نگاهی به تاریکخانه محافظه‌کاران

افتونیوز – رحمان سعیدی بلای امروز جامعه ما محافظه‌کاری است؛ در اظهار نظر، در موضع‌گیری شفاف یا بی‌موضعی، و در عمل. رویه ‌محافظه‌کاری جامعه ما، ریشه در اخلاق و حساسیت‌‌های اخلاقی ندارد؛ یعنی این افراد ‌محافظه‌کار، نه از این جهت محتاط و ‌محافظه‌کار هستند که در دل و ذهن خود چنین محاسبه می‌کنند مبادا از […]


افتونیوز – رحمان سعیدی
بلای امروز جامعه ما محافظه‌کاری است؛ در اظهار نظر، در موضع‌گیری شفاف یا بی‌موضعی، و در عمل. رویه ‌محافظه‌کاری جامعه ما، ریشه در اخلاق و حساسیت‌‌های اخلاقی ندارد؛ یعنی این افراد ‌محافظه‌کار، نه از این جهت محتاط و ‌محافظه‌کار هستند که در دل و ذهن خود چنین محاسبه می‌کنند مبادا از روی بی‌اطلاعی حرفی بزنیم و نظری بدهیم که درنتیجه آن، بر فردی یا شخصیتی ستم کرده باشیم، آن وقت مشغول ذمّه آن شخص خواهیم شد و در پیشگاه خدا نیز گناهکار خواهیم شد؛ خیر، ‌محافظه‌کاری آن‌‌ها از این قماش احتیاط‌‌های انسانی و اخلاقی نیست. به دلیل نسبی‌گرایی اندیشه آن‌‌ها هم نیست یا چند جانبه‌نگری ذهن‌شان. برای یک ‌محافظه‌کار، رشد خودش، محور همه فعالیت‌‌هایش است. نه خدمت کردن به اندیشه‌‌ها و اندیشمندان درست و بر حق. شخصیت ‌محافظه‌کار، نه تایید و تحسین‌اش از روی ایمان است و احساس، و نه مخالفت‌اش از روی عناد است. او اگر در یک گروه، با کسی و نظری مخالفت می‌کند برای خوشنودی کسی این کار را می‌کند نه که واقعا دشمنی و مخالفتی با آن فرد و آن نظر داشته باشد. به عبارتی، موضوع صحبت‌‌ها برای او موضوعیت ندارد، بلکه گوینده‌‌ها و اشخاص برای او، تعیین می‌کند که چه واکنشی نشان بدهد و چه بگوید. آن‌‌ها را می‌بینی در یک گروه، درباره مسئله‌ای نظر می‌دهند چون فلان شخص حاضر است و پیامش را می‌بیند و درباره همان مسئله، درگروه دیگر، ساکت است، چون فلان شخص حاضر است. ‌محافظه‌کار، حق و باطل را به اشخاص می‌سنجد نه که اشخاص را به حق و باطل. بر خلاف فرمایش امام علی که گفته است حق را بشناس تا اهل حق را بشناسی. ‌محافظه‌کار، می‌خواهد زورآزمایی افراد محلی و صنفی خود را رصد کند. می‌خواهد زورآزمایی گروه‌‌های محلی و جریان‌‌های کلان و کشوری را خوب رصد کند؛ ببیند کی در آوردگاه‌‌ها، غالب است و کی مغلوب، آنگاه در دقایق پایانی این آورد و ناوردها – که تشخیص غالب و مغلوب قطعی است و آسان – از زیر ابرهای ‌محافظه‌کاری ظاهر می‌شود و به جبهه زور و غلبه و زورمند غالب می‌پیوندد. ‌محافظه‌کار، در زیر لعاب ادب و متانت و رعایت احترام همه، در اصل دارد آدم‌‌ها را به ترازوی منافعش بر می‌سنجد تا تکلیف خودش را از میان گرد و غبار شرایط کشف کند. ‌محافظه‌کار، خائن به اندیشه‌‌هاست. یادم است در مقدمه کتابی در موضوع روشنفکری از سارتر، جمله‌ای را خواندم با این مضمون که «روشنفکر، بعد از جمله‌اش، اما و ولی نمی‌آورد. روشنفکر حکم و نظرش، صریح و قاطع است». بر این اساس، ‌محافظه‌کاران، یکی از موانع اصلی روشنفکری و صراحت و شفافیت هستند. شخصیت آنها به تاریکخانه عکاسی می‌ماند که تصویرها و تحلیل‌‌هایش از روابط و جریانات اجتماعی را در آن تاریکخانه برای خود مصور می‌کند. وقتی برایتان مسلم شد فلانی ‌محافظه‌کار است، دیگر نه به دست زدن‌‌ها و گل دادن‌‌های او، ذوق زده شوید نه از سکوت یا انتقاد و مخالفت او آزرده شوید. چون مخالفت او باشما، واقعی نیست، بلکه برای دلخوشی شخص ثالثی است. او دارد شطرنج بازی می‌کند و حساب شده. او نرد نمی‌بازد چون نرد مبتنی است بر نوعی توکل، نوعی احساس و دل دادن به موضوع. / همدلی

*شاعر