خانه‌ای که ویران نمی‌شود

افتونیوز – جعفر حنانی  پس از عدم احراز صلاحیت نیروهای اصلاح‌طلب و میانه‌رو و غیبت آنان در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری، و همچنین بعد از ناکامی‌های دولت روحانی و گسترش ملالت و آزردگی در افکار عمومی و تنگ‌تر شدن شریان‌های تنفسی حوزه‌های عمومی، در رسانه‌های داخلی و خارجی، در میان تحلیل‌گران درون و […]


افتونیوز – جعفر حنانی 
پس از عدم احراز صلاحیت نیروهای اصلاح‌طلب و میانه‌رو و غیبت آنان در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری، و همچنین بعد از ناکامی‌های دولت روحانی و گسترش ملالت و آزردگی در افکار عمومی و تنگ‌تر شدن شریان‌های تنفسی حوزه‌های عمومی، در رسانه‌های داخلی و خارجی، در میان تحلیل‌گران درون و برون‌مرزی، مسئله‌ای بس مهم برای اصلاحات و گفتمان اصلاح‌طلبی پدیدار شده است. مسائلی از این قبیل که آیا گفتمان اصلاحات به پایان راه رسیده؟ و مهم‌تر از آن آیا می‌توان به اصلاح ساختارها با اتکا به نیروهای اصلاح‌طلب امیدوار بود یا نیروهای مقابل اصلاح‌طلبان؟

در پاسخ به سوال نخست مبنی بر اینکه آیا گفتمان اصلاح طلبی به پایانش رسیده، قطعا پاسخی منفی خواهد داشت. چرا که اساسا گفتمان اصلاح‌طلبی زنجیره‌ای از دال‌ها و مدلول‌هایی است که نه زاییده یک فرد یا یک تفکر، بلکه بیش از آن زاییده تاریخی است که در دقایق و در تاروپود خود، او را دوخته است. گفتمان اصلاح طلبی به معنای سیاسی که ما آن را می‌شناسیم خط و سیر تاریخی خود را از بعد از مشروطه و به دو شکل طرح و الگویی از پیش تعیین شده و نیز به شیوه‌ای پراگماتیستی خواهان دستیابی به عناصری است که بخش وسیعی از جامعه هویت خود را در نسبت با آن شکل داده‌اند. اینکه امروزه گفتمان اصلاح طلبی باید دگرباره کوله‌بارش را بگشاید و به بررسی اندوخته‌هایش بپردازد، شکی نیست؛ بسیاری از منتقدان برآنند که امروزه گفتمان اصلاح‌طلبی که روزگاری در پیوند با آزادی سیاسی معنا پیدا می‌کرد، امروزه رسالتش به تحلیل رفته و خود را مروج هرچه بیشتر انگیزه‌ها و اندیشه‌های «هدونیستی» می‌ییند. چیزی میان تن‌آسایی و رخوت.

در پاسخ به سوال دوم که آیا می‌توان به اصلاح ساختارها به واسطه جناح رقیب اصلاح‌طلبان امیدوار بود یا خود اصلاح‌طلبان؟ پوپر به کرات و در نوشته‌ها و سخنرانی‌های متفاوت خود از این یاد کرده است که آنچه اساسا مهم است نه پاسخ‌های متفاوت به یک پرسش، بلکه اساسا طرح پرسشی نو و با زوایای متفاوت است؛ از این‌رو پیش از آنکه به پاسخ چنین پرسشی بپردازیم باید اندکی در خود مسئله کندوکاو کنیم.امروزه بر کسی پوشیده نیست که وضعیت فعلی جمهوری اسلامی نه محصول عملکرد چهل و سه ساله انقلاب، بلکه حتی پیش‌تر از آن محصول ساختارهایی است که از مدت‌ها پیش در این خاک ریشه دوانده…

و اگرچه یکی از اهداف مهم انقلاب اسلامی خشک کردن ریشه‌های چنین ساختارهایی بود، اما در نهایت دست‌های خود را نیز فرو شده در خاک آن وضعیت دیده است. با اینکه همچنان خود را مقهور شده نمیداند اما سال‌ها درگیر دوگانگی و درگیر قدرت و مقاومت است. برای روشن‌تر شدن مطلب مثالی را از تاریخ معاصر می‌آوریم. وقتی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی دولت موقت بر سر کار آمد، طراح و مجری مجموعه برنامه‌هایی شد که خواهان پیشبرد و پیشرفت کشور بود، چنان با موانع سخت و دشواری از سوی نیروهای هسته اصلی انقلاب مواجه شد که مجبور به کناره‌گیری و استعفا شد؛ اما جالب‌تر اینکه دقیقا ده سال بعد همان برنامه‌ها و قدرت و حدت بیشتری از دوران ریاست جمهوری اکبر‌ هاشمی رفسنجانی که در آن زمان از نیروهای مهم هسته اصلی انقلاب بود آغاز شد و تا زمانی آثار آن را در تقابل با خود ندیدند، از آن حمایت کردند.از این‌رو اهمیت این پرسش در این است که عملا امروز بخش مهمی از نظام می‌داند که ساختارهایی نیازمند اصلاحات اساسی‌اند؛ ولیکن در یک بازه فشار و مقاومت دیگر، بر آن است که خود دست به اصلاحات کنترل شده‌ای بزند که نه تنها از طرف نیروهای همراه که مهم‌ترین حامیان آن هستند جوششی علیه خود درنیندازد؛ بلکه به واسطه آن بتواند دامنه نارضایتی در جامعه را کمتر کند. ازاین‌رو نیازمند به دستگاه اجرایی معتمد و همراه است.