وعده های انتخاباتی

وعده های انتخابات (نجات دهنده مرده است ؟!) انتخابات با تمام ماجراها و حواشی به پایان رسید . حال گوی و میدان برای افراد قبول شده فراهم است تا نشان دهند چه اندازه میتوانند وعده ها و برنامه های انتخاباتی را عملی کنند و به قول معروف چند مرده حلاج هستند ! اما اجازه بدهید […]


وعده های انتخابات

(نجات دهنده مرده است ؟!)

انتخابات با تمام ماجراها و حواشی به پایان رسید .

حال گوی و میدان برای افراد قبول شده فراهم است تا نشان دهند چه اندازه میتوانند وعده ها و برنامه های انتخاباتی را عملی کنند و به قول معروف چند مرده حلاج هستند !
اما اجازه بدهید تند نرویم و ساده انگارانه ماجرا را نبینیم .ماجرای وعده های دم انتخاباتی نامزدهای کسب کرسی فقط مخصوص ایران نیست ، وقتی مشاهده می شود که در جوامع غربی که به نوعی پرچم دار مدنیت هستند چنین موضوعاتی طرح میشود و بی اعتمادی گسترده ای در این باره بین عامه وجود دارد مسئله جالب تر می شود .عالم سیاست قواعد بازی خاص خود را دارد و این شعارهای رنگارنگ انتخاباتی لازمه و بخش جدا نشدنی است . باید همه قبول کنیم که هیچ سیاستمداری صادق نیست و به دلیل فشارها و جریان بازی در بزنگاه انتخابات ، قول هایی داده میشود که در حدود توانایی های نامزد نیست . همه در ناخودآگاه خود این نکته را میدانیم اما باز در هیاهوی انتخابات دنبال فرد معصوم و اصلح میگردیم ، کسی که حرف و قول او حجت باشد و صادق ترین ‌. زمانی که آگاهانه و مشتاقانه پی این باشیم که چنین فردی وجود ندارد ، و تمام تلاش باید برای پیدا کردن فردی باشد که کمی بیشتر به معصومیت و اصلحیت نزدیک باشد ، یا مقدار کمتری دروغ بگوید و کمی بیشتر به صداقت نزدیک تر باشد ، احتمالا یک گام به بلوغ سیاسی نزدیک تر شده ایم .
در بحبوحهٔ انتخابات در ایران معمولا چه مردم عادی چه جامعه مدنی (سازمان های مردم نهاد ، رسانه ها ٬ روشنفکران و …) با جدیت پیگیر برنامه ها و ایده های نامزدها هستند تا شاید بتوانند مطالبات خود را در آنجا پیدا کنند .نقد ، موشکافی ، قضاوت و ارزش گذاری درباره این وعده های انتخاباتی معمولا در چنین ایامی رواج دارد .نکته مهم ماجرا اینجا است .به دلیل تحولات فکری و فرهنگی (که شرح آن از توان این نوشته خارج است) عام و خاص چشم به تغییرات رادیکال و آرمان گرایانه و یک شبه دارند،مطالبات و ارزش گذاری آنها درباره نامزدها هم در همین چارچوب جای میگیرد که نامزدها را مجبور به دروغ گفتن میکند و الحق خود جامعه هم دوست دارد این کذب های دم انتخاباتی را به خود بقبولاند تا با این باور که راه صدساله را یک شبه طی کند امیدوار بشود .
حقیقت این است که معضلات یک اجتماع ریشه در سال های طولانی گذشته دارد که اثار آن، همچنان در همهٔ ساحت ها(اقتصادی ، فرهنگی ، سیاسی و…) وجود دارد و بعید است که در یک دورهٔ چهارساله مدیریت یک فرد معجزه ای رخ دهد .
با تمام این تفاسیر ،وقتی جامعه از ایام متشنج انتخابات گذر میکند و ساکن میشود آنگاه کم کم دیگر کسی نیست که پیگیر مطالبات انتخاباتی باشد ،جامعه دوباره حقایق خودش را پیدا میکند و می پذیرد.دیگر نه خبری از تریبون های آزاد نقد نامزدها است ، نه روشنفکری حوصله میکند که چند خطی درباره وعده های گذشته بنویسد .چنین جامعه ای تا چهار سال دیگر به همین شکل افسرده و سرافکنده باقی می ماند.!

 

خشایار پورک پور