افسانه اراده مردم در دره پنجشیر

افسانه اراده مردم سال‌هاست که افیون ما شده است! لطفاً نگویید طرفداران مسعود که اکثریت مردم نیستند. سخن من نیز چنین فرضی ندارد. طالبان نیز اکثریت نبود و نیست. مسئله این است که بخش زیادی از مردم چیزی می‌خواهند اما به جایی نمی‌رسند. حتی اراده‌ای راسخ هم دارند اما طرفی نمی‌بندند. مگر اراده‌ای پولادین‌تر از دلیران پنجشیر سراغ دارید

اَفتونیوز _ حامد وکیلی : این روزها غم تراژدی پنجشیر بر جان همه ما نشسته است. همه ما اخبار مقاومت فرزند دلیر احمد شاه‌ مسعود را لحظه به لحظه با دلهره دنبال می‌کنیم. اما چرا؟ علل روانی زیادی می‌توان برشمرد. عللی روانی که تبیین می‌کند چرا این‌سان دل‌های ما به‌ سوی این دلیرمردانِ تنهای دره پنجشیر روانه شده است. عللی که احصای آن‌ها از عهده من خارج است. در واقع تبیین علل تولد جنبش مقاومت پنجشیر مقصد این یادداشت نیست. اینکه احمد مسعود و یارانش از دلِ چه موازنه‌ای درون نیروهای افغانی بیرون جهیده‌اند؟ (یا اگر دقیق‌تر بگویم، از چه معادله توازن‌بخشی جا مانده‌اند)؟ اساساً اطلاع دقیق و واثقی از این معادلات ندارم. مقصد این یادداشت کوتاه حتی بررسی تاثیر سرنوشت این نزاع بر ایران و یا ژئوپلتیک منطقه هم نیست. این یادداشت متولد شده تا حکایت افسانه‌بودگیِ امری موسوم به اراده مردم را در تراژدی پنجشیر نشان دهد. افسانه اراده مردم سال‌هاست که افیون ما شده است! لطفاً نگویید طرفداران مسعود که اکثریت مردم نیستند. سخن من نیز چنین فرضی ندارد. طالبان نیز اکثریت نبود و نیست. مسئله این است که بخش زیادی از مردم چیزی می‌خواهند اما به جایی نمی‌رسند. حتی اراده‌ای راسخ هم دارند اما طرفی نمی‌بندند. مگر اراده‌ای پولادین‌تر از دلیران پنجشیر سراغ دارید؟ مردم هستند، اراده هم دارند، حتی اسلحه هم دارند، اما کارتی برای بازی ندارند! وقتی در محاسبات و معادلات قدرت‌های واقعی نباشی اساساً نیستی! شاید غریب باشد این سخن اما شوربختانه صحیح است. با وجود اینکه افکار عمومی دنیا با این محور مقاومت همدل است اما معادلات عوض نمی‌شود.انگار اساساً اراده مردم، عامل واقعی در تعیُّن تاریخ نیست. مردمِ با اراده افغان می‌خواهند که می‌خواهند؛ مادام که قدرتی واقعی اراده نکند چیزی تغییر نمی‌کند! دیدید که جنگجویان جبهه مقاومت در جنگ با طالبان در دره پنجشیر دست برتر را داشتند اما جت‌ها و پهپادهای پاکستان معادلات را عوض کرد. گاهی در تاریخ، این چیزی که نامش را می‌گذاریم اراده مردم، با اراده و عمل یک قدرت واقعی مقارن می‌شود و هدف مردم تحصیل می‌شود. این چنین اوقاتی، این تقارن، رهزن می‌افتد و به غلط گمان می‌کنیم اراده‌مردم کارگر افتاده است!
بلایی که امروز سرِ پنجشیر آمد، چند سالِ پیش نیز سرِ ما هم آمد. اکثریت مردم ایران نیز در اردیبهشت نودوشش اراده کردند که برجام و راه برجامی ادامه یابد. اما ما قدرتی نداشتیم. مقارنت اراده آمریکا به ایجاد یک توافق در سال نودودو شمسی و حضور ما در همان سال پای صندوق رای، این توهم را در ما پدید آورد که ما کاره‌ای هستیم و اراده ما به تاثیر نشسته است. لذا در سال نودوشش بدون التفات به عوامل واقعی قدرت در جهان، اراده کردیم که برجام بپاید؛ و دیدید که نپایید! در هشتادوهشت نیز چنین شد. مردم اراده کردند اما توازن نیروهای واقعی داخلی چیز دیگری را متعین کرد. و دیدید که اصرار ما برای بازی کردن بدون کارت اعتباری، چه خشونتی را تولید کرد! با این واقعیت کنار بیاییم که هیچ چیزی متولد نمی‌شود مگر از درون برآیند نیروهای واقعی. اراده مردم اما انگار نیرویی واقعی نیست و یا دست‌کم نیرویی تعیین‌کننده نیست. اراده مردم افغان در برابر جت‌های پاکستان زوری نداشت چندان که اراده ما در برابر آمریکا. چرا ما آرزوی توفیق جبهه مقاومت افغانستان را داریم؟ چه می‌دانم، شاید ما به‌طور ناخودآگاه در توفیق جنگجویان پنجشیر، رویاهای ناکام خود را می‌بینیم. دوست داریم اراده جنگجویان پنجشیر برخلاف اراده زمین و زمان محقق شود، تا باور نکنیم که اراده مردم عاملی تعیین‌کننده در تاریخ نیست. آیا تراژدی پنجشیر به عینه نشان نمی‌دهد که اراده مردم، یک افسانه است؟