اَفتونیوز _ ارغوان،دو سال داشت.لبخندهایش گل امید می کاشت در نگاه پدر و مادرش، غنچه ای بود در آغاز شکفتن، ارغوان، پرپر شد در میان یک دو جین پزشک و پرستار.
در بیمارستانی که عنوان درجه یک را یدک میکشد و همین چند روز پیش بود که رئیسش با کبکبه و دبدبه از کسب یک تنه این عنوان میگفت و تکمیل کلکسیون افتخاراتش. همه اینها اما نتوانست از خشکیدن غنچه ارغوان در کسری از زمان جلوگیری کند.ارغوان فقط یک شکستگی داشت.شکستگی دست.درد بزرگی است که یک انسان،به این راحتی جان بسپارد در قرن بیست و یکم. ارغوان در اتاق عمل جان سپرد و آنطرف تر، در اورژانس،کمی قبل از جان سپردن ارغوان، زنی جوان زندگی را بدرود گفت. خانم جوانی که یک شب پیشتر از آن، با علائم بیماری قلبی به اورژانس مراجعه کرده بود اما پزشک با تشخیص هیستریک بودن، وی را ترخیص کرد.صبحگاه که دوباره درد بر او مستولی گشت، به اورژانس مراجعه کرد،در سالن اورژانس جان داد…به همین سادگی.
به راستی چرا؟
در اینکه اشتباه،جزئی از کار و از جمله جزئی از کار در حیطه پزشکی است،شکی نیست، پزشک هم اشتباه میکند.مثل همه مشاغل و حرفه های دیگر. اما حجم این اشتباهات در این روزها قابل توجیه نیست.
مدتهاست که صدای مردم از بی سر و سامانی اورژانس بیمارستان امام(ره) دهدشت بلند شده است.از تاخیر حضور متخصصین بر بالین بیماران گرفته تا بی توجهی در امر درمان. جان و سلامتی،ارزشمندترین هدیه خداوند است.اینکه مقصر حوادث امروز چه شخص و یا اشخاصی است،دردی را دوا نمیکند.صدای خنده های ارغوان دیگر در گوش زمان نمی پیچد و آن زن جوان هم نیست تا آرزوهایش را در قاب زمان تماشا کند.اما ارغوانهای دیگر و زنان و مردان و مادران و پدران و فرزندان دیگری هم هستند که برای سلامت تن و روانشان به این بیمارستان مراجعه کنند.
قانون باید مقصرین این فجایع بزرگ را قضاوت کند اما به نظر میرسد،مدتی است که قطار درمان در بیمارستان دهدشت، بر ریل خودش سوار نیست.علت را متخصصین امر باید تشخیص دهند و این قطار را به ریل اصلی اش برگردانند.

مسعود آرام