رمزگشایی از سخن اخیر حجاریان

. به نظر می‌رسد سخن حجاریان دو مخاطب می‌تواند داشته باشد. یک سناریو این است که حجاریان می‌خواهد به حکومت پالس بفرستد و تهدید کند که از حاکمیت خارج می‌شوند. در این سناریو سیاستِ چماق و هویج یا فشار از پایین برای چانه‌زنی از بالا اجرا می‌شود.

سرمقاله ابتکار/ محمد علی وکیلی
اَفتونیوز _ سعید حجاریان از مرگ اصلاح‌طلبی صندوق محور سخن گفته و از قاتلان آن خبر گرفته است. اصلاح‌طلبی در جمهوری اسلامی معنایی جز دل بستن به صندوق رای ندارد؛ به همین سبب این سخنِ موجز بسیار عجیب می‌نماید و باید پیام آن روشن و تشریح شود. حجاریان برای این گزاره خبری، قرینه‌ای ارائه نکرده اما گمان می‌رود به علت ناکامی در دو انتخابات در این دو سال، به چنین مرگی قائل شده است. اینکه واقعاً از ناکامی در دو انتخابات می‌توان نتیجه گرفت که جریان اصلاح‌طلبی صندوق محور (به تعبیر درست‌تر اصلاح طلبی درون جمهوری اسلامی) مرده است، خود محل بحث و ابهام است. وانگهی در اینکه این ناکامی‌ها را به ریش چه کسی و چه ایده ای باید بست هم محل سوال است. اما مقصد این یادداشت پاسخ به این دو سوال نیست. غرض، رمزگشایی این سخن حجاریان است. به نظر می‌رسد سخن حجاریان دو مخاطب می‌تواند داشته باشد. یک سناریو این است که حجاریان می‌خواهد به حکومت پالس بفرستد و تهدید کند که از حاکمیت خارج می‌شوند. در این سناریو سیاستِ چماق و هویج یا فشار از پایین برای چانه‌زنی از بالا اجرا می‌شود. سیاستی که پیش‌تر هم ارائه شد و نتیجه ای جز پرهزینه کردن راه تعامل و سیاست ورزی اصلاح طلبانه و بستن روزنه‌های تاثیرگذاری نداشت. هیچ گاه از رادیکال شدن فضا، مردم و اصلاح‌طلبان نفعی نبرده اند. به قدری دستاوردهای اصلاح‌طلبیِ حداقلی، سانسور و سرکوب شد، که خود سانسورچیان و سرکوب گران هم باور کردند! بارها گفته ام صورت‌بندی ما از مسئله امروز اصلاح‌طلبی غلط است. تا از پسِ بحث‌های فراوان و طولانی در حوزه عمومی، بر سرِ صورت بندی روشنی از مسئله توافق نشود، نمی‌توان راهبرد جدید وضع کرد. نمی‌دانم این چه عادت عجیبی است که پاره ای از اصلاح طلبان در محافل خلوت و برج عاج خود‌ می‌نشینند و با پیش‌فرض‌های نقدناشده و ارزیابی نشده، برای جریان اصلاح‌طلبی نسخه وضع می‌کنند؟! اکنون نیز اگر چنین سناریویی درست باشد باید گفت، حجاریان بر اساس یک پیش فرض غلط، سیاست غلطی برای اصلاح طلبان تجویز می‌کند و همه را به ناکجاآباد حواله می‌دهد.
در سناریوی دوم البته ممکن است این سخن به منظور پالس به براندازان به عنوان آلترناتیو پساجمهوری اسلامی باشد. در این صورت باید گفت که خیال خامی است چراکه در پساجمهوری اسلامی بهشتی وجود ندارد، بلکه جهنمی به نام تجزیه و آشوب در انتظار است.