ای دستت میرسد کاری بکن قبل از اینکه از تو ناید هیچ کار

به نام خدا بنی ادم اعضای یکدیگرند که در افرینش زیک گوهرند چه عضوی بدرد اورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار بعنوان یکی از اعضای خانواده ای در سمغان که دو دختر دسته گل را کمتر از ده روز از دست داده ام، چنان غمگین و افسرده شده ام که علیرغم داشتن پنجاه سال […]


به نام خدا
بنی ادم اعضای یکدیگرند
که در افرینش زیک گوهرند
چه عضوی بدرد اورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
بعنوان یکی از اعضای خانواده ای در سمغان که دو دختر دسته گل را کمتر از ده روز از دست داده ام، چنان غمگین و افسرده شده ام که علیرغم داشتن پنجاه سال عمر و تحصیلات عالیه امیدی به اینده نداشته و خود را در ورطه نابودی میبینم.
در ابتدای نوشته جا دارد از همه مردمی که در این ایام غم و اندوه با ما همدردی کرده اند سپاسگزاری مینمایم و دست همه را خاضعانه میبوسم.
چند روز پیش مطلبی تحت عنوان، (جاده خون و مرگ باز حادثه افرید) را به نگارش در اوردم، لذا بعد از انتشار این مطلب بصورت گسترده در فضای مجازی وسایتهای متفاوت دریغ از یک جمله جوابگویی در جامعه، چه از مسئولان رده بالای استانی و ناظر، چه از طرف مسئولان رده پایین و مدیران ادارات و نهادهای مربوطه، که این برخورد دردش کتر از ان دو حادثه نبود.
درست است که در کشور با فرهنگ و متمدنی که هزاران سال تاریخچه روشنی در گذشته دور داشته است، و مایه افتخار و مباهات جوانان در میان کشورهای دیگر است، اما چنان مسائل سیاسی و تقسیم پستهای اداری خاله خورزویی شده است که همه مسئولین بعد از گرفتن حتا کوچکترین پستی چنان خود را برتر دانسته و خود را از مردم بالاتر میدانند که مردم را قابل گفتگو و جوابگویی نمیدانند، بطوریکه اگر از انها سئوالی یا مطالبه برحقی داشته باشیم چنان برافروخته شده و قیافه حق به جانب میگیرند و مردم را بیسواد و نادان میدانند و ادم را از کارش پشیمان میکنند.
فرهنگ پاسخگویی و عذرخواهی حلقه گمشده جامعه افسار گسیخته و سیاست زده ما شده است.
در بین اینهمه کم لطفی امشب چشمم به مصاحبه ای با ریاست پلیس راه شهرستان جناب سرهنگ عابدی افتاد و انرا مطالعه کردم و به بزرگواریش پی بردم.
البته خدا میداند بنده تابحال نه ایشان را از نزدیک دیده ام ونه میشناسمشان، اما در این وادی بی مسئولی مسئولان ما در گرانبهایی میباشد.
لذا از همینجا از ایشان که از جنس مردم بوده ودرد ما را میفهمد نهایت تقدیر و سپاسگزاری را دارم و شنیده ام که علاوه بر محکومیت اداره مربوط به راهداری در خصوص تصادفات با فشار زیاد باعث گردید که ادارات مربوطه امروز تعدادی تابلو و علائم هشدار دهنده در محدوده سمغان نصب کردند.
متاسفانه حوادث این چند روز گذشته ضربات مهلک و کمرشکنی را به خانواده ما وارد کرده است اما همینکه کاری انجام گرفت که از حوادث و اتفاقات کاسته شده از همه عزیزانی که بنوعی در این کار خیر سهمی داشتند نهایت سپاسگزاری را دارم.
خداوند انسانهایی با روحیه جهادی و مردانه مانند سرهنگ عابدی را در جامعه عقب افتاده ما افزون دار، امین یا رب العالمین.
با تشکر سعید بخشوده و خانواده های داغدار بخشوده و پارسیان پیشه