چرا زاگرس می‌سوزد؟

مادامی که بالگرد‌های آماده، مجهز و در دسترس در استان‌ها و مناطق حساس وجود نداشته باشد، صحبت کردن از اطفای حریق در مناطق صعب‌العبور زاگرس یک طنز تلخ بیشتر نیست.


افتونیوز – سیدچمران موسوی (پژوهشگر اجتماعی)
اگرچه این اولین بار نیست که زاگرس با بلای آتش‌سوزی روبه‌رو می‌شود و سال‌های گذشته نیز شاهد این فاجعه در جنگل‌های این رشته کوه بوده‌‌ایم، اما این بار وسعت زیاد حریق، طولانی شدن بازه زمانی اطفاء و نیز انتشار گسترده تصاویر و ویدئو‌ها در شبکه‌های مجازی، موجی از اعتراض و نگرانی را در میان افکار عمومی کشور ایجاد کرد.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که تقریباً هیچ بخشی از رشته کوه‌های زاگرس از آتش‌سوزی در امان نبوده و طی سال‌های گذشته بار‌ها بخش‌های مختلف این رشته کوه طعمه حریق شده است.به هرصورت حجم زیاد آتش‌سوزی در جنگل‌های زاگرس در سال جدید و نیز سال‌های گذشته جدا از ابعاد خسارت این پرسش را در میان افکار عمومی مطرح می‌کند که اساساً دلیل این حجم از آتش‌سوزی چیست؟ آیا نمی‌توان با اصلاح رویه‌های غلط و کاربست رویه‌های صحیح‌تر از وقوع چنین حجمی از خسارت جلوگیری کرد و یا خیر، باید هر سال شاهد این آتش‌سوزی‌ها باشیم و از شهروندان و مدیران ایرانی برای مقابله کاری ساخته نیست؟

در ادامه این نوشتار تلاش می‌شود تا به مجموعه دلایلی که در وقوع آتش‌سوزی در جنگل‌های زاگرس موثر است، اشاره شود و نتیجه‌گیری درباره این‌که می‌توان این رویه‌ها را اصلاح کرد یا خیر، به خوانندگان واگذار شود:

۱.کمبود نیروی انسانی در سازمان و نهاد‌های مسئول. همیشه وقتی شاهد آتش‌سوزی در مناطق حفاظت شده زیر نظر سازمان ‌‌‌محیط‌زیست یا جنگل‌ها و مراتع زیر نظر سازمان جنگل‌ها و مراتع هستیم، یکی از بهانه‌ها و دلایلی که مسئولان امر برای پوشش کاستی‌ها و کم‌کاری‌ها استفاده می‌کنند، مشکل کمبود نیروی انسانی چه در بعد نظارت و رصد و چه در بعد مقابله و اطفای سریع حریق است.این موضوع را می‌توان تا حدودی درست و تا حدودی نیز نادرست تلقی کرد. درست از این جهت که بالاخره در شرایط کنونی که این دو نهاد با ابتدایی‌ترین سیستم‌ها در حال مدیریت منابع طبیعی کشور هستند، نیروی انسانی و یدی حرف اول را در پیش‌برد امورشان می‌زند و نادرست از این جهت که در عصر تکنولوژی و دنیای دیجیتال که گاهی شاهد اختراع و به کارگیری دستگاه‌هایی هستیم که کار چند ده انسان را در کوتاه‌ترین زمان ممکن انجام می‌دهند، این دو سازمان عریض و طویل کشور گام‌های موثری در این مسیر برنداشته‌‌‌‌اند.

۲.صعب‌العبور بودن و لزوم استفاده از بالگرد‌های مجهز.این یک واقعیت است که رشته کوه‌های زاگرس در بسیاری از مناطق به دلیل ارتفاع زیاد و صعب‌العبور بودن امکان دسترسی آسانی ندارند و در صورت وقوع آتش‌سوزی به بالگرد‌های مجهز نیاز دارند. با این همه بررسی‌ها نشان می‌دهد که در کشور ما بالگرد‌های مجهز و پیشرفته که آمادگی صددرصدی برای اطفای حریق در کوهستان‌ها را داشته باشند، وجود ندارد. این یک مسئله بسیار مهم و اساسی است که مسئولان اجرایی باید برای آن چاره‌جویی کنند.

به بیان دیگر مادامی که بالگرد‌های آماده، مجهز و در دسترس در استان‌ها و مناطق حساس وجود نداشته باشد، صحبت کردن از اطفای حریق در مناطق صعب‌العبور زاگرس یک طنز تلخ بیشتر نیست.

۳.ناتوانی در بسیج نیرو‌های مردمی توانمند. به رغم این‌که مدیران اجرایی ما نشان داده‌‌‌‌اند در حوادث طبیعی، چون سیل و زلزله قادر هستند نیرو‌های بسیج مردمی را به سرعت و به خوبی ساماندهی کرده و از توان حداکثری آن‌ها در جهت رفع مشکل بهره ببرند، اما در زمینه آتش‌سوزی در جنگل‌ها ما شاهد نوعی آشفتگی در مدیریت و بسیج نیرو‌های مردمی برای مقابله هماهنگ و برنامه‌ریزی شده با آتش‌سوزی هستیم؛ رویه‌ای که چه بسا در گسترش آتش‌سوزی‌ها نیز موثر است.

۴.عدم پایش جنگل‌ها و نظارت لحظه‌ای سامان‌مند.همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، ما در عصر دیجیتال و سیستم‌های هوشمند مدیریتی قرار داریم که امکان رصد نقطه‌ای و لحظه‌ای را به کمک ابزارهایی، چون ماهواره‌‌‌ها، دوربین‌های هوشمند، سیستم‌های مانیتورینگ لحظه‌ای و… را ایجاد کرده است. در چنین دورانی که با استفاده از سیستم‌های مدیریتی به روز می‌توان جنگل‌ها را به صورت دقیق و لحظه‌ای رصد و پایش کرد، هنوز مدیران اجرایی ما در این بخش افتخارات قابل ذکری را به دست نیاورده‌‌‌‌اند و در صدد هستند تا به صورت سنتی به مدیریت خود ادامه دهند.

۵.کمبود امکانات سخت‌افزاری مناسب.لباس‌های مناسب و استاندارد برای نیرو‌های اطفای حریق، دستگاه‌های ثابت و متحرک آب‌پاش، خاموش کننده‌های دستی و متحرک، ماشین‌آلات مجهز و آماده، وسایل هوشمند اعلام خطر و … از جمله ابزار و نیاز‌های ضروری برای مقابله با آتش‌سوزی است که باید توسط افراد حرفه‌ای و توانمند استفاده شود. با این حال همواره ما با گزارش‌هایی مواجه هستیم که نیرو‌های مردمی با ابزاری، چون بیل و سطل آب و بدون پوشش استاندارد و ایمن برای مقابله با آتش‌سوزی در جنگل‌ها اقدام می‌کنند.

۶.فقدان آموزش و ناآشنایی با ضرورت‌های ‌‌‌محیط‌زیستی.این یک واقعیت غیر قابل انکار است که در کشور ما آموزش‌های ضروری و لازم در مورد ضرورت‌های ‌‌‌محیط‌زیستی و نحوه برخورد انسان با ‌‌‌محیط‌زیست به شکلی که درکشور‌های در حال توسعه ارائه می‌شود، ارائه نشده است. دانش‌آموزان و دانشجویان در دوران تحصیل خود با انبوهی از متون و علوم رشته‌های مختلف و نیز فرمول‌ها روبه‌رو هستند که شرط قبولی آن‌ها در مقطع بالاتر مطالعه چندین و چند باره آنهاست، اما هیچ‌گاه مطالعه در مورد ‌‌‌محیط‌زیست از شروط موفقیت آن‌ها در تحصیل نبوده است. از این گذشته دیگر شهروندان نیز با این‌که به صورت روزانه با انبوهی از آموزش‌ها و خوراک رسانه‌ای در زمینه‌های مختلف روبه‌رو هستند، اما کمتر با محتوا‌های آموزشی در حوزه ‌‌‌محیط‌زیست رو به رو هست و اساساً نرخ سواد زیست محیطی در کشور ما به شدت پایین است؛ حقیقتی تلخ را که این ادعای مسئولان که اکثر آتش‌سوزی‌های جنگل‌ها به واسطه عامل انسانی رخ می‌دهد؛ منطقی جلوه می‌دهد.

۷.عوامل طبیعی.به همه موارد بالا باید عوامل طبیعی نظیر خشک شدن پوشش گیاهی، عدم بارش باران، خشکسالی، صاعقه و… را نیز اضافه کرد که اگرچه در علت وقوع به صورت مستقیم به انسان ارتباطی ندارند، اما در راهکارهای مقابله متاثر از عوامل فوق از قدرت اثرگذاری بیشتری برخوردار می‌شوند.