ولی در دوره ی بعد با برنامه ریزی حاج موحد و بی برنامه گی تشکیلات سردار و بازهم سیاست های طیف اصلاحات ؛ رقابت را بازنده شد تا در دو دربی سیاسی کهگیلویه بین دو غول اصول گرا امتیازات به تساوی تقسیم شود و هریک از این دوچهره با یک برد و یک شکست در سپهر سیاسی کهگیلویه؛ تاکنون ، تاثیرگذار باشند. اما آنچه در این مقال به آن می پردازم تفاوت های رفتاری سردار و سناتور در برخوردهای سیاسی این دوچهره میباشد که درس های بزرگی در این رفتارشناسی نهفته است که هر کس به عقل خویش و دانش خود؛ از رفتارهای این دوچهره ی اصولگرا میتواند برداشت نماید. اولین موضوع کاملا مشخص در رفتارشناسی این دوچهره، موضوع نظم تشکیلاتی می باشد:
۱-نظم تشکیلاتی..
در ساختار و چارت سازمانی حاج عدل هاشمی پور؛ نظم و انظباط تیمی و تشکیلاتی؛ مفهمومی کاملا بیگانه و غریب بود تاجایی که سردار هاشمی پور بزرگترین لطمه را از همین بی انظباطی تشکیلاتی متحمل شدند. از ابتدای حضور سردارکه میتوان آن را از۱۲ اسفند ۹۰ و بعد از قبولی سیدبزرگواری در دور دوم حضورش قلمداد کرد، حاج عدل هاشمی و برخی از اطرافیانش برای حضور هاشمی پور در دوره ی بعد برنامه داشتند و بابرگزاری جلسات مختلف درشهرهای متفاوت ، اندیشه ی معرفی و حضور سردار را داشتند اما بی نظم و بی مدیریت. این بی نظمی وقتی نماینگر شد که در شهریور ۹۳ در جلسه ای در دانشگاه پیام نور فردی که در انتخابات ۹۸ رییس ستاد جوانان حاج عدل شد، از وی درباره ی حضورش پرسید که آقای هاشمی پور آن طور قسم جلاله یاد کردند که فیلم آن جلسه تا مدت مورد ادله ی مخالفان سرداربود؛ در حالی که سردار و اطرافیانش و شخص پرسشگر به نیکی از حضور سردار در انتخابات ۹۴ آگاهی داشتند. موردهایی ازاین دست فراوان هستند. بعداز انتخاب آقای هاشمی پور ، برای ادامه ی حیات وفعالیت های سردار، این بی برنامگی و بحران بی نظمی ، همانند زخمی ناسور سربازکرد که به دلیل اطاله ی کلام وارد ریز ماجرا نمیشوم و تیتر وار برخی را بیان میکنم. انتخاب مدیر دفتر ارتباطات مردمی سردار در کهگیلویه بزرگترین این موضوعات بود و با برگزاری جلسات فراوان و معرفی افراد مختلف و پیشنهادهای بسیار حتی اداره ی دفتر با شورای ۳ و ۵ نفره؛ راه به جایی نبرد تا سردار با حکم شخصی خود این مدیر را انتخاب کردند که به مرور زمان مشخص شد نه تنها بدترین انتخاب بوده بلکه مضر ترین انتخاب نیز بود؛ هرچند در ادامه سردار به حرف کسی گوش نکردوحاضربه برکناری مدیرش نشد و به خاطرهمین مورد خیلی ها از سردار فاصله گرفتند و بعدها جداشدند. در این سو آقای موحد با بی حاشیه گی و بانظم و اقتدار در یک جلسه رئیس دفترش را در کهگیلویه معرفی کردند.
در موردهای دیگر؛ انتخاب مشاوران سردار در حوزه های بانوان و ورزش و جوانان و فرهنگی و … مثنوی هفتاد من میشود. مثلا در یک افتتاحیه دریادواره ی شبهای شعر بلاد شاپور؛ وقتی هاشمی پور از سوی شعرا و مدعوین مورد نقد قرار گرفت کاملا احساسی و بدون هیچ مشورتی از قبل در وقت سخنرانی اش فردی را به عنوان مشاور هنری اش معرفی کردند که تاکنون هیچ نشانی از مشاور هنری پیدا که نشد هیچ، بلکه آن مشاور در گفتگوهای رسانه ای منکر هرگونه علاقه ای به این تشکیلات وهمکاری با سردار شدند. یا در انتخاب مشاور جوانان که قلب تشکیلات بود بازهم هاشمی پور بدون توجه به معیارهای موجود در دیپلماسی و تلاش های افراد و گذشته و همگرایی ؛ دست به انتخاب جوانی زد که وقتی آن جوان دید تا دیدگاه و نظراتش در تشکیلات سردار بی بها و بی ارزش هست با اعلامیه ی تند و بیانه ای غافلگیر کننده از تشکیلات جداشد؛ حال آنکه حاج موحد اصلا به این تشکیلات عریض و طویل و حاشیه ساز بهایی نداده اند. در این بخش سخن فراوان است ولی این چندنمونه را جهت جاافتادن مطلب و نتجیه گیری بهتر معروض داشتم.
۲_عدم توجه به کاشت نیروی انسانی..
موضوعی که واقعا تفاوت سیاستمداری موحد را در برابر بی سیاستی هاشمی پور به خوبی و روشنی بیان میدارد؛ توجه به پتانسیل نیروی انسانی و کاشت نیروهای متعهد و کاردان در جایگاه های مناسب می باشد. حاج عدل اصلا به نیروهای سازمانی و اداری و نقش آنان در آینده ی سیاسی خود و تشکیلاتش کاملا بی هدف و بی انگیزه بود و اصلا برنامه ای برای رشد و اعتلای نیروی انسانی در کهگیلویه نداشت تا جایی که حاج موحد همین ضعف حاج عدل را در قالب شعار بازگشت عزت به کهگیلویه ؛ بزرگنمائی کرد و اینک دارد میوه ی وعده هایش را در سبد دارائی هایش مشاهده میکند. حاج هاشمی پور به نیروی انسانی اطرافش بی تفاوت بود. نه به رشد و اعتلایشان و نه به سقوط و حتی حذفشان واکنشی نشان نمی داد. در اولین همایش ایل بهمئی که در دیشموک برگزار شد، شخص نگارنده در بخشداری دیشموک شاهد بودم که چگونه از سوی استاندار وقت- احمدی_ و برخی افرادی که به دیشموک آمده بودند در حضور فرماندار وقت آقای پوزش، به خاطر حذف بنرها و عکس ها و پارچه نوشته های مربوط به حاج عدل قریب به دو ساعت چنان فشاری به آقای امیریان بخشدار اصلاح طلب وارد کردند که امیریان نپذیرفت و حتی بنر روحانی در آن همایش نصب نشده بود ولی امیریان چنان از سردار حمایت کردند که هم میهمان بهمئی هاست و نماینده ی مردم، که بعد ها همین پافشاری امیریان به عزلش منجر شد ولی هیچ واکنشی از سوی هاشمی پور مشاهده نشد و اگر کنشی داشتند مسکوت ماند وکسی اطلاعی نیافت، حال اگر شما جرائت دارید به یک مستخدم همسو و طرفدار سناتور حرفی بزنید و ببنید چطور آقای موحد در دفاع از یک مستخدم اداری اش؛ وقت میگذارد و حل مشکل می کند، این است مردم داری سناتور..حتی در همان همایش سردار اختلافش با احمدی را علنی کرد و با آن سخنرانی تند علیه احمدی و دادن اولتیماتوم به احمدی و خط ونشان کشیدن برای احمدی؛ علنا بیان کرد که کهگیلویه نصف استان است و او توجهی ندارد؛ یعنی به سردار توجهی ندارد؛ چرا که دولتی که تا قبل از ۹۶ بیشترین حمایت از سردار اصولگرا را داشت و وزیرانش را هفتگی همراه نایب رئیس کمیسون انرژی به حوزه ی انتخابیه اش میفرستاد از دور دوم دولت روحانی به سردار بی مهری نشان داد که بعدها هم سردار برای تلافی در جریان آتش زدن برجام در مجلس به عنوان اولین ها دست به فندک برد. عدل هاشمی پوردر عزل ها و انتصاب ها ضعیف بود و اوج این ضعف در انتخاب داوری به عنوان رئیس شبکه ی بهداشت و درمان بود که اگر فشار رسانه ها نبود پوزش؛ کورش را به رسمیت نمی شناخت. کورش داوری انتخاب هاشمی پور بود اما فرماندار حاضر به معارفه اش نمیشد. عدل هاشمی پور از مدیران کل هم سهمی نداشت و بیشتر زیر سایه ی تاجگردون بود. فرزندان کهگیلویه بعداز موسی خادمی در ادارات استان درو شدند و تنها در شرکت گاز مهندس خادم ماند و بعدها هم به جای کشاورز ؛ آرام در مدیریت دارائی استان معرفی شد. هم در مدیران شهرستانی و هم استانی چه مدیران و چه طوایف شان دلخور بودند زیرا هاشمی پور تصمیمات به روزی نگرفت و به رشد نیروهایش بهائی نداد؛ تا جائی که از طرف برخی لیدرها برای تصدی فرمانداری های حوزه ی انتخابیه مدام تحت فشار بود و هیچگاه نتوانست یک فرماندار از خودش داشته باشد اما اینک حاج آقا موحد با یک حرکت سه فرماندار را جابه جا میکند و مهم اینکه فرماندار کهگیلویه را ترانسفر می کند و در شهر تاجگردون تصمیم گیر و اثر گذار میشود.
حال خود ببینید تاثیرگذاری موحد با تاثیر پذیری هاشمی پور چقدر تفاوت دارد. موحد با معرفی اتابک به جای خوانپایه، قدرتش را به رخ تاجگردون می کشد و به هاشمی پور و دیگران نیز نشان می دهد که میشود تسلیم هیچ کس نبود. خدمتی که اصلاح طلبان به هاشمی پور کردند در سال ۹۴ تا ۹۸ بی جواب ماند. هیچ یک از مهره های اصلاحات رشد که نکردند بلکه با رنجش از هاشمی پور جداشدند ولی اینک در کمتر از یک سال فقط سه فرماندار اصلاح طلب از طرف موحد زمام امور را در دست می گرند تا موحد این درس را به دیگران دیکته کند که : قدردان زحماتی که برایش کشیده شده؛ می باشد و برخلاف سایرین که زحمات طیف ها و طایفه ها و افراد را وظیفه ی آنان می دانند و یا می گفتند مگر من از آنها دعوت کردم که رای بدهند؛ موحد با خوش فکری و پایبندی به شعار بازگشت عزت به کهگیلویه؛ آرام و پیوسته به شعارش جامه ی عمل می پوشاند تا دیگران و شخص هاشمی پور را با الفبای سیاست آشنا کند. هاشمی پور در انتظار نتیجه ی انتخاب رئیس جمهور دولت جدید در ۱۴۰۰ نشسته است تا با سنجش شرایط لغو تحریم ها و سیاست خارجی و سایر پارامترها در انتخابات ۱۴۰۲ اعلام حضور نماید. هاشمی پور یک متخصص عمرانی است و حیات سیاسی اش به اقتصاد کشور و سیاست ارزی و فراوانی بودجه وابسته است حال آنکه موحد در سیاست میتواند یک الگوی خوب باشد و از رفتارها و انتخابهایش درس گرفت چه فراوانی باشد یا نباشد. قطعا بعد از چینش مهره های کهگیلویه ای در ادارات مختلف، حاج محمد موحد خیز بزرگی برای تسخیر مدیریت های استانی برخواهد داشت تا بفهماند لج بازی در سیاست آن هم با مدیر ارشد استانی و نماینده ی دولت؛ یک رفتار کودکانه ای بیش نیست‌. برگشت کریمی نژاد به کهگیلویه؛ یعنی هاشمی پور از دارائی های کهگیلویه به درستی بهره نبرد وگر نه لنده از* دارا * به دارائی می رسید و * اتابک* در استان میتوانست اتابکانی قدرتمند تشکیل دهد و رزمجوها و امیریان ها و پاداش ها وپرویزی ها و فتاحی ها و…. در هر کجا که قرار میگرفتند بهتر از داوری ها و متقی ها وخرسندی ها و آخش ها ؛ می توانستند به اعتلای کهگیلویه ی بزرگ اما محروم خدمت کنند. سیاست و کیاست بهره وری بیشتری دارد از طرح های کلنگ خورده ی بی روبان که انتظار قیچی و افتتاح پیرشان کرده و در برخی طرح ها چوب کلنگ هایی که زده شدند در ۴ سال گذشته جوانه زده و برخی حتی ثمر میدهند.

یعقوب درویشیان

 

یادداشت نظر نویسنده است انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست