کمتر از دو ماه به انتخابات ریاست جمهوری مانده است. همچنان اما یخ سیاست آب نشده است. ملت چندان اقبالی نشان نمی‌دهند. البته این بی‌رغبتی و سکوت، به معنای این نیست که ملت نسبت به سیاست بی تفاوت شده‌اند. نشانه‌های فراوانی وجود دارد که ملت، همچنان سیاست را رصد می‌کنند. همچنان به عرصه رسمی چشم دوخته‌اند اما امیدی به آن نبسته‌اند. همچنان اتفاقات این حوزه را رصد می‌کنند، مذاکرات را دنبال می‌کنند، تحولات حوزه قدرت را پیگیری می‌کنند، نسبت به حوادث سیاسی مواضع خود را دارند، اما با این وجود سخنان موجود جانشان را گرم نمی‌کند. دیری است که بحران اعتبار دامن همه را گرفته است. هم نهادهای سیاسی و هم افراد سیاسی در نازل‌ترین سطح اعتماد عمومی قرار دارند. ملت دیگر سخت به ادعاها و شعارها دل می‌بندند. دیگر برای سخنان فانتزی هورا کشیده نمی‌شود. اتوپیای ذهنیت جمعی جامعه ایران، پایش به زمین رسیده است و لذا مردم به وعده‌های سرخرمن اعتنایی نمی‌کنند. اکنون اخبار تحولات واقعی حوزه قدرت و مذاکرات برجامی، بیش از هر رپرتاژ تبلیغاتی و سخنرانی تبلیغاتی اشخاص در معرض کاندیداتوری ،محل بازدید مردم قرار گرفته است. اینکه حوادث واقعی عرصه سیاست بیش‌تر از وعده‌های جذاب سیاستمداران توجه‌ها را جلب می‌کند، یعنی ملت دیگر بر اساس آرزوهای زمینی و انضمامی تصمیم می‌گیرد.

گفتیم که مانند یک اپیدمی، تقریباً همه مبتلا به ویروس ادبار مردم گشته‌اند. شخصیت‌ها یکی پس از دیگری کارشان به بیمارستان و سپس قبرستان افکار عمومی کشیده می‌شود. اعتبار شخصیت‌ها فروریخته و شخصیتی نمی‌توان یافت که در اوج سلامت اقبال مردم باشد.

چیزی تا انتخابات ریاست جمهوری نمانده است اما آرایش انتخاباتی شکل نمی‌گیرد. اسامی که مطرح می‌شود نیز شور و اقبالی در افکار عمومی نمی‌انگیزد. در محضر افکار عمومی حال بسیاری از این اسامی بد است. تقریباً همه شخصیت‌های سیاسی به لحاظ افکار عمومی بیمارستانی هستند. عده‌ای شرایط اورژانس دارند، عده‌ای در بخش بستری هستند و پاره‌ای نیز کارشان به ICU و ccu کشیده شده است. بازگشت این گروه واپسین بسیار بعید است. افکار عمومی به سختی به این گروه اقبال نشان می‌دهد. لذا بی‌جهت وقت خود را تلف می‌کنند. اما گروهی که هنوز به بخش مراقبت‌های ویژه نرفته‌اتد با تمهیداتی همچنان فرصت پذیرش دارند./ابتکار