اَفتونیوز _ علیرضاکفایی : روزگاری شده است که حقیران مستولی و در توهمات خود بزرگ بینی غرق گشته اند، پندار و وهم چیره گشته و پند فریب می دهند، برای تنعم نفس شیطانی خود، ملت را به خواری و خفت می کشانند، هوس های بالا و بالاتر پریدن این اشباه الرجال جز خسران برای مردم نیست، چه وقت باید بر دهان اینان کوبید و گوش مردم و هم فلک را از یاوه های آنان رهانید؟

مجلس دستپخت حضرات! انگار سواد جمع و تفریق هم ندارد، ملک و ملت رها شده و هر یک آن کار دگر می کنند، نردبانی ساخته اند تا به ریاست جمهور برسند، مردم حیران، حیران تر شده و مسکنت از در و دیوار هویداست و آنان مشغول توهم و سیلی زدن و خط و نشان کشیدن اند، سودازدگان خام اندیش پنداشته اند نمایندگان ملتند! با کمترین رای بر کرسی نشسته اند و آن کرسی را کرسی گرمخانه یافته اند، رئیسش کار و بار فراموش کرده سفر داخل و خارج پیشه گرفته، ذوق و شوق دیدار دیکتاتوری چون پوتین و در هنگامه ای که روس سیاه روز است و اعتراضات مردمی به حبس و اختناق در آن دیار نقل محافل است کرده و با آنکه به محضر و دربار رهش نمی دهند؛ تن به هر مذلتی می دهد تا در آن سامان بلازده پوتینی جلوس کند، مگر نمی دانند که این خفت فقط برای او نیست که بر مردم تحمیل می شود؟
آنچنان روزگار تیره گشته که هر کس از هر جایی و با هر وزنی و بی وزنی و کم وزنی در توهم افتاده که می تواند رئیس جمهور شود، تیم رسانه ای و تبلیغی راه انداخته اند و ملت را اینقدر حقیر یافته اند که خود را بعنوان نامزد ریاست جمهوری معرفی می کنند، نمی دانند آستان این ملت آنچنان بلند است که به این حقیران توجهی ندارند؟
اما اوضاع بی ریخت و رقت بار چنان است که اینان هم توهم برداشته اند می توانند تاج بر سر نهند، اندیشه حکومت ساسانی را در این سامان دارند، چرا این همه خفت و خواری که هر نوکیسه ای اینگونه توهم بردارد؟ آیا اهانت به ساحت ملت نیست که دونان در تصور تاجگذاری اند؟
مزاج دهر تبه شد در این بلا حافظ
کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی
کامروایی قبیله متوهم و بی فکری و ثروت اندوزی و فریبکاری اشان به بهای خفت و خواری ملت تا کی؟
ز تند باد حوادث نمی توان دیدن
در این چمن که گلی بوده است یا سمنی
پناه می بریم به خدای تعالی