از بی‌بی مریم بختیاری تا تاج‌السلطنه قاجاری/ چهره زنانه مشروطیت

زنان به عنوان نیروی پشتیبان و یار و یاور مردان در انقلاب مشروطه شرکت داشتند و زنانی نظیر عمهِ میرزا جهانگیر ان شیرازی خانه‌شان محل تجمع مشروطه‌خواهان بود، سردار بی‌بی مریم بختیاری همراه نیروی مشروطه‌خواه در تسخیر تهران نقش داشت و زمانی که صحبت از تاسیس بانک ملی و قرض نگرفتن از بانک‌های روس و انگلیس شد، زنان حتی حاضر به فروش گوشواره و دستبندهای خود برای کمک به تاسیس این بانک بودند.


افتونیوز – جهانگیر ایزدپناه 
برای شرح نقش زنان در مشروطیت ابتدا لازم است که به نقش زنان در پیش از مشروطیت اشاره‌ای داشته باشیم. زنان در وقایع نگهداشتن عده‌ای از بانوان در سفارت روسیه که منجر به قتل گریبایدف شد، شرکت قابل توجهی داشتند و همچنین در زمان قحطی و شورش نان و جنبش تحریم تنباکو در زمان ناصرالدین‌شاه نقش فعالی ایفا کردند به طوری که حتی زنان دهقان‌زاده ناصرالدین‌شاه و درباریان قلیان‌ها را شکستند. نقل است که انیس‌الدوله دهقان‌زاده لواسانی و سوگلی مقتدر شاه هم مانع آوردن قلیان برای ناصرالدین‌شاه شد.
این فعالیت و نقش‌آفرینی زنان زمینه‌ساز شرکت‌شان در مشروطیت بود. در هر انقلابی بنا به ساختار اجتماعی–اقتصادی و فرهنگی جامعه و درجه رشد و توسعه آن، اقشار و طبقات مختلف اجتماعی در آن شرکت می‌کنند و خواسته‌های خود را مطرح می‌سازند. نیل به اهداف هر قشری به توازن نیروهای شرکت کننده در انقلاب و سطح رشد و توسعه و فرهنگ جامعه و دیگر ویژگی‌های آن بستگی دارد.
زنان ایران زمان مشروطیت برای مشارکت و احقاق حقوق خود با مشکلات و موانع بسیاری روبه‌رو بودند؛ از جمله ساختار فئودالی جامعه ایران، اکثریت ۷۵درصدی جمعیت روستانشینی و عشایری جامعه، عدم رشد کافی فرهنگ، وجود تعصبات دینی، پدرسالاری یا مردسالاری، سنت‌گرایی و نفوذ روحانیونی که با مظاهر علم و تجدد و حضور زنان در عرصه‌های اجتماعی مخالف بودند و دشمنی می‌ورزیدند و به تبع آن‌ها حتی بخشی از خود زنان عوام جامعه به دیده منفی نسبت به حضور زنان در عرصه اجتماع می‌نگریستند.
تا پیش از مشروطیت شرایط جامعه به گونه‌ای بود که تنها به تعداد کمی از دختران شاه و درباریان آن هم تا پیش از ۹سالگی سواد خواندن آموخته می‌شد و دختران نباید می‌نوشتند یا دست خط می‌داشتند. این خلاصه‌ای از نمای کلی جامعه تا زمان وقوع مشروطیت است. میزان مشارکت زنان در رخدادهای اجتماعی به میزان پیشرفت و توسعه جامعه و عوامل فرهنگی آن جامعه بستگی دارد. زنان به عنوان نیروی پشتیبان و یار و یاور مردان در انقلاب مشروطه شرکت داشتند و زنانی نظیر عمهِ میرزا جهانگیر ان شیرازی خانه‌شان محل تجمع مشروطه‌خواهان بود، سردار بی‌بی مریم بختیاری همراه نیروی مشروطه‌خواه در تسخیر تهران نقش داشت و زمانی که صحبت از تاسیس بانک ملی و قرض نگرفتن از بانک‌های روس و انگلیس شد، زنان حتی حاضر به فروش گوشواره و دستبندهای خود برای کمک به تاسیس این بانک بودند.
اما بنا به شرایط جامعه تقاضای حقوق خاص زنان زیاد مطرح نشد و توجه چندانی هم به خواسته‌های محدودشان نشد. در ابتدا تقاضای عمده آنان ایجاد مدرسه برای دختران ورفع بی‌سوادی بود. واقعیت آن است که شرایط جامعه و تعصب و سنت‌گرایی افراطی به حدی بود که همان اندک مدارسی هم که تاسیس می‌شد با موانعی روبه‌رو می‌شد که خیلی از آن‌ها تعطیل می‌شدند. اولین مدرسه بانوان در زمان مشروطه با مدیریت بی‌بی‌خانم شروع به کار کرد که به علت تعصب سنت‌گرایان و مذهبیون افراطی و جامعه پدرسالاری تعطیل شد.
مدرسه دخترانه «رشد» توسط خانم طوبی رشدیه دختر میرزا حسن رشدیه شروع به کار کرد که بعد از چهار روز تعطیل شد. صدیقه دولت‌آبادی فرزند حاج میرزا ‌هادی دولت‌آبادی از رهبران ازلی مدرسه «مکتب شرعیات» را بنا نهاد. علی‌رغم این مشکلات به مرور زمان مدارس خاص دختران تاسیس شد. فرهنگ و میزان تعصب و سنت‌گرایی به حدی بود که به‌ناچار برای مدارس دخترانه اسامی نظیر عفاف، حجاب، عصمت، ناموس و مکتب شرعیات…. برمی‌گزیدند.
این اندک مدرسه دختران که تاسیس شدند همه در سطح دبستان باقی ماندند و تاسیس دبیرستان برای دختران در زمان حکومت پهلوی امکانپذیر شد.
واقعیتی است که در قانون اساسی مشروطیت و متمم آن حقوق زنان و حتی حق رای آن‌ها منظور نشد، حتی زمانی که برای اولین بار در سال ۱۲۹۰ حاج محمدتقی وکیل‌الرعایا نماینده همدان در مجلس شورا حق برابری زن و مرد را مطرح کرد، مجلسیان شوکه شدند و یکی از روحانیون نماینده مجلس شدیدا با سخنانش مخالفت کرد.
علت را باید از یک طرف در سنت‌گرایی جامعه و نفوذ افکار ضد مشروطیت و تجددستیز و مخالف حضور زنان در عرصه اجتماع از جانب امثال شیخ فضل‌الله نوری و همفکرانشان دانست و از طرف دیگر نمایندگان مجلس شورا اراده قوی و اعتقادی راسخ نسبت به حقوق زنان نداشتند و خود زنان هم به علت شرایط جامعه علی‌رغم داشتن تشکیلاتی غیررسمی نظیر انجمن آزادی زنان، اتحادیه غیبی نسوان، انجمن مخدرات وطن، انجمن نسوان ایران و….نتوانستند پیگیر جدی حقوق‌شان شوند. علی‌رغم حضور زنان تجددخواهی نظیر ناجی خانم، خانم نواب سمیعی، صدیقه دولت آبادی و تاج‌السلطنه و افتخارالسلطنه (دختران ناصرالدینشاه) و عزت الحاجیه مادر کلنل محمدتقی‌خان پسیان و… واقعیتی است که منادیان اصلی و اولیه آزادی زنان و برابری زن ومرد، روشنفکران دارای افکار چپ و سوسیالیستی نظیر رسول‌زاده و حیدر عمواوغلی و نشریه ملانصرالدین قفقازی بودند. جریده صور اسرافیل میرزا جهانگیرخان شیرازی و علی‌اکبر دهخدا و شاعرانی نظیرمیرزاده عشقی و ملک‌الشعرای بهار و ایرج میرزا هم در این راه تلاش چشمگیری داشتند. بنابراین افکار و شعارهای آزادی زنان و برابری زن و مرد در ابتدا بیشتر توسط کسانی مطرح شد که افکار چپ و سوسیالیسم داشتند. روزنامه «عدالت» با مدیریت میرزا حسین‌خان هم درباره آزادی زنان مطالبی می‌نوشت. میرزاحسین‌خان مدتی در روسیه بود و از افکار آزادی‌خواهانه سوسیالیست‌های روس و آذربایجانی‌های آنجا متاثر بود. جریده عدالت به مدیریت میرزا حسین خان در تبریز منتشر می‌شد و در باره آزادی زنان مطالبی می‌نوشت.
شرایط جامعه و تعصب و افکار سنتی چنان بود که در تبریز که مهد مشروطیت بود، خود آزادیخواهان و انجمن ملی تبریز این روزنامه را به خاطر مطرح کردن «بی هنگام» حقوق و آزادی زنان، تعطیل کردند. این عمل آزادی‌خواهان تبریز و انجمن تبریز مبنی بر تعطیلی روزنامه عدالت میرزا حسین خان احتمالا به خاطر بهانه ندادن به دست مخالفان مشروطیت نظیر همفکران و پیروان شیخ فضل‌الله نوری و …. بود.
به یک نکته هم باید اشاره کنیم آن هم نقش زنان مترقی اقلیت‌های قومی – دینی موجود در ایران نظیر زنان زرتشتیان، مسیحیان-ارامنه و آشوری، کلیمیان و ازلی بابیه نظیر صدیقه دولت‌آبادی و برادرانش یحیی و علی‌محمد دولت‌آبادی در کنار زنان ومردان مترقی مسلمان ایرانی در راه مشروطیت و‌حقوق زنان است. این مردان وزنان اقلیت‌های قومی و دینی چه در تجدد، چه در راه احقاق حقوق زنان، چه در صنعت چاپ، چه درایجاد مدارس دخترانه پیشقدم بودند و نسبت به میزان جمعیت خود نقش مهم و اثرگذار و گاه پیشرویی ایفا کرده‌‌اند که در چارچوب درهم‌آمیزی و تسامح و تبادل فرهنگی و رشد و توسعه جامعه مهم و قابل توجه‌‌اند.

نشریات زنان
زنان در زمان مشروطیت نشریاتی هم منتشر می‌کردند از جمله نشریه دانش به مدیریت خانم کحال، نشریه شکوفه به مدیریت مزین السلطنه، نشریه ‌‌«زبان زنان‌‌» به مدیریت صدیقه دولت آبادی، روزنامه‌‌«بانوان‌‌» با مدیریت طوبی رشدیه و… که بعضی از آن‌ها مثل زبان زنان به خاطر مقاله‌های سیاسی و ایده‌های فراتر از سطح آیین و سنت‌ها و فرهنگ رایج جامعه زود تعطیل شدند. اما با همه این اوصاف خود همین نشریات به‌قدر کفایت از حقوق و آزادی زنان سخن نمی‌گفتند یا بهتر است بگوییم نمی‌توانستند بگویند و حقوقی هم در انقلاب مشروطیت کسب نکردند و پس از پیروزی مشروطیت هم دوخواسته عمده‌شان یعنی به رسمیت شناختن حق تشکل خاص زنان و حق رای و حق انتخاب کردن و انتخاب شدن زنان توسط نمایندگان مجلس شورا به رسمیت شناخته نشد.
زیرا علاوه بر ساختار و فرهنگ جامعه، کسانی سکان انقلاب را به دست گرفتند که نیروهای پیشرو انقلابی و ترقی‌خواه را از سر راه برداشتند و نگذاشتند انقلاب به اهداف خود که در ادامه می‌توانست تحقق حقوق زنان را هم در بربگیرد، دست یابد.
با همه این ناکامی‌ها، انقلاب مشروطه در بیداری زنان تاثیر به‌سزایی داشت که در مراحل بعدی زمینه‌ساز حضور بیشترشان در اجتماع، شکلگیری تشکلات زنان و مبارزه مستقل آنان پیرامون احقاق حقوق و مطالبات خاص آنان شد.
همین فعالیت زنان در زمان مشروطیت و حتی پیش از آن در کنار رشد تدریجی جامعه و جهان زمینه‌ساز کشف حجاب و دیگر قوانینی نظیر حق رأی زنان ومشارکت بیشتر آنها در امور جامعه و…. شد که در مراحل بعد عملی شد. البته رضاشاه بدون زمینه‌سازی فرهنگی به عبث سعی در کشف حجاب اجباری داشت.