-
گره به باد مزن، گرچه بر مراد رود
علیرضا کفایی -
دکترین پیشرفت،توسعه و معماری فردا؛ تحلیلی بر کارنامه و چشمانداز توسعهمحور تاجگردون
نعیم خورشیدی -
قدرت و قربانی
محمدرضا تاجیک -
روشنفکری به مثابه فعل سیاسی
ناشناس -
آتشبس، مذاکره و فردای جنگ
علیاصغر شفیعیان -
از توضیح رنج تا توجیه خشم
امید کشمیری -
این همه هیاهو برای هیچ!
رضا رئیسی -
روشنفکری و عاملیت وضع موجود
ابوالفضل نجیب -
خیزش دی ۱۴۰۴ در پرانتز
محمدرضا تاجیک -
ما شکست خوردیم
محمد فاضلی
-
یلدا زیر تیغ گرانی/ سنتهایی که با افزایش قیمتها رنگ باخت
-
شریعتی: تلاش کردم صدای فرودستان و بیصدایان باشم/ تاریخ را با دید انتقادی و فارغ از نگاه ایدئولوژیکی بخوانید/ روایت وقایع ۱۹شهریور تا ۱۹ آبان گچساران/ فیلم
-
اختصاص 5 میلیارد برای تخریب و بازسازی ساختمان شهرداری دهدشت
-
وضعیت اسفناک جاده روستایی « امامزاده نورالدین(ع) » کهگیلویه/ وعده هایی که قرار نیست عملی شوند!/+فیلم
-
«پل چهارم بشار یاسوج» همچنان در پیچ و خم وعدهها
-
آفت پروانه سفید برگخوار درختان تنومند زاگرس را به زانو در میآورد / ابتلای ۶۰ هزار هکتار جنگلهای کهگیلویه به آفت
-
روایت کوتاه اَفتونیوز از زندگی پر مشقت مادر دهدشتی و دو فرزند معلولاش
-
حال و روز جنگل های زاگرس خوب نیست/ امکان زادآوری درختان آن را به صفر رسیده است/قُرق بانی منطقی نیست
-
حمله ملخ ها به روستای« جلاله» / ماجرا چیست؟
-
خانههای دولتی دهدشت در قُرق یک لیست ۳۰ نفره/ راه و شهرسازی کهگیلویه آییننامه تخلیه منازل سازمانی را مطالعه کند
مرگ یک قدم نزدیک است/ روایت تلخ سیما در بیمارستان دهدشت
تصور کنید درد تمام گوشت تا استخوان شما را احاطه و تسخیر کرده است؛ وحشتناک است، نه؟
تصور کنید در این بین یک نفر عقل و دانای کل در قامت پزشک می گوید: خانم یا آقا نقش بازی نکن اصلا چیز مهمی نیست و برطرف می شود در صورتیکه شما به درد پیچیده اید و به دوست، برادر، پدر می گویید اینها باور نمی کنند دارم از درون آتش می گیرم شما نگذارید من از بین بروم؛ وحشتناک است، نه؟
تصور کنید درد تمام گوشت تا استخوان شما را احاطه و تسخیر کرده است؛ وحشتناک است، نه؟
تصور کنید در این بین یک نفر عقل و دانای کل در قامت پزشک می گوید: خانم یا آقا نقش بازی نکن اصلا چیز مهمی نیست و برطرف می شود در صورتیکه شما به درد پیچیده اید و به دوست، برادر، پدر می گویید اینها باور نمی کنند دارم از درون آتش می گیرم شما نگذارید من از بین بروم؛ وحشتناک است، نه؟
شما تصور کنید به دردی دچار شده اید، از آن می نویسید چرا که درمان است، آرام تان می کند، هشدار است و تذکر، اما تشویش، ترویج یاس، ترویج ترس در جامعه خوانده و با ارتباطاتی که دارند، محکوم می شوید، در عوض به داشتن امنیت افتخار می کنیم. طنز تلخی است، نه؟
حادثه چنان تلخ است که روایتش تمام درد است؛ صبح یک روز از درد بخود پیچیده به بیمارستان شهر مراجعه می کنید؛ می دانید یک جای کار می لنگد، دردی غیرارادی شما را درگیر، اما نمی دانید چرا این درد به سراغ شما آمده است. اصلا پزشک و شفاخانه برای همین روزها ساخته شده اند، خیر سر دولت، پزشک و پزشکان را با هزینه بیت المال برای چنین روزی تربیت کرده و شفاخانه برپا کرده است.
دو شبانه روز تحت نظر پزشک و بیمارستان به دروغگویی محکوم می شوید تا سر از آی سی یو در بیاورید؛ برای یک فقره عقرب گزیدگی که در علم پزشکی امروز درمانش کار شاقی نیست؛ سیما تا هوش، اراده و زبان دارد معترض است اما سرکوب می شود، حتی اطرافیان هم به این دوگانگی شنیدن بدبین می شوند اما مرگ که منتظر نمی ماند؛ جوان باشی یا پیر تعلل به سود وی تمام می شود. با پزشکان شیراز تماس برقرار و نگرانی هایی که هر ساعت به ایشان اضافه می شود بیشتر اضافه می شود، تا بیمار سی پی آر و سپس به مراقبت های ویژه منتقل می شود. در تمام این مدت پزشکان زیادی در این مکان که نامش بیمارستان است حاضرند و می توانند جلوی فاجعه یعنی مرگ انسانی را بگیرند، اما نمی گیرند.
مرگ یک قدم نزدیکتر می شود، وقتی همان پزشک پس از معاینه فاجعه بارش در بخش آی سی یو باز هم مانع از اعزام می شود تا بیماری که اکنون از هوش برده اند توسط پزشک دیگری به اعزامش نظر دهند.
تمام حادثه را تا بداینجا فراموش کنید؛ از امشب مسئله اعزام جایگزین مرگ تدریجی می شود، اعزام به بیمارستانی در شهرهای مجاور مطالبه صدها نفر از خانواد، دوست و آشنا می شود؛ آخرین صحبت سوپروایزر بیمارستان دهدشت: فکر نکنم تا یک ساعت دیگر بیمار شما زنده بماند! بیمار به زحمت دستگاه زنده است.
از خود نپرسیدند چرا کار به اینجا کشید! بیماری که خود با پای خود به بیمارستان، به تخت آی سی یو می رود حرف می زند و از دردش می گوید، چرا تاکنون با اعزام بیمار با فراگیر شدن علائمی که حیاتش را نشانه رفته است، مخالفت می شود؟ چرا به بیمار نسبت دروغ و تلقین را دادند وقتی سراپای بیمار آتش و درد زهر عقرب بود! چرا پس از ساعتها بی خوابی و پیگیری خانواده بیست ساعت بعد شرایط اعزام بیمار فراهم می شود؟ آمبولانس ارسال اما راننده و پزشک مراقب به خودروی دیگری می روند؛ دلیل روشن نیست و دو ساعت بعد حریم حیا دریده و مردم سراپا درد و کم تحمل به فریاد و فغان دست می زنند تا با میانجی فرماندار دو پرسنل دیگر برای اعزام از راه می رسند. همه می دانند دیر است اما امیدشان به خارج شدن از بیمارستانی است که عملکردش تاکنون فاجعه بار است؛ نفس راحتی می کشند اما بیمارستان بوعلی شیراز از عهده معجزه بر نمی آید. پزشک معتقد است اگر دیروز می رسید قطعا زنده می ماند؛ دیر شده بود و سیما برای همیشه و با هزار سوال و هزار دردی که از درون آزارش می داد و کسی باورش نداشت، برای همیشه رفته بود و دیگر زنده به آغوش شهر و خانواده اش باز نگشت. تصور کنید این پزشک هنوز طبابت می کند، چه تعداد سیما بانو و انسان ها دیگری در راه اند، ترسناک است، نه؟
قطعه شعری از زنده یاد سیما کاظمی شاعر و هنرمندی که گمنام و غریبانه رفت:
آیا آنجا که می ایستی
حکایت جانهایی ست که در انتظار نوبت خویش اند
تا گر گیرند؟
آیا آنجا که میگذری انبوهی رودهاست
که گلوی مردگان را می جویند و باز پس نمی دهند؟
کمانداران و آبزیان غرق می شوند دست در آغوش
و بر هر ریگ که فرود می آیند
صدای مرا می شنوند
که نمیخواستم بمیرم…
منبع ک.ب
نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.
-
گره به باد مزن، گرچه بر مراد رود
علیرضا کفایی -
دکترین پیشرفت،توسعه و معماری فردا؛ تحلیلی بر کارنامه و چشمانداز توسعهمحور تاجگردون
نعیم خورشیدی -
قدرت و قربانی
محمدرضا تاجیک -
روشنفکری به مثابه فعل سیاسی
ناشناس -
آتشبس، مذاکره و فردای جنگ
علیاصغر شفیعیان -
از توضیح رنج تا توجیه خشم
امید کشمیری -
این همه هیاهو برای هیچ!
رضا رئیسی -
روشنفکری و عاملیت وضع موجود
ابوالفضل نجیب -
خیزش دی ۱۴۰۴ در پرانتز
محمدرضا تاجیک -
ما شکست خوردیم
محمد فاضلی
-
یلدا زیر تیغ گرانی/ سنتهایی که با افزایش قیمتها رنگ باخت
-
شریعتی: تلاش کردم صدای فرودستان و بیصدایان باشم/ تاریخ را با دید انتقادی و فارغ از نگاه ایدئولوژیکی بخوانید/ روایت وقایع ۱۹شهریور تا ۱۹ آبان گچساران/ فیلم
-
اختصاص 5 میلیارد برای تخریب و بازسازی ساختمان شهرداری دهدشت
-
وضعیت اسفناک جاده روستایی « امامزاده نورالدین(ع) » کهگیلویه/ وعده هایی که قرار نیست عملی شوند!/+فیلم
-
«پل چهارم بشار یاسوج» همچنان در پیچ و خم وعدهها
-
آفت پروانه سفید برگخوار درختان تنومند زاگرس را به زانو در میآورد / ابتلای ۶۰ هزار هکتار جنگلهای کهگیلویه به آفت
-
روایت کوتاه اَفتونیوز از زندگی پر مشقت مادر دهدشتی و دو فرزند معلولاش
-
حال و روز جنگل های زاگرس خوب نیست/ امکان زادآوری درختان آن را به صفر رسیده است/قُرق بانی منطقی نیست
-
حمله ملخ ها به روستای« جلاله» / ماجرا چیست؟
-
خانههای دولتی دهدشت در قُرق یک لیست ۳۰ نفره/ راه و شهرسازی کهگیلویه آییننامه تخلیه منازل سازمانی را مطالعه کند
نظرات ارسالی 0 نظر
شما اولین نظر دهنده باشید!