فاجعه در خوابگاه دخترانه عشایر یاسوج/ دختر جوان قربانی سوءمدیریت مسئولان شد/ چرا فضای مدرسه امنیتی شد؟

در گرگ و میش صبح شنبه وقتی اقای (م-ر) از دشتروم به سمت یاسوج می رفت فکرش را هم نمی کرد آن وقت صبح کسی در خیابان باشد. اما یک نفر داشت از عرض خیابان رد می شد و در چشم به هم زدنی دید که پراید سفیدش با دختری برخورد کرده و دختر بی هوش و زخمی روی زمین افتاده است.

مرگ، روزانه هر تعداد آدم با هر درجه و جایگاهی را که اسیر کند ما ما آن را سیر طبیعی زندگی آدمی می دانیم اما داغ برخی مرگ ها انگار روی دل آدم سنگینی می کند.بعضی ها وقتی می میرند چشمان ما را به دنیای جدیدی باز می کنند. تازه یادمان می آید چقدر ساده از کنار بسیاری از مشکلات گذشته ایم تا آنجا که انتهایش یک فاجعه رقم خورده است و ما نیز از خوابی عمیق بیدار شده ایم.

مثل مرگی که برای دخترک جوان اهل روستای زیلایی رقم خورد.

به گزارش افتونیوز، در گرگ و میش صبح شنبه وقتی اقای (م-ر) از دشتروم به سمت یاسوج می رفت فکرش را هم نمی کرد آن وقت صبح کسی در خیابان باشد. اما یک نفر داشت از عرض خیابان رد می شد و در چشم به هم زدنی دید که پراید سفیدش با دختری برخورد کرده و دختر بی هوش و زخمی روی زمین افتاده است.
وقتی می خواست با اورژانس تماس بگیرد ساعت ۶:۲۵ دقیقه صبح را نشان می داد.

یک ربعی که طول کشید تا اورژانس بیاید و دختر را به بیمارستان منتقل کند برایش یک قرن بود.

آن مرد انتظار می کشید با صدای آژیر امبولانس لا اقل یک نفر از اعضای خانواده دختر متوجه غیبتش شوند و به سراغش بیایند. اما شهر غرق خواب بود و هیچ کس در آن لحظه ها هیچ صدایی نشنید اما کیلومترها آن طرفتر زنی در آن دمادم صبح با صدای فریاد دلخراش کمک خواهی دخترش از خواب پرید. می خواست به هیچ چیز فکر نکند اما دلش آشوب دختری بود که حدس می زد در این لحظه و در میان پریشان حالی مادر، در تخت خوابش آرام و بی دغدغه خوابیده است.

ساعتی از انتقال دختر به بیمارستان گذشت و خبری از خانواده دختر نشد.برای انجام کارهای درمانی نیاز به حضور همراه و کس و کار دختر بود. به محل تصادف باز می گردند و جستجو از اهالی محل برای پیدا کردن خانواده دختر آغاز می شود و یک نفر می گوید سری هم به خوابگاه شبانه روزی دختران بزنید شاید از دختران عشایر مقیم این خوابگاه باشد.

البته موضوع دور از باور است چون همه می دانند در طول هفته دخترها  اجازه خروج  از خوابگاه ندارند. اما تیری در تاریکی است. یک نفر رابه مدرسه می فرستند و رسیدن او همزمان می شود با شروع کلاس و غیبت دختری که هم اتاقی هایش رفتنش از خوابگاه را دیده اند و بازگشتش را نه!
مدرسه اعلام می کند که دختر شب در خوابگاه نبوده اما دوستانش صراحتا می گویند او در خوابگاه  بوده و  صبحانه خوابگاه را دوست نداشته به همین دلیل برای خرید به سر خیابان اصلی رفته است.

این بدان معناست که دختر حدود ساعت ۶ از خوابگاه خارج شده است و نه نگهبانی جلوی خوابگاه بوده که جلویش را بگیرد و نه کسی پیگیر خروجش از درب بزرگ آهنی بزرگ مدرسه شده است که همین هم سایر خانواده ها را نگران می کند که مگر در هنگام ثبت نام در مدرسه به آنها قول نداده اند که امنیت محیط  زندگی دخترانشان فراهم می شود؟ مگر اسامی افرادی که چهارشنبه ها می توانند به سراغ بچه ها بیایند را مدرسه ندارد؟ پس این دختر در شروع هفته چطور از خوابگاه خارج شده آن هم ساعت ۶ صبح و کسی ممانعت نکرده است؟

اصلا اگر مردی در همان ساعت وارد خوابگاه می شد این دختران ساده روستایی باید چطور از خودشان مواظبت می کردند؟.

از سویی مدرسه از معلمان و دانش اموزان و حتی خانواده دختر می خواهد که تا مشخص شدن ابعاد ماجرا، پیرامون موضوع با هیچ کس صحبت نکنند.
در این میان زمزمه هایی از مدیریت مدرسه به بیرون می پیچد که دختر اختلال روانی داشته و با قصد خودکشی از خوابگاه خارج شده است. که البته چنین ادعایی باز هم فرار رو به جلو است چون در این صورت مدرسه باید سندی دال بر انجام خدمات مشاوره و حمایت از این دانش اموز ارایه کند و با فرض اثبات چنین ادعایی حالا باید معلوم شود چرا دختری را با چنین شرایطی در خوابگاه نگه داشته اند!

همین شایعات باعث ناراحتی خانواده ها می شود و هر کس به شکلی اعتراضش را نشان می دهد.

مدیر آموزش و پرورش عشایری استان جایی گفته بود این دختر برای خرید یک وسیله فوری (وسیله بهداشتی) از مدرسه خارج شده است. و ساعت هم ۶ و ۴۰ دقیقه بوده است و این خروج را مصداق قانون شکنی نمی دانست اما خانواده هایی که تا پیش از شیوع کرونا دخترانشان را به این خوابگاه فرستاده اند می گویند در گذشته تمامی نیازهای دختران به مدیر مدرسه اطلاع داده می شد و او یا از طریق خدمتگزار مدرسه و یا سایر کادر مدرسه آن را تامین می کرد اما اجازه خروج دخترها از خوابگاه را نمی داده است.

خانواده ها می گویند در سالهای گذشته دخترها ارتباط دوستانه و عمیقی با پیش نماز مدرسه داشتند و هر مشکلی داشتند با او در میان می گذاشتند و این زن با درایت مشکلات دختران را به گونه ای که احساساتشان جریحه‌دار نشود و یا اعتمادشان از دست نرود، حل می کرد که امسال از حضور پیش نماز محروم هستند.

آنها می گویند در طول هفته اگر دختری قصد خروج از خوابگاه را داشت فقط پدر و مادر می توانستند به سراغ وی بیایند پایان هفته نیز فقط افرادی که در لیست امضا زده خانواده بودند می توانستند به سراغ آنها بیایند و مدیر حتی گاهی برای اطمینان بیشتر با جایی که دختر رفته تماس می گرفت و مطمئن می شد که دخترها به مقصد رسیده باشند.

حالا خانواده ها نگران هستند اگر در آینده هر اتفاقی در خوابگاه برای دختران مظلوم دور از خانه بیفتد چه کسی پاسخگو خواهد بود و آیا می توان به سادگی انگ عقب ماندگی به دختری که تا کلاس دوازدهم آمده است چسباند؟

آنها می گویند زمانی که دخترانمان را به این مدرسه فرستادیم با این اطمینان که امنیت جان و روحشان تامین است اجازه حضورشان در خوابگاه شبانه روزی را دادیم.امیدمان این بود که مجبور به ترک تحصیل نشوند و حالا برچسب هایی که به این دختر مظلوم می زنند و ترسهایی که برخی افراد با حرفهای عجیب و غریبشان به جان خانواده او انداخته اند ما را نگران می کند.

گفته می شود برخی افراد با مراجعه به خانواده ” ذ ” انها را قانع کرده اند که مرگ حق است و در چنین شرایطی صحبت کردن فقط باعث پایمال شدن دیه دختر آنها  می شود.

حالا حدود ۱۲ روز از تصادف این دانش آموز هم شب گذشته در حالی که خانواده اش برای اهدای اعضای بدن وی رضایت داده بودند جان به جان آفرین تسلیم کرد.

خواگاه و مدرسه شبانه‌روزی دختران عشایر در سرابتاوه در نزدیکی شهر یاسوج قرار دارد و تا پیش از کرونا سالانه حدود ۲۰۰ دانش اموز در این مدرسه درس می خواندند. اما در حال حاضر هیچ کدام از معلمان حاضر به دادن اطلاعات پیرامون جمعیت دانش اموزی مدرسه و ابعاد این حادثه نیستند و با این عنوان که به ما گفته اند صحبت نکنیم از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کنند. حتی هم اتاقی ها و خانواده این دختر نیز می گویند که به ما گفته اند نباید صحبت کنیم که این هه تاکید بر سکوت جای ابهام و تردید دارد که آیا صحبت کردن افراد درباره این حادثه و جزئیات آن کوتاهی فرد یا افرادی را در انجام مسئولیت هایشان آشکار می سازد؟!

در مطلب آتی به مسایل مدیریتی و مشکلاتی که در آموزش و پرورش عشایر استان وجود دارد پرداخته می شود.

عکس از آرشیو ایرنا