مردم و نامزدها در ایستگاه بلاتکلیفی

در بحث انتخابات ریاست جمهوری با وجود تدارک تمهیدات و تشریفات اداری، اما به‌طور فرآیندی و از منظر مدنی کلیه ذی‌نفعان میدانی اعم از داوطلبان، نحله‌های سیاسی و کنشگران اجتماعی و به‌ویژه ملت نابسامان و حتی دولت به عنوان مجری بلاتکلیف هستند.


افتونیوز – محمدرضا چمن‌نژادیان 
عمر دولت یازدهم و دوازدهم تحت عنوان تدبیر و امید با منتخب واحد و انتخاب اکثریت رای‌دهندگان دارد پایان می‌یابد.
این دولت روحانی با تمام فرازونشیب‌ها، امیدها و ناامیدی‌هایی که به عنوان میراث خود بر جاگذاشته است، دارد به پایان خط خطاها و خدمت‌های خود می‌رسد.
ولی با همه نگرانی‌های هواداران و مطالبات بر زمین مانده و وعده‌های عمل نشده این باور نزد مخالفان و موافقان وجود دارد که اداره امور مملکت در میان دو لبه گازانبر مشکلات داخلی و بین‌المللی شده ماقبل دولت و دوران ترامپ کار آسانی نبود. دوران ماقبل که بر اثر ناکارآمدی مدیریتی و دیپلماسی، قطعنامه‌ها و تحریمها از پشتوانه اجماع بین‌المللی برخوردار شده بود و مشکلات مملکت به‌شدت تشدید شده بود، سپس دوران دشوار ترامپ و جنگ اقتصادی فلج کننده بود، موجبات سخت شدن اداره کشور را در کنار نوعی آنارشیسم داخلی مخالفان دولت مانند اشغال سفارتخانه عربستان و انگلیس، بحران‌های موسسات مالی و کارشکنی کلیه تریبون‌داران و محافل بانفوذ فراهم کرده بود. در عین حال برخی ضعف‌های مدیریتی و رفتارهای غیر مدنی، زدوبندهای رانتی برخی دولتمردان با نمایندگان و ویژه‌خواران را نمی‌توان نادیده گرفت.
به زودی این دولت به خط پایان خود می‌رسد، اما بستر پاسخگویی و مسئولیت‌پذیری مدنی با فرار رو به جلو و نهادینه نشده در حالت بلاتکلیفی است. و ظاهراً کسی نمی‌خواهد علت اساسی این آسیب‌ها را شناسایی کرده و علاج کند.
از سوی دیگر در بحث انتخابات ریاست جمهوری با وجود تدارک تمهیدات و تشریفات اداری، اما به‌طور فرآیندی و از منظر مدنی کلیه ذی‌نفعان میدانی اعم از داوطلبان، نحله‌های سیاسی و کنشگران اجتماعی و به‌ویژه ملت نابسامان و حتی دولت به عنوان مجری بلاتکلیف هستند.
علی‌رغم این سردرگمی غیرقابل قبول، باز مشاهده می‌شود که در روزهای منتهی به ثبت نام شرایط نامزدهای انتخاباتی تغییر داده می‌شود و این بلاتکلیفی فرآیندی مضاعف می‌شود.
نتیجه این که هم اکنون حتی کلیه مراجع فکری و سیاسی، کنش‌گران و لیدرها از همه گروه‌ها و جناح‌های اعتدالی، اصولی، انقلابی و اصلاحی همچنان سردرگم و بلاتکلیف هستند. در این میان نامزدهایی که باید برنامه و نقشه راه خود را تدوین کرده و به مردم عرضه کنند، نیز در حال از دست دادن زمان هستند و همگی دست به عصا و بدون تکلیف و منتظر حوادث به‌صورت کج‌دارومریز مانده‌اند. مردم و نامزدهای احتمالی با وجود ورود به ایستگاه آخر، در خود اراده‌ای برای سوار شدن بر لکوموتیو انتخاب کردن و انتخاب شدن نمی‌بینند. از سوی دیگر جوامع و گروه‌های هدف نمی‌توانند تصویر تبیین شده و شفافی برای خروج از ایستگاه آخر برای خود متصور شوند. در این باره باید از خود بپرسیم و به ملت نیز پاسخ دهیم، که کجای دنیای دمکراتیک با نظامات انتخاباتی پویا چنین است که ما چنین هستیم؟ آیا می‌توان گفت که این خروجی‌های معیوب نتیجه یک انقلاب مردمی یا انقلاب اسلامی است؟ انقلابی که در نگاه و شعارهای سرانش، انتخاب مردم جایگاه برتری داشت!/همدلی