کارشورای شهر یاسوج رو به پایان است و یکی ازاعضای آن به نام حاج محمدرحیم دهراب پور طی اعلامیه ای در فضای مجازی ضمن خدا حافظی اعلام کرد که قصد ندارد درانتخابات آینده شورای شهر شرکت کند. تا آنجا که من اطلاع دارم ایشان اگرجزو هیچ شورائی هم نباشد دراموری که منجربه صلح ودوستی بین مردم محل میشود همواره فعالیت چشمگیری داشته است . بگذریم . قصدم از این یادداشت ، قدردانی ازخدماتی است که از سوی همه‌ی اعضای شورای شهر که بعضی از آنها نه مرا می شناسند و نه من آنهارا میشناسم انجام شده است . همچنین قدردانی ازخدماتی است که توسط کارکنان شهرداری ارائه گردیده است . این تشکرشامل کارکنان بخشهای مختلف شهرداری بویژه کارگران عزیزی میشود که که نظافت خیابانها ، کوچه ها و اکثر مکان های شهررابعهده دارند . درسالهای گذشته بارها دیده شده که بین مسئولین استان ،شهرستان و اعضای شورای شهراختلاف نظر به وجود آمده و نمایندگان شورا تا آنجا که توانسته اند مقاومت کرده اند.مثلاً هنگامی که گفته شد شرکت نفت قصد دارد درمحل پارک جنگلی یاسوج تأسیسات خدمات رفاهی بوجود آورد، شورا اصرارداشت که مردم محل هم بتوانند مانند کارکنان شرکت نفت از اینگونه خدمات استفاده کنند و دراین مورد پا فشاری لازم را بکاربردند اما درنهایت طرح مذکور تا حالا به اجرا در نیامده است. درشهر یاسوج ازجهات مختلف مشکلات فراوان از لحاظ مقررات توسعه‌ی شهری وجود دارد. مثلاً اگر با یک خط فرضی شهر یاسوج راازشرق به غرب دو نصف کنیم در نیمه‌ی شمالی آن یک پارک حتی کوچک وجود ندارد که حتی افراد کهن سال یا باز نشسته بتوانند ساعتی درآن به استراحت بپردازند. دوسال قبل شرکتی تحت عنوان خیریه در صدد برآمد که درقطعه زمین چند هکتاری که سابق زیر ساختمانهای دولتی بود وتخریب وتسطیح شده بود از مالک آن که فکر میکنم مسکن شهرسازی و یا تأمین اجتماعی بود برای ایجاد مجتمع بزرگ تجاری قراردادی تنظیم و مشترکاً ساخته شود و این شرکت خیریه دارای آنچنان قدرتی بود که استاندار وقت همه‌ی مسئولین اعم از شهردار ، سازمان اب، برق، گاز وغیره را ملزم به نهایت همکاری با شرکت مذکورنمود.و بلا فاصله  دور این زمین محصور گردید و به عمق تقریبی درحدود ۱۰ متر خاک برداری شده و به حال خود رها گردید. درصورتی که همین محل میتوانست تبدیل به پارک بزرگی بشود که نشد. اما این روزها تبلیغات شدید افرادی که خود را کاندیدای شورای شهر میدانند آغاز گردیده است. و بطوری که خود میگویند همه در گذشته دارای مشاغل مهم وگوناگونی بوده اند  و از مردم میخواهند که به آنان رأی دهند. مردم هم ازنظر بافت خویشاوندی و قبیله ای لابد به آنها راًی خواهند داد.من فکر میکنم کاندیداهای ریاست جمهوری باید ممنون و مدیون این کاندیداهای پرشمار شوراهای شهر باشند زیرا هرکسی باحضور درمحل اخذ رأی هم به فرد وابسته به قوم وخویش خودرأی میدهد و-یک رأی هم بنام یکی ازکاندیداهای ریاست جمهوری در صندوق خواهند انداخت . درواقع اینها خدمت بزرگی به کاندیداهای ریاست جمهوری میکنند و باید پاداش خودرا از کاندیداهای ریاست جمهوری بگیرند .کلام آخر اینکه امیدوارم منتخبین شورای آینده در برابر مردم شرمنده نباشند.

ممکن است باخواندن متن فوق عده ای ازمن بپرسند شما که قدر زحمت کارکنان وکارگران شهرداری و شورای شهررا میدانید ،چرا فداکاری وازجان گذشتگی کادر درمانی استان راکه طی مدت بیش از یکسال درگیربیماری کرونا هستند را نمی بینید؟درجواب عرض می کنم مدتها است ،تصمیم داشته ام مطلبی درخور فدا کاری ها و از جان گذشتگی کادر درمانی استان بنویسم ،اما هرچه فکرکردم کلمات و جملاتی نیافتم که بتواندگویای فداکاری و از جان گذشتگی این فداکاران فرشته صفت وجان برکف باشد.زیرا آنها نه تنها جان خودرا مایه گذاشته اند ،بلکه سلامتی وزندگی اعضای خانوادهء خود را هم دراین جبههء نفس گیر در معرض خطرقرارداده اند .اینها در جبهه ای میجنگند که دشمن نامرئی است ،اما همواره باچشم آنها فاصله ندارد.تفاوت آن با جبههءجنگ واقعی این است که در جنگ واقعی ، تشخیص محل استقرار وکمینگاه دشمن آسان است و میتوان تا حدزیادی خودرااز آسیب آن مصون داشت.اما این جبههءجنگ که بیش از یکسال طول کشیده است تاکنون جایگاه دشمن و پناهگاه آن تشخیص داده نشده است.پس میتوان گفت : مبارزه باچنین دشمنی از مبارزه در جبهه های جنگ واقعی مشکل تر است.با درود به این رزمندگان جان برکف در برابر خطر ناکترین دشمن نامرئی. امید وارم همگی قدردان فداکاری ها و از جان گذشتگیهای آنها باشیم.

یعقوب غفاری