سه ماه اول، آزمونی برای رئیسی

رئیسی،‌ زمان بسیار محدودی برای شکستن این تابوها و نمایش واقعیت رئیس جمهوری دارد که نماینده همه ملت ایران است. در این بین، تحول و تغییر تنها در قالب شعار، به مانند عقب‌گردی دوباره است که می‌تواند همین امیدهای اندک را که به طور طبیعی با نسیم تغییر قدرت در جامعه به وجود می‌آیند، به راحتی زایل کند.


افتونیوز – محسن رفیق
رئیسی رئیس جمهور، ریاست خود را آغاز کرد و آخرین و مهمترین سنگر را نیز به فتح اصولگرایان در آورد. این در شرایطی است که فارغ از تمام مشکلات کشور، بیاعتمادی نسبت به مسئولان و سیستم مدیریتی کشور، بیش از پیش افزایش یافته کرده است. مواردی چون بیتوجهی به صندوق‌های رای، سردی فضای انتخابات و مهمتر از همه بیاهمیتی نسبت به ‌این‌که چه شخصی از میان ۷ نامزد معرفی شده به عنوان رئیس جمهور معرفی شود که از پیش در فضای جامعه مشهود بود، ماجرایی که با بیتفاوتی مردم نسبت وضعیت دولت آینده و کابینه احتمالی، ادامه پیدا کرده است.
امید به تغییر که در ابتدای ماه‌های دوره اول ریاست جمهوری روحانی، به اوج خود رسیده بود، اکنون تا آنجا به سردی گراییده است که حتی دست دادن وزیر خارجه دولت جدید با آنتونی بلینکن وزیر خارجه آمریکا هم، تفاوتی در آن ایجاد نخواهد کرد. بار سنگین سالها تحمل مشکلات و درجا زدن در آخرین رده لیست‌های پیشرفت جهانی و ده‌ها شاخص نامطلوب دیگر، باعث شده تا پیش‌بینی شود که رئیسی رئیس جمهور نتواند در آغاز کار خود، گرمایی امیدبخش در دل مردمان ایجاد کند.

اما آیا به واقع، می‌توان فارغ از همه شعارها و ژست‌ها و چه می‌کنم‌ها، آینده‌ای متفاوت با این روزها برای ایران، متصور بود؟ آیا رئیسی گشاینده درب کارخانه‌های ورشکسته، می‌تواند در نقشی جدید، جلودار بازگشایی درهای کشور به سوی جهان و ارتباطات بین‌المللی باشد یا اقدامات پیشین خود را در حد تبلیغاتی برای گذر از قوه قضا به قوه اجرا، در کارنامه‌اش به جای خواهد گذاشت.

فارغ از ‌این‌که رئیسی عبای خود را بر رخت‌آویز پاستور می‌آویخت یا هر فرد دیگری به جز او بر صندلی رئیس جمهور سابق می‌نشست، باید تاکید کرد که جامعه تشنه تغییر و تحول است؛ گزاره‌ای که می‌توان از آن به عنوان نسخه نجات‌بخش تداوم نظام جمهوری اسلامی در شرایط کنونی نیز یاد کرد. نمی‌توان از ستوه و شکوه مردمان به راحتی عبور کرد و همه چیز را بر وفق مراد دانست. نمی‌توان تنها با تکیه بر توانمندی‌های نظامی و دلگرمی‌های نه چندان واقعی پوتینی و جین‌پینگی، صحنه جامعه را آزمون شبه‌طرح‌های صیانتی قرار داد و هر روزه، راه ارتباط کشور با جهان را تنگ‌تر کرد.
دوره سه ماهه آغازین ریاست جمهوری رئیسی و شاید در یک قدم جلوتر، دوره یک ماهه ابتدایی دولت او پس از رای اعتماد مجلس به اعضای کابینه، می‌تواند نمایشگر اصلی تصویری واضح از دولت سیزدهمی باشد که عزم خود را برای تصدی ۸ ساله بر کشور جزم کرده است. این دوره از آن جهت اهمیت دارد که در مقایسه با دوره شروع به کار رئیس جمهور پیشین، شعارها و رویکرد شفاهی رئیسی برای مردم ناشناخته بوده و از شفافیت لازم برخوردار نیست. از این منظر، درک قابل توجهی از پیش‌بینی تصمیم‌های او در مورد مسائل مهمی چون ادامه مذاکرات هسته‌ای، چگونگی تعامل با جهان و حتی جهت‌گیری او در مورد برخی سیاست‌های مهم داخلی وجود ندارد.

مردم، رئیسی را بیشتر در قالب داماد علم‌الهدایی می‌شناسند که بعضا رویکردهایی محدودکننده را رهبری کرده است؛ او به مثابه یک روحانی اصولگرا است که با توجه به سابقه سیاسی و گرایش نزدیکان فعلی‌اش، در بین برخی مردم، رویکرد ستون‌نویس‌های کیهانی را در ذهن زنده می‌کند. رئیسی،‌ زمان بسیار محدودی برای شکستن این تابوها و نمایش واقعیت رئیس جمهوری دارد که نماینده همه ملت ایران است. در این بین، تحول و تغییر تنها در قالب شعار، به مانند عقب‌گردی دوباره است که می‌تواند همین امیدهای اندک را که به طور طبیعی با نسیم تغییر قدرت در جامعه به وجود می‌آیند، به راحتی زایل کند.
قدرت یک رئیس جمهور تنها در صدای رسا برای بیان شعارها و الفاظ عامه‌پسند، آن هم با تکیه بر نیروهای عظیم سیاسی همسو که در پشت سر دارد، بروز پیدا نمی‌کند. قدرت و لیاقت یک رئیس جمهور، تنها در زمان اعمال آن و در ادامه، در مرحله بروز آثار آن، عیان می‌شود؛ جایی که مردم، نتایج استفاده از قدرتی را که به او تفویض کرده‌اند در روزهای عادی زندگی خود و فرزندانشان نظاره‌گر باشند و آوازه نام کشور خود را با افتخار و به گوش جان بشنوند؛ نه با آخرین نوبت‌های واکسیناسیون، بالاترین نرخ خروج نیروی نخبه از کشور، بیارزش‌ترین اقتصاد، پول، گذرنامه و درهایی بسته به ورود کالاهایی اساسی و نه با عقب ماندن از کشورهای همسایه و کاهش دایره حامیان در اتحادهای بین‌المللی. آزمون کاربلدی رئیس جمهور را همین سه ماه ابتدایی، کافی‌ست.