اَفتونیوز _ علیرضا اوحدی نیا : از نقد های که منتقدان در چند سال اخیر از شورای شهر یاسوج داشته اند، می توان به جبهه گیری های بی اساسی که ریشه در بازتولید تفکر سنتی حاکم بر نظم جامعه دارد، تاخیر در پرداختن به مقوله مهم توسعه کیفی و کمی به خاطر موضع گیری های گاها طایفه ای و منطقه ای و طرح مسائل بی ارتباط با رسالت و فلسفه شورای شهر و کنش های احساسی، غیر عقلانی و مبتنی بر غیر دور اندیشی و موارد دیگر
شاید از زاویه و دید مدرن این قبیل غریبانه و نابخردانه به نظر برسد ولی از دیدی جامعه شناختی برآیندی از فضای حاکم بر جامعه و کاملا هم سو و هم راستا با دیگر سازمان های بوروکراتیک در شهرستان بویراحمد می باشد.
تقریبا این کلام که انتخابات شورای شهر در یاسوج به مثابه وزن کشی ای طایفه ای و منطقه ای می باشد کلامی بسیار بدیهی می باشد. همانگونه که ما در انتخابات شورای شهر یاسوج اولویت را در انتخاب افراد هم تبار خود می گذاریم، در انتخابات شورای شهر شهر مادوان هم شورا و به تبع آن شهردار بر اساس معیار ها و ملاک های طایفه ای انتخاب می شود. در انتخابات مجلس شورای اسلامی هم اینگونه فکر می کنیم و ملاک و معیار را بر همجواری و هم تباری قرار می دهیم. مدیران کل و مدیران ادرات هم تمام توجه و فکر خود را بر احترام، استخدام و استفاده از اقارب خود قرار می دهند .
مسئله ای که اینجا مطرح می شود این است چرا مدیران، نمایندگان و اعضای شورای شهر ، موضع گیری و جهت گیری های طایفه ای و سنتی دارند.
این گفتمان ها و تفکرات در چه شرایطی و زمینه ای به وجود می آید. جامعه، بستر،مناسبات و زمینه اجتماعی در شهرستان و استان ما کاملا سنتی می باشد. ما در طی پروسه مدرنیته، در مرحله گذار از جامعه سنتی به جامعه مدرن هستیم و در این راه شاهد مقاومت آخرین سنگرنشینان سنتیم و دچار پدیده آنومی دورکیم یا از جا کندگی گیدنز هستیم.
سنتی که با مدرنیته و انتخاب های مدرن غریب است و می خواهد خود را در انتخاب ها و ذهنیت کنشگران اداری و غیر اداری بازتولید کند. شهرنشینانی با تجربه اندک شهرنشینی و انتخاب های مبتنی و با تکیه بر روح سنت و عاری از ملاک های عقلانی، بی شک نمی توانیم در وضعیت اکنون، انتظار عبور از گفتمان طایفه مدار به گفتمان توسعه مدار و عقلانی داشته باشیم.
میشل فوکو فیلسوف و جامعه شناس در تحلیل و نظریه قدرت می گوید که قدرت متمرکز نیست بلکه در همه جامعه پراکنده است از پدری که از موضع بالا با فرزند و همسر خود صحبت می کند تا مدیرکلی که به مدیران دستور می‌دهد همه از قدرت بهره ای برده اند و اعمال قدرت می کنند. شاید بتوان به جرات گفت در استان و شهرستان بویراحمد سنت و گفتمان سنتی در تصمیم گیری های نماینده و اعضای شورای شهر هست تا مردی که زن یا دختر خود را از تحصیل کردن منع می کند. گفتمان و ادبیات سنتی در همه مناسبات اجتماعی و نهادهای سیاسی در استان ما وجود دارد.
راه حل در گذار از بافت سنتی به شیوه زیست مدرن، در تقسیم کار های مختلف و اتمی شدن افراد هم تبار، در ایجاد سازمانی بوروکراتیک و عقلانی، در اهمیت به نقش محوری احزاب در فرآیند انتخابات شورای شهر و مجلس شورای اسلامی و در آشنایی با اهمیت این انتخاب ها در سرنوشت ما است.
شورای شهر یاسوج به عنوان یا مثال، برآیندی است از نظم حاکم بر جامعه، محوریت انتخاب ها و ملاک های طایفه ای و عدم آشنایی با وظایف مهم و اساسی اعضای شورای شهر و نقشی که آنها در توسعه یا توسعه نیافتگی شهر دارد.