جاده‌های کهگیلویه و بویراحمد: قاتلان خاموش!

جاده‌هایی که نه تنها استانداردهای لازم را ندارند، بلکه از کمبود علائم و روشنایی کافی نیز رنج می‌برند. گویی جان انسان‌ها در این دیار ارزشی ندارد و مسئولان گوششان به ناله‌های مردم و فریادهای خانواده‌های داغدار کر شده است.

 جاده‌های کهگیلویه و بویراحمد: قاتلان خاموش!

اَفتونیوز| "حمیده تابش نژاد" فعال رسانه ای با یادداشتی در خصوص سانحه تصادف زنان گوجه چین نوشت:

شک مادرانی که در حسرت دیدار فرزند جوان خود می‌سوزند، ناله پدرانی که داغ از دست دادن نور چشمشان را به جان می‌خرند و فریاد خواهر و برادرانی که در غم از دست دادن یار و غمخوار خود غرق اندوهند، قصه پرغصه جاده‌های مرگ کهگیلویه و بویراحمد است.

در این استان محروم، جاده‌ها به جای آنکه راهی برای رسیدن به آرزوها و امیدها باشند، به ‌قبرستانی تبدیل شده‌اند که هر روز، جوانان برومند این سرزمین را در کام خود فرو می‌برند.

جاده‌هایی که نه تنها استانداردهای لازم را ندارند، بلکه از کمبود  علائم و روشنایی کافی نیز رنج می‌برند. گویی جان انسان‌ها در این دیار ارزشی ندارد و مسئولان گوششان به ناله‌های مردم و فریادهای خانواده‌های داغدار کر شده است.

هر روز، خبر تصادفی دلخراش، قلب مردم این استان را داغدار می‌کند. جوانانی که در بهار زندگی بودند، ناگهان در پیچ و خم جاده‌های مرگ، پرپر می‌شوند و آرزوها و امیدهایشان نقش بر آب می‌شود.

خانواده‌هایی که چشم انتظار بازگشت فرزندشان بودند، در غم و اندوهی جان‌سوز فرو می‌روند و هیچ مرهمی نمی‌تواند درد از دست دادن عزیزانشان را التیام بخشد.

تا کی باید شاهد پرپر شدن جوانانمان در جاده‌های مرگ باشیم؟ تا کی باید مادران و پدران چشم به راه فرزندانشان باشند و خبری از آنها نشنوند؟

مسئولان چه زمانی می‌خواهند از خواب غفلت بیدار شوند و برای نجات جان انسان‌ها در این استان چاره‌ای بیندیشند؟

آیا جان جوانان کهگیلویه و بویراحمد از جوانان سایر نقاط ایران ارزشمندتر نیست؟

مردم این استان تا کی باید منتظر بمانند تا شاهد احداث جاده‌هایی امن و استاندارد باشند؟

ما از مسئولان تقاضا می‌کنیم که به داد این مردم برسند و برای حل این معضل چاره‌ای اساسی بیندیشند.

جان انسان‌ها بازیچه نیست و نباید به خاطر سهل‌انگاری و بی‌توجهی مسئولان، پرپر شوند.

تا کی باید شاهد خون جوانانمان،مادران و پرانمان بر روی جاده‌های مرگ کهگیلویه و بویراحمد باشیم؟

بس است! دیگر بس است!

آری اینجا کهگیلویه سرزمین گنج و رنج است همان هفت گنبد با قدمت چند هزار ساله ای که سالیان سال است کلید واژه سیاسی آبریز را یدک می کشد و در افیون سیاست گم شده است تا مادران بلاد شاپور برای لقمه ای نان خطر جاده را به جان بخرند و جاده ها،جانشان را بستانند

اگر از آبریز ،ان آب های خروشان مارون سدی احداث شود چه ضرورتی دارد که جوانانش برای کارگری و مادرانش برای گوجه چنینی این چنین گرفتار گلچین روزگار شوند.



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 0 نظر

شما اولین نظر دهنده باشید!

سایر اخبار
برگزدیدها