کل اخبار 9696 اخبار امروز : 1
  • افزونه جلالی را نصب کنید.
  • برابر با : Thursday - 16 - September - 2021
  • ساعت :

    امراله نصرالهی

    «بخوان» به یاد کی‌عطا طاهری بویراحمدی
    ۱۴۰۰-۰۶-۰۱

    «بخوان» به یاد کی‌عطا طاهری بویراحمدی

    در این یادنامه، گردآورنده تلاش کرده‌است تا همه ابعاد شخصیتی زنده‌یاد طاهری را در قالب مقالات و نوشته‌های محققانه و خواندنی جمع کند.

    مرگ شجریان بیداری حماسه در فردا روز تاریخ ماست
    ۱۳۹۹-۰۷-۲۲

    مرگ شجریان بیداری حماسه در فردا روز تاریخ ماست

    امراله نصرالهی توس میزبان مردی است خوش لهجه و خوش آواز که بی هیچ گمان، مثال بی همال بزرگی و سترگی بود. و درودها بر شرفت مرد که توس را برگزیدی. شهری که روزگاری خاندان فرهنگ دوستی چون امیر عبدالرزاق بر آن حکم می راندند. دیاری که در انبوه اندوهناک آن تاریخ به خون نشسته […]

    خنیا کجا و خاک کجا!
    ۱۳۹۹-۰۷-۱۹

    خنیا کجا و خاک کجا!

    شجریان با قله های ادب فارسی زیست و خود در خنیای خسروانی خویش با آنان هم قله شد. مولانا و سعدی را به بازار عاشقان و حافظ را به محفل رندان و عطار را به شهر شوریدگان و خیام را به مجلس مستان و سنایی را به کوی عارفان و فیض را به صحرای دیوانگان و عراقی را به سرای محنت سرایان و بابا ی عریان را به حلقه ی سوته دلان باز شناساند و هر شاعری را به وقت خویش، اوقات خوش نمود…

    هیچستان خیام
    ۱۳۹۹-۰۲-۲۹

    هیچستان خیام

    امراله نصرالهی دارنده چو ترکیب طبایع آراست باز از چه سبب فکندش اندر کم و کاست گر نیک آمد، شکستن از بهر چه بود ور نیک نیامد این صور، عیب که راست؟ خیام را نماینده ی عقلانیت فلسفی عصری می دانند که می رفت تا جهان، خدا و انسان را از دریچه ی دیگری بکاود. […]

    گویی دماوندی که تنهایی
    ۱۳۹۹-۰۲-۲۷

    گویی دماوندی که تنهایی

    آن حکیم، قلمرو ناخودآگاه اساطیر را برای شناخت تاریخ آن روزگارش،به کار بست تا از آن بوطیقایی سیاسی اجتماعی فراهم آورد.در این بوطیقا، اسطوره محملی است برای درک شرایط اجتماعی. بوطیقایی که هستی آن حول قهرمانی چون رستم شکل می گیرد. رستمی پر از «ذکاوت و دغلکاری» تا در رابطه‌ی میان شاهخدا / رعیت-انسان، مداخله ورزد…

    خوشا بودن‌اش و دریغا رفتن‌اش!
    ۱۳۹۹-۰۲-۱۶

    خوشا بودن‌اش و دریغا رفتن‌اش!

    دریابندری مرد بذله بود. اهل هنر بود. فلسفی بود. نقاشی می کرد. به سیاست می اندیشید. روزگاری زندان رفت. طعم حبس را هم چشید. طفلک چه می کرد. «رفیق» آخر فعال بود و حزب توده هم برای او قبله ی آمال. لیکن بلای نازل ساواک برای او، تقدیر قاهر دیگری بود.خلاصه «رفیق نجف» یا «عمو نجف» ما انبانی بود از سرد و گرم روزگار….

    تناقض‌های سعدی؛ تناقض‌های آدمی
    ۱۳۹۹-۰۲-۰۳

    تناقض‌های سعدی؛ تناقض‌های آدمی

    غرض آن بود درنگی بر خوان سعدی نشسته باشیم و آنک برخاسته در پی او رویم. با او و در کنار او پی تناقض های او بگردیم، که پی او و با او گشتن، پی آدمیت و پارادوکس های او گشتن است. گاه تسبیح و سجاده و دلق رها کردن و آنگاه خدمت خلق نمودن است. گاه خدمت خلق رها کردن و گوشه ی عزلت برگزیدن و دامن از صحبت برچیدن است. این سان سیالیت زبان سعدی از تذبذب و سیالیت بی چهارچوب سنتی حکایت می کند که درست چون بساط پهن شده ی پیرمرد خنزر پنزری داستان هدایت هر چیزی در او، در شلختگی ناجور و ناموزونی کنار هم قرار گرفته اند.

    کثر الله یا کسر الله؟ / حکایت نوبخت و حقوق فرهنگیان
    ۱۳۹۹-۰۱-۲۹

    کثر الله یا کسر الله؟ / حکایت نوبخت و حقوق فرهنگیان

    حال که بهانه ای به دست من معلم داده اید و فرصتی بی مثل را در اختیارم گذاشته اید، ممنونم. بگذار دعایی کنم ات. بشنو و بهانه مگیر. این دعایی است مر تو را و جمله نو مسلمانان را، درست به سان دعای آن معلم فاضل نادر در حق آن عجم نو مسلمان وافر.

    نامه‌ای به عطا طاهری بویراحمدی
    ۱۳۹۹-۰۱-۰۹

    نامه‌ای به عطا طاهری بویراحمدی

    دوست گرامی ام؛ بهار آمده است، برخیز. سر از خاک سبز کن. بدر آی و بسرای، که سرودن است بودن. دو سالی هست که در غیاب تو بی بهار شده ام. وقتی بی بهاری، چه سود سبزه آراستن و سفره چیدن و هفت سین نهادن. بیدار شو، چشم باز کن رفیق، که این روزها دل […]

    دهخدای ایل / اندر وصف میرزا ابوالحسن حسینی
    ۱۳۹۸-۰۹-۳۰

    دهخدای ایل / اندر وصف میرزا ابوالحسن حسینی

    یک دو حرفم در دم مردن فلاطون گفت و رفت حیف دانا مردن و صد حیف نادان زیستن مجبورم بار دیگر کلام آن استاد اقلیم دانش و معرفت، شفیعی کدکنی را تکرار کنم که می گفت؛ با تورقی کوتاه در دفترچه ی یادداشت های زنده یاد ایرج افشار می توان معترف شد که بزرگان فرهنگ […]

    کتاب «بخوان؛ یادنامه عطا طاهری بویراحمدی» منتشر شد/ جزییات
    ۱۳۹۷-۱۲-۲۲

    کتاب «بخوان؛ یادنامه عطا طاهری بویراحمدی» منتشر شد/ جزییات

    کتاب «بخوان؛ یادنامه عطا طاهری بویراحمدی» به کوشش امراله نصرالهی و مهدی فاموری از سوی موسسه خانه کتاب راهی بازار نشر شد. به گزارش افتونیوز به نقل از روابط عمومی خانه کتاب ایران، کتاب «بخوان؛ یادنامه عطا طاهری بویراحمدی» به کوشش امراله نصرالهی و مهدی فاموری به تازگی از سوی موسسه خانه کتاب منتشر و […]

    برای آن که نوشت و برای آن که سرود
    ۱۳۹۷-۰۱-۱۶

    برای آن که نوشت و برای آن که سرود

    (درباره‌ی عطا طاهری بویراحمدی) بخش نخست این روزها، آشفتگی مجالم نمی دهد.همین که تنها می شوم،هراس نبودن یک دم رهایم نمی کند.نبودن آنها که برای بودن و شدن فرهنگ این سرزمین، زیستند،جان فرسودند و در خاک آرام گرفتند.در اثنای این نبودن ها،گاه به چهره ی مسکوب می نگرم که چگونه ذره ذره آب شد و […]

    «قوام فروزان» عافیت طلبی خیرخواه یا پراگماتیستی دور اندیش؟
    ۱۳۹۶-۰۹-۰۴

    «قوام فروزان» عافیت طلبی خیرخواه یا پراگماتیستی دور اندیش؟

    امراله نصرالهی این نوشته به طرز نگاهی اشاره می کند که در آن کاراکترهای اش،حیات برهنه ی سیاست را به گونه ای می بینند که امکان هر گونه کنش مندی را در آن عقیم می پندارند.بدین سبب پای نهادن در چنین حیات برهنه ای را دور از خرد پراگماتیک و واقع گرا تصور می کنند […]

    «بحری بود در کوزه‌ای»
    ۱۳۹۶-۰۳-۱۰

    «بحری بود در کوزه‌ای»

    آنها که عبدالحسین زرین کوب را می شناسند ،می دانند که زمانه ز مادر چون اویی نزاده و نزیسته است.ز دانشوران و دانشیان چنان بود که گویی او به جای همه ی اعصار اندیشیده و قلم زده است.نظامی وار ناکجاآباد را جست و جو نمود.و حافظ گونه از کوچه ی رندان گذر کرد.با مولوی از […]

    «پاسخی دیگر»
    ۱۳۹۶-۰۲-۲۲

    «پاسخی دیگر»

    آقای جبار نژاد گرامی نیک می دانید که نه قصد نوشتن مقاله و یا طرح ایده ای را داشته ام و نه توضیح درس جامعه شناسی را و نه درنگی بر ترمینولوژی واژه ها و مفاهیم تولد یافته در حوزه ی این دانش را. چرا که مجالی برای آن نمی دیده ام.پاسخ من به متن […]

    سخنی با یک دوست
    ۱۳۹۶-۰۲-۱۹

    سخنی با یک دوست

    برادر عزیزم جناب نصرالهی! از این که نقدِ این برادرتان را خواندید مراتب سپاسِ خود را اعلام میکنم. مرقومه ی دوم تان نیز رویت شد و آن را حاوی مطالب جدیدی نیافتم. قسمت اولِ فرمایشاتتان، صرفا تکرار ِ حرف های بنده بود و نه پاسخگویی به آن و گویا قصد داشتید که به قول دوستان […]

    برو بالا