افتونیوز؛ آن چه در دو روز گذشته در شهر چرام رخ داد قطعا و یقینا نه اولین اتفاق از این دست و نه آخرین آن خواهد بود. شکل و شدت این حادثه کم سابقه بود و بخشی از واکنش ها به  همین شدت خشونت و انعکاس آن در شبکه های اجتماعی بر می گردد. چندی پیش نیز شاهد درگیری مسلحانه مشابه دیگری در همین شهر بودیم که جز اخبار کلی مربوط به آن و همچنین تمجید و ستایش کلی از تاریخ و فرهنگ چرام هیچ تحلیل و بررسی اساسی صورت نگرفت. مطلب و این تحلیل ادعای آن را ندارد که “تحلیل” و “مطلب نوشتن” چاره ی بحران است بلکه این سوال وجود دارد که چرا پرونده تحلیل و بررسی حوادثی در این سطح بدون کوچکترین خروجی با  تیتر “حل منازعه با پادرمیانی ریش سفیدان محلی و بزرگان” و یا ” با پادرمیانی نماینده فعلی و یا سابق نزاع چندین ساله حل شد” در رسانه ها و محافل آکادمیک بسته می شود

. نگارنده دنبال ارایه راه حل نیست که نه آن را در توان خود میبیند و نه چنین راه حلی در کوتاه مدت امکان پذیر است، بلکه نیاز به راه حل ها در بلند مدت احساس می شود. اما بر این نکته واقف هستم که بررسی علل می تواند مانع از بحث های انحرافی و بعضا بیان ادبیات نامرتبط به اصل حادثه و اتهام زنی به رسانه ها و یا احمق فرض کردن دیگران شود.

ابعاد حادثه چرام قطعا گسترده و قابل بحث و تحلیل از زوایای مختلف تاریخی، جامعه شناسی، روان شناسی ، اقتصادی و … است که بعید است از هیچ زاویه ای آن گونه که باید کار و یا بررسی صورت گیرد. در این مطلب سعی بر آن داریم به صورت تیتروار به برخی علل این حادثه بپردازیم و در مواردی که نیاز به توضیحات باشد اندکی شرح داده شود. برخی از موارد در روزهای گذشته از سوی افراد مختلف مطرح شده است و دلایلی نیز ممکن است در این مطلب با نگاه توصیفی و یا تبیینی به آنها افزوده شود.

۱- در بررسی علل حادثه هرگز نمی توان آن را تک علتی و یا  محدود و مختص به یک جغرافیا و قوم و طایفه خاص دانست . تجربه نشان داده است این حوادث ممکن است در هر نقطه ای از استان و حتی مرکزِ مرکز استان تا سایر شهرها به انحاء مختلف اتفاق بیفتد. درگیری خشونت آمیز نه خاص استان که در کل کشور و حتی جهان با دلایل مختلف روزانه پیش می آید.

۲- در ادامه مورد اول باید گفت اصل حادثه باید مورد توجه قرار گیرد نه اینکه یک منطقه خاص یا قوم خاص در این حادثه برجسته شود. بواسطه همین نگاه است که در چند روز گذشته برخی ها به جای بررسی اصل حادثه در پی رفع اتهام از چرام و ستایش تاریخ و فرهنگ این شهر در مقابل کسانی که به گونه ای از چرام گفته اند که گویی این اتفاقات فقط در چرام رخ می دهد بوده اند. این حادثه نه دلیل است که چرام را یک شهر بی فرهنگ در مقایسه با سایر شهرهای استان بدانیم و نه حتی اگر چنین حادثه ای هرگز در آن رخ نمی داد باز می توانستیم عنوان “شهرفرهنگ” که عاری از هر بی فرهنگی و خشونت باشد را به صورت مطلق برای چرام و یا هر جای دیگر بکار ببریم. بنابراین این استعداد در هر جایی وجود دارد . حادثه ی درگیری مسلحانه با دو کشته و چندین زخمی و حمله و آتش زدن چندین خانه در شهر چرام اتفاق افتاده است و این حادثه به تایید همه، حتی کسانی که بر کلمه شهر فرهنگی چرام اصرار دارند رسیده است . پس با یک مسئله اتفاق افتاده که کمتر از یک ماه پیش نیز مشابه آنرا داشتیم روبرو هستیم نه با انتزاعیات و تعارفات مرسوم.

۳- گروهی به صورت ویژه اولویت در بروز این قبیل اتفاقات را در نگهداری تفنگ در خانه ها و حمل آزادانه آن در مراسمات عروسی و عزا میدانند. بعید است این گروه به این موضوع  به شکل مطلق نگاه کنند همچنانکه ما نیز در این مطلب تاثیر این موضوع را نه تنها رد نمی کنیم که قطعا دلیل  اول و اصلی قتل در یک درگیری مسلحانه وجود اسلحه است. از گذشته های دور استان تاکنون به اشتباه یا هر علت دیگری در اکثر خانه ها نه تنها تفنگ بوده است که تفنگ برابر با ناموس و حیثیت و هویت بسیاری از افراد می باشد و بعد از این نیز بعید است که ضرب العجلی برای جمع آوری اسلحه وضع شود. در برخی کشورها همچون آمریکا حمل اسلحه آزاد است هر چند در این کشور نیز سالانه شاهد حوادث مرگباری هستیم اما شکل حوادث در آمریکا با نزاع های قومی و قبیله ای در اینجا متفاوت است. همین جاست که باید بین یک نزاع مسلحانه صرف با نزاع مسلحانه قبیله ای تمایز ایجاد کنیم؛ چرا که دومی قطعا تبعات و هزینه های سنگین تر اجتماعی و فرهنگی دارد و ممکن است به اصطلاح ضرب المثل محلی “تر و خشک با هم سوخته شود” و امنیت یک منطقه ، قوم و حتی شهر در معرض تهدید اساسی قرار گیرد. تفاوت نزاع های دسته جمعی در کهگیلویه و بویراحمد با سایر نقاط کشور همین قالب بندی قومی و منطقه ای است که افراد را در بر می گیرد و سبب جبهه گیری شدید که بخشی از آن از گذشته تاکنون بوده است می شود و در مناسبات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی نیز مشهود است. کلمات و عبارتی همچون سرحدی و گرمسیری، بویراحمدی و ثلاث ، بویراحمد دومن و بالا و … محصولات همین‌ تقابلات تاریخی و بازتولید شده هستند که این محصولات به تبع اثرات و تولیدات خود را در مدیریت ها، جبهه گیریها، حساسیت بر سر نام ها و … در پی دارد.

۴- گروهی دیگر از منتقدین حادثه چرام ادبیات و اشعار حماسی و تاریخ سازی و بویژه اصرار بر هویت سازی جعلی در طول دهه های گذشته را علت تحریک احساسات مردم می داند . این گروه بر این باورند تاکید و ستایش اغراق آمیز تفنگ، برنو ، تاریخ قوم لر و … در سال های اخیر بویژه در اشعار و موسیقی های ارگی و حتی عزا سبب شده است هم در خارج از استان ما را با این نماد ها  بشناسند و هم اینکه در استان سبب بازگشت به این موضوعات و تعصب بر سر مسائل گذشته شده باشد. بدون شک این نحوه پرداختن به گذشته استان و برخی اشعار شبه حماسی می تواند نقش تحریک کننده داشته باشد چرا که کمتر دیده شده است فارغ از این موارد به سایر ویژگی ها و عادات خوب و یا بد زندگی ایلی و عشایری پرداخته شود و همه چیز حول تفنگ و برنو بوده است. ما تاریخ به آن شکلی که برخی سعی در اسطوره سازی و خلق حماسه از دل آن دارند  نداریم و برخی تلاش های شخصی معطوف به آن است با بزرگ نمایی برخی اشخاص و حوادث از جمله “غارت” مربوط به فامیل و هم ایلی های خود به خلق تاریخی فارغ از حوادث در گذشته و صرفا مطابق خیالات خود همت بگمارنند.  اکثر کتاب های این حوزه تذکره نویسی و ثناگویی خانوادگی است که دامن برخی از اساتید دانشگاهی را نیز گرفته است و جز یک یا دو کتاب محدود هیچ کتاب تحلیلی و انتقادی در مورد گذشته و فرهنگ استان نداشته ایم.

۵- عوامل ذکر شده هر کدام با شدت و حدت متفاوت در بروز حادثه چرام و حوادث مشابه ایفای نقش می کنند اما عوامل ذکر شده بخشی از علت بحران هستند و نباید بحران در عوامل محلی و سنتی خلاصه شود. سویه ی دیگر این بحران و بحران هایی از این دست  را باید در عوامل و پدیده های مدرن همچون فن آوری های جدید و یا شبکه های اجتماعی جستجو کرد. این نگاه برخلاف نگاهی است که در این قبیل موارد غیرمسئولانه ساده ترین راه یعنی انداختن تقصیر به گردن رسانه ها و شبکه های اجتماعی را انتخاب می کنند و بدون در نظر گرفتن نقش مثبت شبکه های اجتماعی آنها را مطلقا سیاه و مستعد فیلترینگ می دانند. این گروه خشونت های این چنینی، طلاق و خودکشی را مولود شبکه های اجتماعی معرفی می کنند و به گونه ای حرف می زنند که گویی قبل از شبکه های اجتماعی هیچ آسیب اجتماعی و خشونتی در سطح جامعه نداشته ایم. در مقام ارزشگذاری خوب و یا بد در مورد شبکه های اجتماعی نیستم اما بر این باورم که اگر شبکه های اجتماعی و یا هر پدیده مدرن دیگری نقشی در این سطح از خشونت ها داشته باشد نقشی موازی سایر عوامل سنتی و مدرن است.

۶- بنابراین موضوعاتی از این دست همچون نزاع های دسته جمعی و طایفه ای و  خودکشی هم علت های قدیمی تر دارد و هم علت های مدرن . رفتارهای حین حادثه سویه های مدرن و امروزی آنها را بخوبی نشان می دهد.  به طور نمونه درگیری های طایفه ای بخشی از گذشته ما بوده است که دلایلی جزئی تا بزرگ داشته است اما در آن درگیری ها اسلحه کشیدن بی هدف و اصطلاحا کور کمتر سابقه داشته است. یا آن که سن تفنگ به دست گرفتن سن بالایی بوده است و اینگونه نبوده که اصل ماجرای روزهای اخیر بیشتر متوجه جوانان و نوجوانان دهه هفتاد و دهه هشتاد باشد و یا نماد سازی و شب نشینی گروه های کم سن جامعه و هم چنین تجمعات مجازی حول محور طایفه و ایل اینک با کمترین هزینه و زمان اتفاق می افتد. این موارد در گذشته سابقه نداشته است و جملگی پدیده های مدرن اما همچنان حول تعلقات و همبستگی های ایلی است.

۷- تجربه های قبلی در بحران های اجتماعی و سیاسی نشان داده است که نهادهای آکادمیک نقشی حتی در حد تماشاگر در این قبیل موارد ایفاء نکرده اند و از تحلیل ساده اتفاقات نیز عاجزند.  بخش زیادی از خروجی این نهادها مقالات و پایان نامه های کپی/پیستی است که توسط پرسشنامه های آماده برای جذب حداکثری بودجه مراکز پژوهشی تنظیم می شود. از سوی دیگر انتظار نمی رود که همین فردا روز، فلان استاد جامعه شناسی یا مردم شناسی به منطقه محل نزاع برود و تحلیل کند و یا تحلیل و حضور میدانی هر آکادمیسینی به حل بحران در کوتاه مدت بینجامد. اما سوال این است آیا دانشگاه یک مکان جدا از جامعه در “زیر تل” است و یا باید بخشی از جامعه و درگیر در حوادث و بحران های آن باشد؟

۸- در مواردی این چنینی خیلی زود ادبیات ریش سفیدان و معتمدین محلی به میان می آید، منکر نقش محدود و کم اثر این گروه ها در برخی منازعات قومی و قبیله ای نیستم ولی مشکلی در این سطح  مشکل محلی نیست که صرفا با گرو گذاشتن “ریشِ سفید” کسی حل شود . اگر در گذشته چنین کارکردی وجود داشت سایر مسائل جامعه نیز متناسب با این موضوع و در خدمت آن بود ولی در حال حاضر اتکای صرف به چنین موضوعی اساسا موقتی و ممکن است بدون جواب باشد. بار اصلی حداقل در کوتاه مدت برای جلوگیری از تشدید بحران بر دوش شورای تامین استان است. شاید برای تا اینجای حادثه نهادهای مربوطه دلایل و توجیهاتی داشته باشند اما بعد از این هر اتفاقی متوجه شورای تامین است و باید تمهیدات لازم اندیشیده شود. در بلند مدت طبیعی است که نیاز به کارهای فرهنگی و آموزشی و همچنین برخوردهای بیشتر با حمل و قاچاق اسلحه در سطح استان احساس می شود. برای نمونه در بحث مدیریت تیراندازی در مراسمات عزا و شادی قطعا این موضوع قابل مدیریت و برخورد قانونی است و صرفا یک اراده جمعی و قطعی لازم دارد.

۹- بحران پیش آمده نشانه ی دیگری از بحران ها و مشکلات اجتماعی مربوط به جوانان و جامعه است و باید این زاویه اصلی دید و تحلیل باشد . بیکاری، مشکلات روانی و همچنین اقتصادی در تشدید این حد از خشونت آن هم توسط نسل های دهه هفتاد و هشتاد بی تاثیر نیست و نمی توان با کلمات و تعارفات سابق از جوانان تفنگ به دست که در پی احیای افتخارات و سنت های خیالی گذشته هستند خواست «تفنگت را زمین بگذار» و “بهترین جوانان جهان شوید” و در خطابه ها و نتیجه گیری مقالات کپی/ پیستی و داده های آماری از پیش آماده تعریف و گزارشات آنرا به مقامات بالا دست ارایه داد.

محسن خرامین