افتونیوز – فریدون هاشمی

حمزه ولوی شاعر بود. در چنین روزی از دنیا رفت.
ولوی نمونه خوب و پذیرفتنی است از آنچه ما نسل های پیشتر، از موجودی بنام هنرمند در ذهن داریم.
هنرمند برای ما کسی بود که در آفرینش هنر توانمند و چیره دست باشد و هرچه می آفریند از درون خودش سرچشمه بگیرد و فوران کند و دغدغه اینکه چه کسی می خواند و برای چه می خواند، نداشته باشد. اینکه شاعر خودش جهانی است که هنر از درونش شعله می کشد.

مدیر کل دولتی بود. اما همچنان شاعر ماند. شعاری ندیدم که بر زبان بیاورد یا ادعایی گزاف از هنر یا هرچیز دیگری.
نه بد گفت و نه خود را بزرگ شمرد و نه تریبون خرید و نه حتی تلاشی کرد برای دیده شدن و تکریم شدن.
او را شاعران دیارش گرامی داشتند و بزرگ شمردند.

شعر لری در زبان و نگاه او با قالب نیمایی شخصیتی جدی و جدید یافت. او بود که از میان همه شاعران دیگر، توانست چند شعر موفق نیمایی خلق کند. شعری که با نگاه جدی و حرفه ای حداقل های لازم را در خود داشته و در میان مخاطب عام و خاص پسندیده باشد.

اگر او را نمی شناسید به این پدیده بیاندیشید که امروزه ما کجای زمان ایستاده ایم که بازار دهن لق ها و بازاری ها گرم است و هنروران راستین و اندیشمند در لایه های پنهان زندگی خاموش و نادیده و ناشنیده می مانند.
انچه ما نمی بینیم همان گوهری است که زیر خاک پنهان می ماند تا روزی، جایی، دیگرانی بیابند و بخوانند و محترم بدارند.

هنر در این سرزمین نمی میرد. اگر پنهان شود، دانه ای خواهد شد که برای زایشی سبز در خاک وطن خویش سرگرم ریشه دواندن است.

یادش گرامی.

منبع:اینستاگرام نویسنده