اَفتونیوز _ بعد از انتشار خبری در خصوص انتصاب مدیرعامل جدید پتروشیمی دهدشت در فضای مجازی، یکی از مخاطبان اَفتونیوز شاغل در مهم ترین واحد های صنعتی کشور در واکنش به این انتصاب یادداشت انتقادی نوشته که در زیر میخوانیم

چند روز پیش خبری در یکی از سایت‌های خبری استان توجهم را جلب کرد با این مضمون « مدیر توانمند و خوشنام صنعت پتروشیمی کشور به پتروشیمی دهدشت آمد»
با ذوق تمام خبر را خواندم، بله جناب آقای احسان اسدی پور کارشناس ارشد و دانشجوی دکترای حقوق بین الملل به سمت مدیر عملیات پتروشیمی دهدشت منصوب گردیدند.
سوابق عملیاتی ایشان را نگاه کردم دیدم مهمترین سمت عملیاتی ایشان هیچ ربطی به واژه عملیات صنعتی ندارد، بلکه مسئول رسیدگی به شکایات در پالایشگاه بیدبلند بوده اند .
به خود اندیشیدم
به همکاران هم استانی بی ادعایی اندیشیدم که مهمترین پروژه های صنعت نفت ، گاز و پتروشیمی را از مراحل خاکبرداری، نصب، پیش راه اندازی، راه اندازی و استارت آپ تا بهره برداری در بدترین شرایط آب و هوایی در طول این سال ها در کنار بزرگترین شرکت های نفتی دنیا (توتال,ENI,AGIP و …) به سرانجام رسانیدند و امروز هر کدام در مجموعه های خویش نقشی کلیدی و مثال زدنی از تعهد و تخصص دارند. به آرزوهای این جوانان بی ادعای هم استانی اندیشیدم که در تفکر و نجات زادگاه خویش با استفاده از این توانمندی هایی بودند که در کوران این سالهای سخت و طاقت فرسا به دست آورده اند.
ولی افسوس
ولی افسوس
که در بی خبری مسئولان استان از مدیران کلان گرفته تا نمایندگان مجلس و تصمیم سازان و تاثیرگذاران این مرز و بوم، این توانمندان گمنام جایگاهی ندارند و حمایتی نمی شوند تا جایی که مدیری به مدیریت عملیات یک پروژه بزرگ مانند پتروشیمی انتخاب می گردد که هیچ رد پایی، تجربه ای و تخصصی از عملیات در پرونده‌اش دیده نمی‌شود. اهل فن می‌دانند که این یعنی *فاجعه*
چرا که مدیر عملیات کلیدی ترین و مهم ترین نقش را در یک پروژه صنعتی تولیدی دارد.
و پروژه ای که انتصاب کلیدی ترین مدیرش اینگونه نابخردانه باشد آیا میتوان به فرجامش امید داشت؟
آیا به استانی که توانایی فرزندان متخصص خویش را فدای بازی های خانمان سوز سیاسی و قبیله ای نموده و عنان تصمیم گیری پروژه های توسعه محورش را به نادلسوزانی سپرده که نه تنها استان ما را بلد نیستند بلکه هیچ درکی از اقلیم ما نداشته و خیلی ها یش حتی اسم شهرستان های ما را نشنیده اند می توان امید به توسعه و پیشرفت داشت؟
ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
این ره که تو میروی به ترکستان است