افتونیوز_ در طی روزهای اخیر با انتصاب فرماندار گچساران موضع گیری های مختلفی در این رابطه شکل گرفت، علیرضا کفایی فعال سیاسی اصلاح طلب در یادداشتی انتصاب علیرضا اتابک به فرمانداری گچساران را نقد کرد، ، ایرج اقبال فر فعال اجتماعی شهرستان کهگیلویه در یادداشتی خطاب به وی ارسال کرده است، که در زیر میخوانیم.

اول: علیرضا کفائی را در دایره سیاست و هم در خارج از این دایره،فردی آزاده و بدون تعلقات دنیوی میشناسند.دوستانش او را شرف اهل قلم مینامند و تا پایان دوره کاری اش در کسوت یک معلم ماند و دامن به قدرت آلوده نکرد.
دوم:مردم شریف گچساران، دارای پتانسیل عظیمی از نیروی انسانی اند.هم آزاده و مستقل اند و هم مدیران توانمندی دارند که هر کدام میتوانند در سطح ملی ظاهر شوند.آنچنانکه پیش از این ظاهر شدند.هم در بین اصلاح طلبان و هم در جمعیت اصولگرایان این دیار و هم در جامعه علمی مستقلش،بسیار فعالانی را میتوان یافت که قادر به مدیریت در سطح کلان مملکت اند.
سوم:
جناب کفائی در مرقومه ای آتشین که با همه نوشته های قبلی اش تفاوتی فاحش داشت، انتصاب فرزندی از کهگیلویه را بر مسند فرمانداری گچساران، انتصابی مشکوک خواند و آنرا به معنی نفی توانمندی های فرزندان گچساران.
در اینکه عملکرد چالش برانگیز و یک شبه مجموعه مدیریتی استان در تعویض و جابجائی فرمانداران،عملی است قابل نقد و حتی حساسیت برانگیز،هیچ شک و تردیدی نیست.
همینطور،مشورت با احزاب و فعالان ستادی دولت بعنوان نخبگان سیاسی استان و بدنه اصلی جامعه مدنی،اصلی است که به نظر میرسد راس دستگاه اجرائی استان کهگیلویه و بویراحمد،به آن اعتقادی ندارد.
با همه این موارد، نمیتوان انتصاب یک فرماندار از شهرستانی مجاور را اینگونه به چالش کشید و نتیجه اش را عصیان اجتماعی و خشم پنهان و در نهایت جوشش طوفان و گشایش دهان ها پیش بینی کرد.
بسیاری از فرزندان گچساران هم در سالیان پیش و هم در این دولت، در اقصا نقاط ایران زمین در کسوت مدیریت انجام وظیفه کرده اند.به مدت هشت سال، فرزندی از گچساران(حاج بهرام تاج گردون)نماینده مردم کهگیلویه بود.
در هفت سال و اندی که از عمر این دولت میگذرد،بسیاری از فرزندان گچساران، سکاندار ادارات کل استان بودند و هژمونی نظر نماینده سابق را در تمام این هفت سال در سیستم اجرائی استان هم شاهد بودیم.
قصد من، دفاع از این انتصاب و یا اشخاص مطرح شده و همینطور دفاع از عملکرد زیرمجموعه وزارت کشور در استان نیست. اما پرداختن به مسائل اینچنینی از دریچه جغرافیا و قومیت، با مبانی و مولفه های گفتمان اصلاح طلبی، هیچگونه تناسبی ندارد.به همان دلیلی که نباید توانمندی های فرزندان گچساران را نادیده گرفت، نباید و شایسته نیست که توان و پتانسیل فرزندان دیگر نقاط این مملکت را نادیده بگیریم. البته که توازن قومیتی و منطقه ای در استانهائی چون استان ما باید بعنوان یک فاکتور در کنار سایر عوامل قرار گیرد اما تکیه بیش از حد بر جغرافیا،بعنوان یک مولفه محوری در انتخاب مدیران امری امروزین و اصلاح طلبانه نیست.

ایرج اقبال فر