یادداشت
گفتگو و گزارش

روایت کوتاه اَفتونیوز از زندگی پر مشقت مادر دهدشتی و دو فرزند معلول‌اش

این گزارش زندگی یک مادر در دهدشت را روایت می‌کند که هم رنج همسر بیکار را می‌کشد و هم دو فرزند معلولش را.

روایت کوتاه اَفتونیوز از زندگی پر مشقت مادر دهدشتی و دو فرزند معلول‌اش

اَفتونیوز| صیاد خردمند : بی شک او یکی از فداکار ترین و مهربانترین مادرانی است که ناشناس مانده است، در مورد یک بهورز بیمارستان دهدشت صحبت می کنیم، او  زندگی خود را  وقف دو  فرزنداش  کرده است.

 “سیده زینب شریف پور”  از کارکنان بیمارستان دهدشت است که سال‌هاست که روزگار را با محِنت و مشقت سپری می کند.

 وقتی مادر باشی حاضری همه نوع فداکاری را انجام دهی تا خانواده ات در آرامش زندگی کنند، داستان زندگی خانم شریف پور و دو فرزند دارای معلولیت ذهنی و حرکتی او نیز اینگونه است.

او دارای دارای ۲ فرزند دختر ۱۹ و ۱۵ ساله که معلولیت ذهنی، جسمی و حرکتی داشته و دارای ناشنوایی خیلی شدید هستند.

خانم شریف پور به ما می گوید خارج از سختی های نگهداری از دو فرزند و هم‌زمان فعالیت های شغلی، این روزها شرایط زندگی برای آن ها بیش از پیش  سخت تر شده است.

این مادر که خواهر یکی از شهید دفاع مقدس است می گوید: هزینه ماهیانه پوشاک فرزندانم به تنهایی جدا از مخارج دیگر ۱۰ میلیون می شود، همسرم بیکار فاقد شغل و  درآمد، صرفا مشغول  نگهداری از دو فرزند معلول، تعویض پوشاک، مراقبت را بر عهده دارد.

خانم شریف پور که کارمند رسمی شبکه بهداشت(بهورز) با ۲۸سال سابقه کار است و   ۱۸ سال  در خانه بهداشت روستای کوشک دشمن زیاری کار کرده می گوید، در آن سال‌ها سختی های زیادی کشیده  و ناچار بوده روزانه برای انجام  امورات درمانی و گفتار درمانی دو  دختر معلول خود  باید از روستا به شهر دهدشت می آمده و بر می گشتند.

  وی می گوید، سالها بخاطر مشکلات تردد درخواست انتقالی میداده اما موافقت نمیشد که در نهایت  شبکه بهداشت در  سال ۱۳۹۴ یک خانه سازمانی به وی سپرد.

 خانم شریف پور می گوید: به مدت ۳ تا ۵ سال  و زمان دکتر مدیریت دکتر داوری   با انتقالی بنده به بیمارستان امام خمینی، واحد واکسیناسیون موافقت شد و   ۲۴ ساعت در بخش واکسیناسیون بیمارستان کار میکنم  و روز های تعطیل  در کلنیک امام سجاد دهدشت به عنوان منشی  برای شیفتی ۶۰ یا ۱۰۰هزار تومان مَشغول به فعالیت هستم.

وی در ادامه از سختی های زندگی در چند شیفت کاری می گوید اما باز کفاف زندگی و امورات را نمی دهد و مجبور است،  کیسه آرد بخرد و نان بپزد و بصورت  بسته بندی شده بفروشد.

 وی بعد از هر شیفت کاری از  ۹ شب  تا ۴ صبح نان می پزد و مجدد  ۷ونیم به  شیفت بیمارستان برمی‌گردد.

ماجرا به همین جا ختم نمی شود این مادر  از اول مهر تا پایان برج ۹ روزهایی  که شیفت نیست و  دختران معلول  خود را در داخل اتاق قفل می کند و به همراه  شوهر  به  کوه رفته و از ساعت ۸ صبح تا ساعت۱۴ عصر برای جمع کردن بلوط روزی ۵۰ الی ۶۰ کیلو جمع آوری می کند.

این مادر دلسوز می گوید: تنها داراییم یک خودرو بود که با آن امرار معاش زندگی میگذراندم که ۳ماه پیش واژگون شد، کامل اسقاطی شده و دیگر از پس هزینه تعمیر آن بر نیامدم.

 وی با گریه عنوان می کند،  از سال ۹۸ تاکنون هر ماه هر هفته  حکم تخلیه خونه  بستن حقوق مزایایم از شبکه صادر میشد، چندیدن بار خانه ما آمدن تا  وسایلم بندازند بیرون و حتی  به مدت ۶ماه حقوقم بستند، در این مدت، حتی نان شب نداشتیم و خیلی از وسایل خونه را در برنامه دیوار برای مخارج بچه ها به فروش گذاشتم.

 تا اینکه  شهریور۱۴۰۲ فردی به ما کمک  و خیلی  تلاش و رایزنی کرد هم از مدیر کل بنیاد شهید هم از رئیس دانشگاه علوم پزشکی  به مدت ۲سال خونه برای ما تمدید کردند و  حقوقم آزاد شد.

وی عنوان می کند دریافتی او  ماهی ۵ میلیون تومان است و  به دوتا بچه معلول   و  فرزند دانش آموز اش فقط خدا کمک میکند.

روایت تلخ این مادر ادامه دارد، او می گوید؛   رو پای خودم وایسادم و  چندین بار از دفتر نماینده و خیرین کمک خواستم  ولی هیچ جوابی نگرفتم،  به جز حق  نگهداری مستمری  هیچ کمکی از بهزیستی و هیچ نهادی  به بنده داده نمی شود.

چندین بار تا پای مرگ رفتم و در زمان آقای موسوی فرماندار  هر بار رفتم به مشکلات ام توجهی نشد و حتی  فکر خودکشی به سرم زد اما باز به فکر عاقبت فرزندانم افتادم.

در نهایت، پیگیری های بنده در بهزیستی، بنیاد شهید ،دانشگاه علوم پزشکی و راه و شهرسازی نیز به جایی نرسید.

وی ادامه داد،  از اداره راه شهرسازی دهدشت یه تکه زمین پشت بیمارستان امام خمینی دهدشت معرفی شد کارشناسی و سند صادر شد و همه کارای قانونی انجام شد  ولی اداره راه و شهرسازی استان یک سالی است که  امروز فردا می‌کند و بهانه  های مختلف می آورد.

 این زمین به این دوتا دختر معلول و معصومی که حقشان است را واگذار نمی کند تا سرپناه برای آنها  بسازم.

 و در پایان گفت، باتوجه به  بخشنامه های وزارتی  چندین بار درخواست  خونه سازمانی که در آن ساکن هستم را  داده ام اما تاکنون  موافقت نکرده اند.

خانم شریف پور در نهایت از مسولان استانی در راس آنها شخص استاندار، نمایندگان، دانشگاه علوم پزشکی، راه و شهرسازی و بنیاد شهید می‌خواهد صدای او را بشنوند و جرعه ای از ملال زندگی بکاهند.

 مخاطبان افتونیوز می‌توانند برای پرداخت کمک های های خود با شماره تماس زیر تماس حاصل فرمایند.

شماره تماس زینب شریف پور ۰۹۱۷۴۱۹۱۹۹۳

شماره کارت برای پرداخت وجه 

۵۸۹۴۶۳۱۵۲۸۱۶۸۶۳۶ (مریم دستفال)

۶۲۸۰۲۳۱۵۳۲۷۶۵۳۴۳ (زینب شریف‌پور)

گزارش : صیاد خردمند 

 



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 0 نظر

شما اولین نظر دهنده باشید!

سایر اخبار
برگزدیدها