حمله به روحانیون و لزوم اصلاح یک چرخه معیوب

اگر هر کسی به فراخور تشخيص و داوری‌ خود بخواهد مسئولی یا مدیری را اعم از روحانی یا غیر روحانی مجازات کند، آیا نتیجه‌ای جز هرج‌ومرج و آنارشیسم خواهد داشت؟

از زمان حضور اسلام و در دوره‌های مختلف سیاسی و اجتماعی، همیشه روحانیت اصیل‌ طبقه‌ای قابل‌احترام نزد ایرانیان بوده است، تصدی بسیاری از امور دینی و دنیوی مردم توسط روحانیون صورت گرفته و فارغ از اینکه هرکدام از سلسله‌های پادشاهی چه اهمیتی برای دین قائل بوده‌اند، روحانیون حتماً از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین اقشار هر دوره بوده‌اند. شروع بیداری ایرانیان و ماجرای تحریم تنباکو متأثر از جایگاه روحانیت در کشور بود و پس‌ازآن نیز در جنبش مشروطه، حوادث مهم تاریخی و اجتماعی روحانیون پیش‌قراول مطالبات اجتماعی و سیاسی ایرانیان بوده‌اند، تا جایی که پس‌ از انقلاب مشروطه و تشکیل مجلس، روحانیون و طلاب نیز همچون شاهزادگان و قاجار، اعیان و اشراف، تجار، زمین‌داران و صنعتگران دارای حق انتخاب شدن در مجلس بودند، ازاین‌رو نمی‌توان کتمان کرد که مقام و منزلت روحانیون به دوران پیروزی انقلاب اسلامی محدود نیست و از دیرباز روحانیون مورداحترام ایرانیان بوده‌اند.اما تکرار برخی رفتارها و گسترش بدبینی‌ها نسبت به روحانیون به‌ویژه در سال‌های اخیر تلنگری است که ما را وامی‌دارد به‌ واکاوی این پدیده بپردازیم. تازه‌ترین‌ اتفاق در مشهد و حمله به سه روحانی، نابینا کردن روحانی مسجد انصارالحسین در تهران، حمله به امام جماعت دانشگاه علوم پزشکی تهران، مجروح کردن امام‌جمعه روستای معتمدیه، ضرب و شتم روحانی مشهدی در کرمانشاه، حمله به یک روحانی در مترو شهرری، حمله با قمه به روحانی در میدان خراسان، ضرب و شتم امام جماعت مسجد دانشگاه امام صادق در مترو امام خمینی(ره)، به آتش کشیدن خودرو یک روحانی در قم، حمله به دو روحانی در نیشابور، کتک زدن یک روحانی مقابل دخترش در قم، شهادت امام جماعت مسجد حاج کربعلی در همدان، شهادت امام جمعه کازرون، حمله ۹جوان به طلبه جوان در کرج، حمله به یک طلبه در ملایر، کتک خوردن یک روحانی در قزوین و حمله با تیغ به یک روحانی در منطقه تهران‌نو نیز بخشی از حوادث ناگواری است که نشان می‎دهد حمله به روحانیون شیعه به یک‌رویه تکراری در دهه گذشته تبدیل‌شده و این پدیده نیاز به واکاوی و آسیب‌شناسی جدی دارد.برخی در دفاع از این حملات کور و غیرانسانی، عملکرد برخی روحانیون دارای جایگاه در حاکمیت را دلیل موجهی برای حمله به این قشر می‌دانند، اما واقع‌بینانه آن است که اولاً درصد کمی از قشر روحانیون در حکومت سهیم‌اند و در کنار ارتقای سطح رفاهی این قشر از روحانیت، هنوز هم طلبه‌ها و روحانیون زیادی هستند که بدون وابستگی به حکومت و با کمترین درآمد به زندگی سالم، زاهدانه و به‌دوراز رویکردهای سیاسی مشغول هستند و موردتکریم مردم نیز قرار دارند، حتی اگر نقدی بر عملکرد روحانیت در نحوه اداره کشور وجود داشته باشد، باید حساب روحانیون دارای مسئولیت کلان را از طلبه‌ها و روحانیون عادی که اتفاقاً هنوز هم مورد رجوع مردم هستند، جدا کرد. از طرفی بر فرض مقصر بودن روحانیون حکومتی کدام مکتب و عقل سلیمی این‌چنین خشونت‌ورزی و حملات کور حتی به مسئولان مقصر را تجویز و تأیید کرده است؟ اگر هر کسی به فراخور تشخیص و داوری‌ خود بخواهد مسئولی یا مدیری را اعم از روحانی یا غیر روحانی مجازات کند، آیا نتیجه‌ای جز هرج‌ومرج و آنارشیسم خواهد داشت؟ آیا شاهد بازتولید خشونت در جامعه به‌عناوین‌مختلف نخواهیم بود؟ حمله به روحانیون همان‌قدر اشتباه است که حمله آمران به معروف و ناهیان از منکر به شهروندان. خشونت، خشونت تولید می‌کند و هیچ جامعه‌ای با بازتولید خشونت به امنیت، آرامش و توسعه نرسیده است. یکی از عوامل اصلی موردتکریم روحانیون، در چند قرن گذشته، قرار گرفتن روحانیت در کنار مردم و پیگیری مطالبات و بیان دغدغه‌ها و نگرانی مردم بوده است، رویکردی که در این سال‌ها توسط بخش قابل‌توجهی از روحانیون حاکمیتی کنار گذاشته‌شده است؛ گواه زنده، آنکه در روزهای گذشته در گیرودار افزایش سرسام‌آور مواد غذایی در ماه رمضان، ائمه جمعه که باید بلندگوی جامعه برای بیان اعتراضات و گلایه‌ها باشند، به صورتی هماهنگ بی‌توجه به رنج‌های معیشتی مردم، اعتراض خود را به «عدم اجرای طرح صیانت» معطوف کردند؛ طرحی که خود به گواه فعالان اجتماعی و اقتصادی دریچه دیگری از معیشت بخش زیادی از مردم را نیز مسدود می‌کند. این یعنی یک دنیا فاصله میان دغدغه‌های مردم و آنچه از تریبون نماز جمعه و از سوی روحانیون مطرح می‌شود. اگر بناست در آینده شاهد افزایش و تکرار این حوادث کور و تلخ نباشیم، باید هم منتقدان روحانیت و هم بزرگان روحانیت واقعیت‌های موجود را مرور کرده و در رفتار خود تجدیدنظر کنند تا این چرخه شوم و معیوب اصلاح شود.