افتونیوز – در حالی که کمتر از سه ماه دیگر تا انتخابات ریاست جمهوری زمان باقی مانده است اما کماکان آن شور و حرارت که در انتخابات های قبلی ریاست جمهوری موج می زد در این دوره مشاهده نمی شود. با این حال اما هسته های مرکزی گروه ها و احزاب سیاسی مدتی است فعالیت خود را آغاز کرده اند و برخی شخصیت ها نیز به صورت جریانی و یا فردی در حال فعالیت و سفرهای انتخاباتی هستند. وزنه ترازو به نفع فعالیت های انتخاباتی اصولگرایان سنگینی می کند . چند وقتی است تحرکاتی نیز در میان اصلاح طلبان شروع شده است و به نظر می رسد آنها نه تنها قصد فعالیت جدی در انتخابات دارند که در این دوره می خواهند یک خط مشی ثابت و اصلاح طلبانه را دنبال کنند و رسما اعلام کرده اند در این دوره نامزد اجاره ای نخواهند داشت. افکار عمومی به واسطه شرایط سخت اقتصادی و معیشتی حاکم بر جامعه تاکنون روی خوشی به تحرکات دو جریان و بویژه اصلاح طلبان نشان نداده است و این خطر برای اصلاح طلبان وجود دارد که آنها نتوانند در میان طرفداران گذشته خود موجی پدید آورند . بخشی از این رخوت و سردی به عملکرد دولت فعلی و خاصه مدیران دولتی که حلقه اصلی در اطراف رئیس جمهور و برخی وزرا و هم چنین استانداران را تشکیل می دهد بر میگردد . مدیرانی که با حمایت مردم و گروه های اصلاح طلب به قدرت رسیدند اما کوچکترین قدمی در جهت منافع عمومی و هم چنین دفاع از شعارها و حیثیت اصلاح طلبی برنداشتند . همین وضعیت یک بی انگیزگی بزرگ را در میان مردم پدید آورده است و این بی انگیزگی حالا به فعالین سیاسی نیز منتقل شده است و آنها از یک طرف بختی برای تحریک سیاسی و انتخاباتی مردم نمی بینند و از طرف دیگر خود نیز دلزده از عملکرد ها و بی توجهی ها در مراکز تصمیم گیری هستند . نمونه ای از این بی توجهی ها را در استان کهگیلویه و بویراحمد می توان به وضوح دید . نیروهای فعال اصلاح طلب با تمام توان در طول ایام فعالیت های انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری پای کار آمدند و توانستند در یک رقابت سخت و با وجودی که بواسطه برخی شعارهای رئیسی به عنوان رقیب این احتمال می رفت که وی حائز رای بیشتر در استان شود اما با تلاش های اصلاح طلبان و اعضای فعال ستاد حسن روحانی در نهایت روحانی رای اول را کسب کرد. اما از فردای پیروزی حسن روحانی عملکردها در مرکز و بویژه نحوه انتخاب استانداران به گونه ای بود که گویا از اول، ستاد و فعالین ستادی در کار نبوده است. در ابتدا استاندار جدید بدون کوچکترین هماهنگی معرفی شد و در ادامه نیز کمترین همکاری و تعامل میان استاندار و نیروهای حامی دولت در استان بوجود آمد . همان زمان بی انگیزگی و کناره گیری این فعالین آغاز شد و این موضوع سبب خالی شدن میدان از وجود نیروهای حامی دولت و از طرف دیگر حضور و سهم خواهی جریان های رقیب دولت و در ادامه تحمیل نیروهای خود به عنوان مدیر در قالب نیروهای نمایندگان مجلس شد. با آمدن حسین کلانتری و احد جمالی نیز نه تنها تغییری در رویه بی توجهی به فعالین حامی دولت بوجود نیامد که حالا به نظر می رسد اساسا ستاد و اعضای آن قید هر نوع دخالت و برخورد با رفتارهای ضد دولت را زده اند. این فعالین سیاسی و ستاد بر این باورند که آن گونه که شایسته زحمتشان بود ارج گذاشته نشدند و استانداران کمترین توجه را به آنها داشته اند. باور و ضد کنشی که می تواند پیامدهای خطرناکی داشته باشد و آن هم حذف این چهره های سیاسی از مناسبات استان و عدم مراجعه مردم در تصمیمات سیاسی به آنهاست . بعید است با چنین وضع و شرایطی زمینه برای فعالیت و دعوت این افراد از مردم برای رای به نامزد اصلاح طلبان وجود داشته باشد و از هم اینک باید کمترین شانس را برای پیروزی اصلاح طلبان و اقبال عمومی به آنها متصور بود. طرفداران دیروز دولت سکوت و بی توجهی امروز این افراد سیاسی را به ذهن خواهند سپرد و بعد از این به دشواری تن به استمداد سیاسی این فعالین خواهند داد. ممکن است این نیروها برای خود دلایلی داشته باشند ولی هر دلیلی نمی باید و نمی توانست مانع از کنش گری هایی همچون اتخاذ موضع در قالب مصاحبه و یا سخنرانی شود.

هر چند تقصیرات بروز این حالات را نباید تماما متوجه فعالین سیاسی دانست اما سکوت و انفعال آنها سبب شده است در مجموعه تصمیم گیران دیگر نگرانی نباشد و بسیاری از انتصابات و تصمیمات مطابق خواست و سلیقه شخصی افراد باشد . تغییرات دیر وقت و بی تاثیر فرمانداران در ماه های پایانی دولت و حکم چند مدیرکل و مدیر شهرستانی که برخی از آنها حتی با دولت تدبیر و امید نیستند بخوبی عمق وضعیت بحرانی اصلاح طلبان را نشان می دهد.