در سلسله گفتگوهای خبرنگار “افتونیوز” با فرشید عزیزی جنبه‌های مختلف اجتماعی اقتصادی و سیاسی شهرستان را مورد نقد و بررسی قرار خواهیم داد.

فرشید عزیزی دانش آموخته کارشناسی ارشد مدیریت استراتژی و سرمایه‌گذار بخش خصوصی است، وی هم اکنون عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی صنایع و معادن و کشاورزی یاسوج، رئیس کمیسیون گردشگری و اقتصادهنر و اقتصادورزش و نائب رئیس کمیسیون تجارت اتاق بازرگانی یاسوج است.

فرشید عزیزی در عرصه سیاسی فعالیت چشمگیری داشته و هم‌اکنون رئیس حزب ندای ایرانیان حوزه شهرستان‌های چهارگانه کهگیلویه بزرگ و دبیر حزب در استان کهگیلویه و بویراحمد است، از سویی دیگرفرشید مشاور اقتصادی فرمانداری کهگیلویه را در کارنامه خود دارد.

حال در گفتگوی نخست کلیات توسعه اقتصادی شهرستان مورد بحث و گفتگو قرار گرفت که در ادامه می آید؛

جناب عزیزی در ابتدا وضعیت شهرستان کهگیلویه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ما در قرن بیست و یکمی هستیم که دنیا به شدت به سمت تکنولوژی و کاربرد آن در زندگی پیش می‌رود.
آموزش، صنعت و اقتصاد بسیار حساس و رکود، ارتقاء و رقابت ثانیه‌ای شده است.
واکنش بازار بورس به مسائل جهان بصورت لحظه‌ای شده و این موضوع نشان از شدت تغییرات بخصوص تغییرات مدیریتی در سطوح مختلف است.
در این زمان که شهرها و کشورها جهت خود نمایی و رسیدن به اقتصاد بهتر و برتر از راه‌های مختلف بخصوص جذب مهاجر و گردشگر و نیز سرمایه گذاری های هدفمند در حال رقابت تنگاتنگی با هم هستند، در این لحظه من نظر شما را به نقطه مقابل آن یعنی شهرستان کهگیلویه جلب می‌کنم.
شهرستانی که عملأ تبدیل به دهستان شده و روز به روز جمعیت کیفی آن بعنوان نیروی مولد اقتصادی و توسعه اجتماعی در حال مهاجرت به دیگر استان‌ها هستند، رکود و پسرفت از جای جای آن مشهود است.
سیمای شهری و چهره درهم رفته و بی‌نظم شهرسازی آن و عدم وجود نظم اجتماعی و اقتصادی در نگاه اول نظر هر تازه واردی را به خود جلب می‌کند.
مدیریت اقتصادی آن پس از یکی دو دهه بحران بصورت اجتناب ناپذیر نیازمند تغییر است و دو دهه گذشته سال‌هایی سرشار از فرصت‌ها و تهدیدها بودند که باتوجه به مدیریت‌های بی‌برنامه و غیرعلمی آن طی مدت زمان گفته شده، متاسفانه شاهد هستیم که هر روز آن فرقی با دیروز ندارد و رکود سرتاسر آن را فرا گرفته است.

دلیل رکود یا پسرفت شهرستان کهگیلویه را در چه چیزهایی می‌بینید؟

این موضوع بخاطر آنست که مطابق علم مدیریت استراتژیک تاکنون استراتژی حاکم بر مدیریت اقتصادی، اجتماعی شهرستان استراتژی تدافعی یعنی حفظ وضع موجود بوده است.

در شرایطی که دنیا بر اساس مدیریت علمی بسته به موقعیت و زمان به هر چهار جنبه علم مدیریت استراتژی اهمیت میدهند و هم اکنون مطابق استراتژی تهاجمی در حال تحول و تغییر رو به توسعه هستند همزمان برای شهرستان ما بر اساس استراتژی حفظ وضع موجود که همان حفظ صندلی مدیریت است نوعی مرگ اقتصادی و اجتماعی بوجود آمده و الان ما هستیم و وضعیت نا بسامان با امکانات محدود و مجهول و آمال و آرزوهای زیادی که داریم.

شما باور دارید که تاکنون مدیریت اقتصاد محور و تحول خواه بر کهگیلویه حاکم نبوده است؟

بله، دقیقا. طی دو دهه تمرکز سیاسی و اقتصادی که در شهرستان دارم اندک فرمانداران یا مدیرانی را دیدم که خواسته و شاخصه تحول خواهی و توسعه محور داشته باشد.

بیشتر مدیران از ترس ایجاد حاشیه و برای جلوگیری از اشتباه‌هات خود، تلاش تحول خواهانه‌ای نداشتند و بیشتر مجری بخشنامه‌ها و گذران امورات هستند، در این زمینه ضرب‌المثل معروفی است که می‌گوید؛ املای نانوشته غلط ندارد و عموما دنبال این هستند که املایی ننویسند که احیانا غلطی داشته باشد!

در این زمینه می‌توانید به چند نفر اشاره کنید؟ ان شاءالله در موقعیت‌های بعدی در این مورد صحبت می کنم..

مسیر و برنامه خروج شهرستان از این وضعیت رکود و تحول و ورود به مسیر توسعه را چه میدانید؟

انجام برنامه‌ای تدوین شده بصورت گام به گام و همراه با کار فرهنگی.

چرا و چطور به کار فرهنگی اشاره کردید؟

چون با توجه به مدت زمان کوتاه شهرنشینی، هنوز حال و هوای زندگی عشایری و روستایی در شهرهای استان و برعکس خواست زندگی شهرنشینی در روستاها کاملا مشهود است طوری که هارمونی زیستی، اجتماعی و چرخه اقتصادی شهری، روستایی به طور چشمگیری بهم خورده است به همین خاطر باید سعی شود در کنار کشف پتانسیل های اقتصادی و سرمایه گذاری، مناطق مختلف شهری و روستایی شهرستان با کار فرهنگی و آموزش و آگاه سازی به امر توانمند سازی فرهنگی و بینش اقتصاد محور مردم پرداخته شود.

در خصوص برنامه توسعه چه پیشنهادی دارید؟

بصورت کلی و بعنوان یک برنامه راهبردی پیشنهاد می‌کنم که بر اساس یک تحقیق علمی و پژوهشی یک چشم انداز روشن برای شهرستان برای آینده‌ای مشخص تبیین و تعیین شود و یک برنامه واقع‌بینی و زیرساختی با استراتژی تهاجمی یعنی تحول افرین اتخاذ شود که در این صورت قطع به یقین همکاری نزدیک استانداری، فرمانداری و دیگر ادارات دولتی و بخش متخصصین و نیز دخیل کردن نهادهای دانش بنیان و ایجاد فرهنگ مشارکت مردم و بخش خصوصی را می‌طلبد.

چگونه برنامه ها تدوین و عملی شوند؟

برای مدیریت صحیح و اجرای کارآمد و موثر برنامه ها باید بحث تحقیق، مطالعه و شناخت بسیار دقیق از نقاط ضعف و قوت شهرستان و نیز فرصت‌ها و محدودیت‌ها در اولویت معیارهای تصمیمات لحاظ شود و با تعیین اهداف بلند مدت و کوتاه مدت با استراتژی لازم و بخصوص با تعیین چشم‌انداز و تعیین ماموریت ادارت و آماده سازی و همسو کردن آنها با بخش خصوصی شهرستان را به جایگاه مطلوب خود برسانیم.
طبعا طبق شرایط کنونی و مطالعات مقدماتی، استراتژی لازم برای تحقق امر استراتژی تهاجمی است که براساس شناخت وضع موجود و برنامه ریزی‌های تحول خواهانه به سمت آینده‌ای که اهداف آن مشخص و تبیین شده یعنی دو عامل توسعه که شامل؛ ایجاد زیرساخت های فیزیکی و فرهنگی و نیز جذب سرمایه گذاری بخش خصوصی چه داخلی (بومی و غیربومی) و چه خارجی و ایجاد تحولات و تغییرات لازم برای برون رفت و پوست انداختن از وضعیت رکودی به سمت آینده ای پویا و تعالی است.

یعنی شما عامل توسعه را ایجاد زیرساخت مناسب و جذب سرمایه گذار میدانید؟

نخست اساسا منظور شما از زیر ساخت چیست؟

زیرساخت به ساختار اولیه فیزیکی و اجتماعی سازمان یافته‌ای گفته می‌شود که برای اجرای مأموریت و اهداف یک جامعه مورد نیاز است یا به عناصر ساختاری مرتبط و بهم پیوسته‌ای گفته می‌شود که چهارچوبی را برای توسعه کل ساختارهای دیگر فراهم می‌کند و تامین آن وظیفه دولت است و به دو صورت کلی هستند: زیرساخت‌های نرم و زیرساخت‌های سخت.

-زیرساخت سخت و نرم را کمی توضیح دهید؟

زیرساخت‌های سخت شامل زیرساخت‌های حمل و نقل، زیرساخت‌های انرژی های حامل آب و برق و گاز صنعتی، زیرساخت‌های ارتباطی الکترونیک، زیرساخت مدیریت زباله‌های جامد، زیرساخت شبکه مانیتورینگ و غیره است.

زیرساخت‌های نرم می‌تواند شامل زیرساخت‌های حکمرانی، تسهیلاتی مالی، زیرساخت اجتماعی، زیرساخت فرهنگی و زیرساخت‌های رفاهی و بخصوص حمایت های تحقیقی_پژوهشی و یا حقوقی باشد. بطور مثال وجود سیستم اداری و حمایتی مطلوب سرمایه گذاران بصورت حقوقی و معنوی در ایجاد حس امنیت سرمایه گذاری موثر است.

در ادامه دیدگاه شما در مورد سرمایه گذاری چیست؟

سرمایه گذاری دو نمونه است داخلی و خارجی که بواسطه وجود بستر مناسب و مشوق‌ها توسط مردم یا نهادهای غیر دولتی و شرکت های دولتی یا خصولتی یا خصوصی و یا اشخاص صورت میگیرد. که قطعا افراد و یا شرکت های موفق سرمایه گذاری بدون تعصب بر مکانی خاص همیشه به دنبال مکانی بهینه برای سرمایه گذاری هستند مکانی که بهترین زیرساخت ها و موقعیت جغرافیایی را برای دسترسی به منابع و یا بازار داشته باشد.

شما شهرستان کهگیلویه را از حیث زیرساخت و امکان سرمایه گذاری چگونه ارزیابی می‌کنید؟

تمامی تجربیاتم که از مطالعات و بررسی‌های شخصی و خصوصا تجربیات عینی و نزدیک از اقصی نقاط داخل و خارج از کشور داشته ام این است که کهگیلویه در آینده نزدیک قطب اقتصادی_اجتماعی جنوب غرب کشور در میان شهرستان های متوسط خواهد شد.

شما این پتانسیل را چگونه و در چه می‌بینید؟

بر اساس مطالعات و تجربیات شخصی به این نتیجه رسیدم که مکان‌های جغرافیایی که مردم باستان در آن زندگی میکرده و دارای رونق و توسعه اقتصادی اجتماعی بودند برای دوره‌ای کوتاه یا بلند دچار رکود و گاهأ حذف میشوند اما باز همچون ققنوس سر از خاک برمیدارند و به شکوه و عظمت باستانی خود برمیگردند.
کهگیلویه از هزاران سال در دوره‌های مختلف حاکمیتی همیشه پرچم دار جنوب غرب ایران بوده چنانکه حوزه آبریز جنوب زاگرس از بصره تا بندرعباس زیر نگین حاکمیتی این شهر بوده و مطمئنأ همچون شهرهای باستانی کشور و جهان که اکنون راه توسعه را بیشتر از دیگر شهرهای نوپا طی می‌کنند کهگیلویه نیز دارای چنین پتانسیلی است زیرا محل شهرهای باستان از لحاظ استراتژیک جغرافیایی و بنا بر استواری در شرایط ناپایدار و سختی انتخاب می‌شدند.
ما در شرف بازگشایی قطعه آخر جاده اصفهان_بندر امام که راه وصل مرز خشکی و دریایی جنوب غرب به اقلیم مرکزی ایران است، هستیم.
اگر با برنامه گوگل ارت(زمین) از بالا به زاگرس نزدیک شوید شاهد یک محدوده بیضی شکل یا چشم شکل که دهدشت در مرکز و عدسی آن قرار دارد می‌شوید.
فاصله یکسان تا دو رود یا سدهای کوثر و مارون و فاصله همسان با کوه های خائیز و سیاه نشان از موقعیت استراتژیک این شهر باستانی برای قدرت های گذشته و سهولت و امنیت در حمل و نقل کالا و مسافر بوده است.
دهدشت با مرز شلمچه و بندر خرمشهر جهت صادرات محصولات یا واردات مواد اولیه از عراق و عربستان و سوریه و اردن و ترکیه سه ساعت و نیم، تا بندر بین المللی امام سه ساعت، تا دیلم یک‌ ساعت و‌نیم، تا گناوه دو ساعت و تا بوشهر سه ساعت و از این طرف پس از بازگشایی قطعه دهدشت_پاتاوه تا اقلیم مرکزی ایران یعنی استان های یزد و اصفهان و چهارمحال بختیاری و شمال فارس سه ساعت فاصله دارد و این یعنی اینکه کهگیلویه پتانسیل عظیم تبدیل شدن شهرستان به بارانداز صادرات و واردات جنوب غرب کشور با آب و هوایی معتدل جهت مصرف بهینه و کارآمد انرژی در فصول سرد و گرم را خواهد داشت و هیچ شهری در جنوب غرب ایران دارای این موقعیت استراتژیکی نیست.

ادامه دارد