ناله دیشموک، گریه استاندار، غوغای رسانه

چرا باید گریه او را که حداقل ، تجلی احساسات مثبت و مظهر همدردی او با مردم محروم است، به باد تمسخر و استهزا گرفته و اشک های او را محملی برای هجمه بی امان بدیشان قرار داد ؟

کلیپ گریه استاندار محترم کهگیلویه و بویراحمد در دیدار از منطقه محروم دیشموک ، انعکاس وسیع و حیرت انگیزی در سطح رسانه ها و فضای مجازی استان داشت.

به مصداق:
هر کسی از ظن خود شد یار من / وز درون من، نجست اسرار من

غالبا اصحاب معزز قلم، از دیدگاه ، منظر و افق دید تنگ و بسته ی جناحی و سیاسی موضوع را مورد مداقه قرار داده و تجزیه و تحلیل نمودند .

بعضی از همفکران و مداحان، فارغ از هر گونه نقد و انتقاد، و بدون در نظر گرفتن امکان قصور یا تقصیر، تمجیدهای فراوان کردند و به به و چه چه سر دادند و …..

عجالتا با این بخش از نفوس کاری نداریم، هماره بوده اند و خواهند بود.!

و اما در نقطه مقابل، بسیاری در مقالاتی مبسوط، استاندار را به سختی نواختند، که :
دیشموک، بودجه می خواهد، جاده و مدرسه و درمانگاه و آب لوله کشی و …‌..می خواهد نه گریه و اشک تمساح و مداحی و نوحه گری و ….‌‌
بعضی از دوستان هم او را متهم کردند به ریاکاری و فریب افکار عمومی و دارا بودن سهم و تقصیر در محرومیت آن منطقه و مسائلی از این قبیل.

صاحب این قلم هیچ‌گاه نه با خط سیر فکری و جناحی جناب استاندار، قرابتی داشته و نه در پی تقرب بدان بوده است .
لیکن همیشه “وجدان” را سرلوحه و اصل اساسی حاکم بر موضع گیری و مکتوبات قلیل و هر از گاهی خویش قرار داده است.
بر همین مبنا، و در پی ملاحظه مقالات متنوع در این زمینه و پاسخ استاندار، در پی آن بر آمدم به عنوان یک شهروند و فرهنگی بازنشسته دنیا دیده که آرد خویش را بیخته و الکش را نیز آویخته و نه بیم عقابی دارد و نه امید عطایی ، نظر خویش را مرقوم دارم.
– اصل اقدام نماینده عالی دولت، فی نفسه ارجمند و ارزشمند است.
اینکه یک مسئول، اتاق گرم و صندلی نرم ریاست را ترک و به بخش های مختلف حوزه مدیریتی اش سرکشی کند ؛ چهره به چهره و رو در رو با مردم ملاقات و گفتگو نماید ؛ از نزدیک و بلا واسطه در جریان مشکلات و معضلات قرار گیرد ؛ دردها،نقایص و کاستی ها را ببیند ؛ و سپس در پی مشکل گشایی بر آید، امری است مستحسن و نیکو و شایسته ی تحسین و تقدیر.
استاندار هم “آدم ” است ، مثل سایر اشخاص احساسات انسان دوستانه و غرایض بشری دارد.
چرا باید گریه او را که حداقل ، تجلی احساسات مثبت و مظهر همدردی او با مردم محروم است، به باد تمسخر و استهزا گرفته و اشک های او را محملی برای هجمه بی امان بدیشان قرار داد ؟
آیا این کار درست است؟
آیا نتیجه مثبتی در پی دارد ؟
نمی خواهم بگویم که نباید ایشان را مورد نقد قرار داد.
بلکه می گویم نقد و حمله باید متوجه بر وجوه منفی عملکرد باشد نه وجوه مثبت. !
چه دلیلی یا فایده ای دارد که یک احساس انسانی و بشری مثبت را با دید منفی نگریسته و مورد قضاوت قرار دهیم ؟
یادمان باشد طوری ببینیم و طوری قضاوت کنیم که مصداق این شعر زیبا و پرمفهوم سعدی علیه الرحمه قرار نگیریم :
چشم بد اندیش ، که برکنده باد / عیب نماید هنرش ، در نظر
ور هنری داری ، و هفتاد عیب / دوست نبیند ، بجز آن یک هنر
اصلی ترین پیام این مقاله و “لب کلام” این است :
جامعه ما شدیدا نیازمند یک تحول و خانه تکانی اساسی در نوع نگرش و قضاوت های خود است .
بهتر است در قضاوت و داوری، مسائل جناحی را کنار گذاشته و خوبی ها را ببینیم.
به صرف اینکه فلان ، هم خط ما نیست، او را نکوبیم.*!!
به صرف اینکه بهمان هم خط ما است ، در هر حالتی به دفاع از او بر نخیزیم . !!
در قضاوت، خدا را در نظر داشته و “خودی” و “غیر خودی” را کنار بگذاریم.

در انتقادات مطروحه دو سه نکته بارز دیگر هم به چشم می خورد :
– تقصیر استاندار در محرومیت دیشموک – که با توجه به محرومیت دراز مدت و مزمن این منطقه و زمان کم تصدی مسئولیت استاندار ، این انتقاد چندان منطقی به نظر نمی رسد.
– تقصیر ایشان در تخصیص بودجه – این هم در سطح کلان که بنگریم، ربطی به وی ندارد.
وقتی بودجه ها در بالا تقسیم شده ،
-نه بر اساس عدالت و یا کار کارشناسی و برنامه ریزی علمی، و بر مبنای حق ؛ بل بر اساس زور، میزان سهیم بودن در قدرت و مراجع تصمیم گیری ، توهمات ایدئولوژیک و……‌ –
دیگر از دست یک مقام مسئول در استانی کوچک چه بر می آید ؟؟
همان بودجه محدود و حداقلی هم که به دستش می رسد، می شود مصداق ”
یک مویز و چهل قلندر . !
– تقصیر استاندار در به کار گماردن اقارب غیر مجرب و نا آزموده و غیر متخصص ؛ که همین تصدیگری افراد “خودی” غیر متخصص، منجر به افزایش ناکارآمدی و محرومیت مضاعف منطقه می گردد.
انتقاد به حقی است و چنانچه صحت داشته باشد، ایشان علاوه بر مسئولیت مدنی و وجدانی، باید پاسخگوی شهروندان نیز باشد.
مدیریت، یک علم است و تخصص، تجربه و مهارت جزء لاینفک شروط تصدی سمت.
منطقه ی محروم نیاز دارد به مدیر مجرب، متخصص و توانمند ، ولو “غیر خودی” باشد، که در غیر این صورت، نه تنها از محرومیت به در نخواهد آمد بلکه در چاه ویل هم خواهد افتاد. !
– چون سخن به تطویل کشید، خلاصه کنم :
از همه ی این قیل و قال ها و ذکر نکات بدیهی و تکرار مکررات بگذریم ؛ فقط یک نکته را فراموش نکنیم :
استاندار عزیز در پیام و پاسخ خویش، قول رسیدگی دادند، فرمودند دیشموک از محرومیت خارج خواهد شد، و تحقق وعده ها را هم تا پایان ۱۴۰۱ اعلام فرمودند و ….
احسنت ، فتبارک الله ، برایتان آرزوی موفقیت و سربلندی، خدمت هر چه بیشتر به تمام نقاط استان داریم، دعا می کنیم تاییدات ربوبی یار و پشتوانه شما باشد.
قطعا اگر همت کنید، و تفکرات جناحی را هم کنار گذاشته و فقط ترقی استان برایتان ملاک باشد ، به اهدافتان خواهید رسید و همه هم به نیکی و نکویی از شما یاد خواهند کرد.
فقط امیدوارم در پایان زمان موعود، ناچار نباشیم به سبک معروف گل آقا بنویسیم :

پس، چی شد؟؟
۱۴۰۰/۱۲/۲۲