اَفتونیوز _ تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم /روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
ما ایرانی ها خوی مرده پرستی را از چه روزگاری و از کدام قوم وام گرفته ایم؟ نمی دانم.
در طی چهار یا پنج باری که موفق به دیدار شادروان بهمن بیگی شدم، همواره از فرخ میپرسید،حتی یکبار با گلایه مندی گفت بهش بگو من ازت خاطره دارم، دوست دارم بیشتر ببینمت.
یکی از زیبا ترین نوشته های بهمن بیگی اتفاقا مربوط به بازدید از مدرسه ی او بود وقتی دانش اموزی ب پیشواز او میرود و چنین میخواند که : بچیل مدرسه همش قربونت/ ای ره نومده ن کی دا نشونت ؟
انجاست که اشک امان او را بریده است و بهمن بیگی به افرینش جمله ی زیبایی همت میگمارد که تا قبل از او در ادبیات ایران هیچ کس به این ظرافت به رابطه چشم وچشمه پی نبرده بود، حتی استادان سخن سعدی و حافظ همشهریانش.
انجاست که بهمن بیگی” به یاد چشم و چشمه میوفتد که هردو جوشان اند این یکی از آتش دل و ان یکی از برف کوه”
چادر مدرسه تیر باران هوایی شده بود،تعدادی کشته و مجروح حاصل آن بمباران بود و بهمن بیگی با شتاب به دیدار امرای ارتش میرود که چادر سفید مربوط به مدارس عشایری است و مربوط به خان نیست.
در روزگاری که بخش های بزرگی از کشور در آتش بی دانشی میسوخت او بود که چراغ دانش را در منطقه ی جلیل برافراشت،آموزگاران بسیاری تربیت کرد.
در پای علم او بسیاری دیگر نیز چراغ دانش افروختند و پرورش اموختند.
طایفه ی بزرگ جلیل که استعداد یک ایل را داشت مدیون فداکاری های اوست،شاید اگر بخواهم مهمترین ویژگی شخصیتی او را بنگارم، در یک عبارت میگویم بسیار مردمدار و مبادی آداب بود.
اما متاسفانه باید بگویم ما نتوانستیم دین خود را به او ادا نماییم،شاید در باورمان نمیگنجید ک سرو قامت او به این زودی ها روی در خاک پنهان کند.و شاید این توجیهی ست برای جبران همه ی کاستی ها مان.
ایا این تلنگری به همه ی ما نیست ک قدر سرمایه های انسانی خود را بدانیم؟انان که جان خود را آرش گونه در تیر کردند تا چراغ سواد ودانش همواره فروزان ماند،آنانکه در کوه و کتل ها گاه و بیگاه شنبه و جمعه نمی شناختند تا با سواددان ایل را افزون کنند.
فرخ فرخیانی علاوه بر اینکه پایه گذار اموزش و پرورش در این دیار بود پایه گذار روستای بزرگی بود ک اینک نام سیوکی بر خود دارد و پر جمعیت ترین روستای منطقه است. ایا این حق را ندارد که دست کم نام این روستا را به نام او مزین کنیم؟
بزرگی که فرجام آن تیرگی ست/
بر این مهتری بر بباید گریست