جامعه دو قطبی؛ بحران و نفرت

در این فضا هر دو قطب ادعای حقانیت می‌کنند و هر کدام خود را با اسناد و نشانه‌های محکم و ماورایی بهتر و شایستهتر از دیگری می‌داند. گاه این درگیری و نفرت میان مردم و حاکمیت است و گاه کینه و جدل مردم با مردم. اما در کل و در آخر این دعوا از هر شکلی که باشد، این مردم‌اند که به دو دسته تقسیم می‌شوند و همدیگر را متهم می‌کنند. بدون شک در این میان خود مردم از این دوقطبی شدن بیشترین ضرر را خواهند برد.


افتونیوز – طاهر اکوانیان
در عصر صفویه دو قطبی خشن و جاهلانه نعمتی و حیدری باعث کشتارها و اختلاف‌های شدیدی در جامعه آن روز ایران شده بود که می‌توان آن را خواست حکومت برای سرپوش گذاشتن بر فساد موجود و سرگرم کردن مردم دانست. به نظر می‌آید بحران در جامعه امروز ما هم به اندازه‌ای است که نیازمند توجه و بررسی بیشتری باشد. وقتی فضای جامعه‌‌ای شکل دوقطبی به خود می‌گیرد، خشونت و تعصب به بدترین شکل ممکن ظاهر می‌شود و نظرات بینابین دو قطب و مخالف هر دو گروه صدایشان شنیده نمی‌شود یا به رسمیت شناخته نمی‌شوند. نظر میانه‌ در این کشاکش فرصت سربرآوردن پیدا نمی‌کند و فضا به طور کامل سیاه و سفید می‌شود به گونه‌‌ای که حتی کسی جرات مخالفت با این دو قطب را ندارد و هر کس مجبور می‌شود یک سر این قطب را بگیرد و در آتش تفرقه و نفرت بدمد. به روشنی می‌توان مشاهده کرد که جامعه ما دچار این تشنج شده و رفتار دوقطبی کم‌کم تندتر شده و اگر ابزاری در دست داشته باشند به سرکوب تبدیل می‌شود. در این فضا هر دو قطب ادعای حقانیت می‌کنند و هر کدام خود را با اسناد و نشانه‌های محکم و ماورایی بهتر و شایستهتر از دیگری می‌داند. گاه این درگیری و نفرت میان مردم و حاکمیت است و گاه کینه و جدل مردم با مردم. اما در کل و در آخر این دعوا از هر شکلی که باشد، این مردم‌اند که به دو دسته تقسیم می‌شوند و همدیگر را متهم می‌کنند. بدون شک در این میان خود مردم از این دوقطبی شدن بیشترین ضرر را خواهند برد. چنگ زدن به هر امکانی در این موقعیت برای خاموش کردن صدای رقیب و قطب مخالف، به شدت کدورت و نفرت را میان مردم گسترش می‌دهد و دیگر امیدی به همبستگی در یک جامعه برای پیشبرد اهداف مشترک و انسانی و آرمانی برجا نمی‌ماند. این نوع از خشونت که جای خودش را باز کرده با متورم شدن فضا به میان خانواده‌ها و محفل دوستانه هم نفوذ کرده و نهال‌های جامعه مدنی را بر باد می‌دهد. سرانجام کشمکش نهادینه شده و سرکوبگرانه سبب تضعیف بنیادهای اجتماعی می‌شود و احتمال روی کار آمدن حاکمیتی مردمی و دلخواه اکثریت را از بین می‌برد. از مهم‌ترین دلایلی که سبب به وجود آمدن دوقطبی می‌شود برخورد غلط مسئولان در برابر مردم است. به دلایل گوناگون و برخوردهای زیاد روحیه مبارزه با ظلم و فسادستیزی در مردم ضعیف می‌شود و جایش را به عداوت و کینه می‌دهد که عاقبت خوبی در پی ندارد. در این شرایط مسائل عدیده کشور نادیده گرفته می‌شود و نگاه به مشکلات از اصل به فرع می‌رود. بدون توجه به درستی و نادرستی این تحلیل اما برآیند چنین تفکری بروز تنفر شدید از سمت افرادی است که تحت فشار شدید اقتصادی و اجتماعی قرار گرفته‌اند. در فضای مجازی که تا حدودی نمونه کاملی از فضای عینی است هم کمتر مطلبی را می‌توان یافت که جوابش فحش و اتهام و توهین نباشد؛ تازه این از قضا جایی است که همه به آن دسترسی نداشته یا وقت و حوصله‌اش را ندارند که خود را درگیر آن کنند و خیلی از این افراد هم کسانی هستند که ادعای دانش به روز و دموکرات بودن دارند. مقدار توهین و خشمی که بعضی علیه مخالفین خود به کار می‌برند ناگزیر مردم را علیه هم برمی‌انگیزد و تقابل‌ها را شدت می‌بخشد. به هر روی مشاهده می‌شود که دو قطبی‌های موجود در حال تندتر شدن است و هر روز این شکاف بیشتر می‌شود./همدلی