قبیله گرایی یا تریبالیسم

قبیله گرایی یا تریبالیسم (Tribalism)

قبیله گرایی یا تریبالیسم

تفکر سازماندهی یک قبیله یا قبایل برای دفاع و حمایت افراد عضو آن قبیله یا قبایل را گویند. همچنین قبیله گرایی را می‌توان روش تفکر یا رفتار گروهی از مردم که زیرمجموعه یک قبیله یا نژاد خاص هستند تفسیر کرد که وفاداریشان به قبیله خود را به وفاداری آنها به دوستانشان، کشورشان یا گروهی خاص از مردم جامعه‌شان ترجیح می‌دهد.

تریبالیسم (Tribalism) به مجموعه‌ای از افراد و طوایف گفته می‌شود که خود را به یک هویت جمعی منسوب می‌دانند و در چارچوب یک زیست‌بوم و برمبنای یک شیوه تولید خاص امرارمعاش می‌کنند که در این نظام اجتماعی امور به‌ صورت سنتی و غیررسمی تنظیم می‌شود. قبیله گرایی به دو نوع قبیله گرایی زیستی و قبیله گرایی تباری تقسیم می گردد: اینکه هر دو گونه زیست هر دو دارای یک تفکر و جان‌ مایه مشترک هستند با این تفاوت که در قبیله‌ زیستی که شیوه‌ی زندگی به‌ صورت دامپروری است ما دائماً شاهد زایش عناصر گفتمانی هستیم و گفتمان مرتب در معرض زایش عناصر خاصی است اما معمولاً قبیله‌ تباری را در راستای توجیه قدرت به کار می‌برند. در این گفتمان برخلاف قبیله زیستی شیوه تولید و شیوه زیست الزاماً دامپروری و بدوی نیست و در حالی‌که قبیله زیستی در حال فروپاشی است اما ما همچنان شاهد ظهور و بروز قبیله‌ تباری در عرصه‌های مختلف قدرت هستیم.

نباید فراموش کرد قبیله دارای شخصیت و برآمده از تفکری خاص است. قبیله خاص‌ گرا، مطلق‌ گرا، انحصارطلب، تمامیت‌ خواه سنت‌گرا، تبعیض‌ گرا و برخوردار از یک انسجام درون‌گروهی است و به بازتولید استبداد فرهنگی می‌پردازد. بی شک قوم و قبیله گرایی در استان های جنوب و جنوب غربی کشور و بالاخص استان ما ریشه دوانده است و این مسأله یکی از موانع فرهنگی توسعه طلبی در این مناطق است. قطعا و یقینا انتخابات که یکی از مظاهر مدیریت در دنیای جدید است، برای زدودن عناصری این گونه به منصه ظهور رسیده است. در دنیای مدرن، قبیله گرایی محلی از اعراب نداشته و در این روزگار این فرد و شهروند است که در زیست بوم جهان مدرن معنا پیدا می کند‌. فردگرایی و آزادی فردی و تقویت خانواده های هسته ای از مظاهر فرهنگی دنیای مدرن و از علت اصلی رشد و شکوفایی جهان توسعه یافته ست. توسعه فرهنگی از رهگذر توجه به فردگرایی و زدودن عناصر سنتی چون قبله گرایی محقق می گردد. حال با توصیفی که گذشت سعی دارم بدور از حب و بغض شخصی و در کمال اخلاق مداری نقدی  بر رویه های اجرایی حاج آقای موحد نماینده محترم کهگیلویه بزرگ داشته باشم تا از این رهگذر  برای توسعه و آبادانی دیار کهگیلویه بزرگ، شاید ایشان تجدیدنظری نیکو بر رویه های خود داشته باشند. به باور جامعه شناس ایتالیایی ویلفردو پارتو، چرخش نخبگی یکی از مولفه هایی ست که هم می تواند از استقرار قدرت در دست عده ای یا قبیله ای جلوگیری و مانع از استبداد فرد و یا قبیله شود و هم می تواند موجبات شکوفایی استعدادهای افراد گوناگون را در مدیریت ها فراهم آورد. چرخش نخبگی باعث می شود که همه استعدادهای یک جامعه فرصت رسیدن به مدیریت ها را داشته و از این منظر جامعه می تواند تمامی ظرفیت های خویش را پیدا کرده و جامعه ای قدرتمند بر مبنای علم و اخلاق بنا نهاده شود و از راستای قرار گرفتن استعدادهای ناب در مدیریت ها، جامعه به پیشرفت و بالندگی برسد. این موضع علم بشری در جامعه های توسعه یافته است اما جا دارد جهت تنویر افکار عمومی و جامعه خود ما که اکثریت دین مدار هستند و دین مدارانه مشی سیاسی و زندگی اجتماعی دارند، موضع دین و کتاب خدا را هم در این زمینه تشریح و توضیح دهیم.در کتاب خدا آمده است که يا أَيُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقناكُم مِن ذَكَرٍ وَأُنثىٰ وَجَعَلناكُم شُعوبًا وَقَبائِلَ لِتَعارَفوا ۚ إِنَّ أَكرَمَكُم عِندَ اللَّهِ أَتقاكُم ۚ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ﴿۱۳﴾

ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ (اینها ملاک امتیاز نیست،) گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است!

به این واضحی خداوند در قرآن در خصوص هیچ موضوعی سخن نگفته است و تکلیف مردم را مشخص نکرده است. پیام خداوند کاملا مشخص و مبرهن است.

حتی رویه پیامبر ختمی مرتبت از آغاز بعثت و دعوت خویش هم کاملا مشخص و متقن است تا جایی که خیلی از دین پژوهان باور دارند که محور دعوت و حرکت پیامبر اسلام در هم شکستن نظام قبیله سالار در نظام خویشاوندسالارانه عرب جاهلی بوده است. وقتی که نه دین خدا و نه علم بشری قوم گرایی را تایید نکرده است و بر علیه آن هم اندیشمندان بزرگ علوم انسانی و هم آیات و روایات به تکرار سخن گفته اند، حال چه شده است که حاج آقای موحد که یکی از معممین و روحانیون منطقه است تمامی وجوه مدیریت خویش در جامعه محنت زده کهگیلویه را که از قبیله سالاری و قوم گرایی زخم های کاری بر پیشانی دارد، بر پایه قوم سالاری استوار کرده و

مبدع و مدافع قبیله گرایی در مدیریت منطقه شده است. ظلم به منطقه و دیار کهگیلویه بزرگ همین است که تمام مدیریت را به بند یک قوم و قبیله ببندی و شایسته گان را از کابینه مدیریتی شهرستان های چهارگانه بیرون بیندازی. مگر ارث پدری ست، مگر قحط الرجال است. مگر در این دیر بی سرانجام افراد شایسته ای وجود ندارند که از صدر تا ذیل مدیریت ها را به یک قوم و قبیله داده اید. این کار هم به دور از دین ورزی خدامنشانه است، هم با عدالت سازگار نیست و هم با رویه مدیریت علمی سنخیتی ندارد. حال با این اوصاف که گذشت با چه رویی می خواهید به درب منازل اقوام و قومیت های دیگر کهگیلویه بزرگ بروید و از آنها رأی شأن را مطالبه کنید. اگر قرار است از قِبَل نمایندگی ملت و استثمار رای مردم فقط قبیله خاصی سمت ها و مدیریت ها را غصب کنند، همان بهتر که این بار به صحنه انتخابات کهگیلویه نیایید. کهگیلویه از قوم پرستی ها و قوم گرایی زخم بستر گرفته است و نای بلند شدن ندارد،پس عاجزانه و خاضعانه استدعا داریم چون رویه جد مبارک تان افسار شتر خلافت را رها سازید تا برای لحظه ای کهگیلویه رنگ آرامش ببیند. لازم به ذکر است که در خصوص نقد عملکرد حاج آقای موحد نماینده محترم حوزه انتخابیه کهگیلویه بزرگ، سلسله مقالاتی توسط نگارنده منتشر خواهد شد.

من الله التوفیق

سیدرضا تقوی

فعال اجتماعی



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 0 نظر

شما اولین نظر دهنده باشید!

سایر اخبار
برگزدیدها