یاداشت
گفتگو و گزارش

از نقد تا حذف؛ چرا برخی با رسیدن به قدرت تغییر می‌کنند؟

در سال‌های اخیر در استان کهگیلویه و بویراحمد یک تغییر نگران‌کننده در فضای مدیریتی و گزینش‌ها به چشم می‌خورد؛ تغییری که بیش از آنکه بر ضابطه و قانون تکیه داشته باشد، بر سلیقه‌های شخصی استوار شده است. معیارها دیگر آن شفافیت سابق را ندارند. گویی هر مسئول یا تصمیم‌گیرنده‌ای، خط‌کش مخصوص خود را برداشته و مردم را با متر ذهنی خود اندازه می‌گیرد؛ بدون آنکه توضیح دهد این متر از کجا آمده و بر چه اساسی تنظیم شده است.

از نقد تا حذف؛ چرا برخی با رسیدن به قدرت تغییر می‌کنند؟

در سال‌های اخیر در استان کهگیلویه و بویراحمد یک تغییر نگران‌کننده در فضای مدیریتی و گزینش‌ها به چشم می‌خورد؛ تغییری که بیش از آنکه بر ضابطه و قانون تکیه داشته باشد، بر سلیقه‌های شخصی استوار شده است. معیارها دیگر آن شفافیت سابق را ندارند. گویی هر مسئول یا تصمیم‌گیرنده‌ای، خط‌کش مخصوص خود را برداشته و مردم را با متر ذهنی خود اندازه می‌گیرد؛ بدون آنکه توضیح دهد این متر از کجا آمده و بر چه اساسی تنظیم شده است.

مسئله فقط اختلاف‌نظر نیست؛ اختلاف‌نظر طبیعی و حتی لازم است. مسئله آنجاست که استدلال جای خود را به اراده فردی داده است. گاهی فردی رد می‌شود، نه به دلیل ضعف تخصص یا کارنامه، بلکه چون «همسو» نیست. گاهی حذف می‌شود، نه به دلیل ناکارآمدی، بلکه چون در چارچوب ذهنی تصمیم‌گیرنده نمی‌گنجد. این یعنی سلیقه به جای ضابطه نشسته است.

اما بخش تلخ ماجرا این است که در همین استان، منتقدان پرشماری بوده‌اند که سال‌ها از پشت تریبون‌ها، از نبود عدالت و انحصار گلایه می‌کردند؛ از بسته بودن حلقه‌ها می‌گفتند و از رفیق‌بازی انتقاد می‌کردند. اما وقتی خودشان به قدرت رسیدند، رفتاری سخت‌گیرانه‌تر و انحصارطلبانه‌تر از پیشینیان در پیش گرفتند. دایره اطرافشان کوچک‌تر شد، نقد برایشان سنگین‌تر شد و تحمل صدای متفاوت کمتر. همان‌هایی که دیروز از حذف شدن می‌نالیدند، امروز حذف را توجیه می‌کنند.

این رفتار فقط یک تناقض فردی نیست؛ یک آسیب اجتماعی است. وقتی مردم ببینند معیارها ثابت نیست و با تغییر افراد تغییر می‌کند، اعتمادشان آسیب می‌بیند. وقتی ببینند منتقد دیروز، مدیر امروز شده و همان مسیر بسته را ادامه می‌دهد—یا حتی تنگ‌تر می‌کند—ناامیدی عمیق‌تر می‌شود. جامعه‌ای که در آن قدرت، افراد را تغییر دهد و نه برعکس، در مسیر خطرناکی قرار گرفته است.

چالش اصلی برای مدیران امروز کهگیلویه و بویراحمد این است: آیا جرئت دارند معیارهای خود را شفاف اعلام کنند؟ آیا می‌توانند توضیح دهند چرا فردی پذیرفته و دیگری رد شده است؟ آیا حاضرند نقد را تحمل کنند یا فقط تا زمانی منتقدند که خودشان بیرون از دایره قدرت باشند؟

اگر قرار است این استان مسیر توسعه واقعی را طی کند، باید از چرخه «منتقدِ دیروز، انحصارگرِ امروز» خارج شود. معیارها باید مکتوب، قابل سنجش و پاسخ‌گو باشند. تصمیم‌گیرنده باید استدلال بیاورد، نه اینکه بگوید «چون من چنین می‌خواهم». در غیر این صورت، هر تغییر مدیریتی فقط جابه‌جایی افراد است، نه اصلاح ساختار.

سؤال روشن است: ما در کهگیلویه و بویراحمد به دنبال توسعه‌ای بر پایه عدالت هستیم یا بازتولید قدرت در حلقه‌های بسته؟ اگر پاسخ دوم باشد، باید بپذیریم که مشکل از اشخاص نیست؛ از نگاهی است که با رسیدن به قدرت تغییر می‌کند. اما اگر پاسخ اول است، وقت آن رسیده که مدیران امروز نشان دهند با منتقدان دیروز تفاوت دارند—نه در شعار، بلکه در عمل.

مریم پارسا

کلمات کلیدی



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 0 نظر

شما اولین نظر دهنده باشید!

یاداشت
گفتگو و گزارش