-
توسعه یا نمایش توسعه؟
ایمان محمدپورفتح -
کهگیلویه و بویراحمد در وضعیت اضطرار اجتماعی؛ ضرورت شناخت علمی و پاسخگویی نهادی
بهرام پرندوار -
«دیپلماسی شکننده؛ یادداشت تفاهم ایران و آمریکا و مرز باریک میان حقوق بینالملل و موازنه قدرت»
ابراهیم دادگر -
گره به باد مزن، گرچه بر مراد رود
علیرضا کفایی -
دکترین پیشرفت،توسعه و معماری فردا؛ تحلیلی بر کارنامه و چشمانداز توسعهمحور تاجگردون
نعیم خورشیدی -
قدرت و قربانی
محمدرضا تاجیک -
روشنفکری به مثابه فعل سیاسی
ناشناس -
آتشبس، مذاکره و فردای جنگ
علیاصغر شفیعیان -
از توضیح رنج تا توجیه خشم
امید کشمیری -
این همه هیاهو برای هیچ!
رضا رئیسی
-
یلدا زیر تیغ گرانی/ سنتهایی که با افزایش قیمتها رنگ باخت
-
شریعتی: تلاش کردم صدای فرودستان و بیصدایان باشم/ تاریخ را با دید انتقادی و فارغ از نگاه ایدئولوژیکی بخوانید/ روایت وقایع ۱۹شهریور تا ۱۹ آبان گچساران/ فیلم
-
اختصاص 5 میلیارد برای تخریب و بازسازی ساختمان شهرداری دهدشت
-
وضعیت اسفناک جاده روستایی « امامزاده نورالدین(ع) » کهگیلویه/ وعده هایی که قرار نیست عملی شوند!/+فیلم
-
«پل چهارم بشار یاسوج» همچنان در پیچ و خم وعدهها
-
آفت پروانه سفید برگخوار درختان تنومند زاگرس را به زانو در میآورد / ابتلای ۶۰ هزار هکتار جنگلهای کهگیلویه به آفت
-
روایت کوتاه اَفتونیوز از زندگی پر مشقت مادر دهدشتی و دو فرزند معلولاش
-
حال و روز جنگل های زاگرس خوب نیست/ امکان زادآوری درختان آن را به صفر رسیده است/قُرق بانی منطقی نیست
-
حمله ملخ ها به روستای« جلاله» / ماجرا چیست؟
-
خانههای دولتی دهدشت در قُرق یک لیست ۳۰ نفره/ راه و شهرسازی کهگیلویه آییننامه تخلیه منازل سازمانی را مطالعه کند
روشنفکری به مثابه فعل سیاسی
نسبت جریان روشنفکری با سیاست، بحثِ دراز دامنی است. در این مختصر نمیتوان حق مطلب را ادا کرد.
یادداشت نگارندهٔ این سطور زیر عنوان «روشنفکری و ضرورت بازگشت به عدالت نظری» (۲۴ فروردین ۱۴۰۵) پرسشها و نقدهایی را در پی داشت. کسانی که به دیدهٔ اعتبار در یادداشت نگریستهاند دو دستهاند. دستهای در نقد خود دقت کافی در کار نکرده (احمد حیدری، ۲۶ فروردین) حتی خوانشی سیاسی-جناحی از یادداشت کردهاند. این دسته گمان بردهاند نگارنده در بررسی علت پدیدههایی چون جنگ رمضان تنها یک عامل را دخیل و بیدلیل جریان روشنفکری را علت تامهٔ جنگ ماه رمضان دانسته است.
دستهٔ دوم اما پرسشهای بنیادینی در باب روشنفکری و نسبت آن با ایدئولوژی و سیاست طرح کرده، با محتوای یادداشت همدلی کردهاند؛ هرچند در نتیجه و اهداف با نگارنده موافق نیستند (ابوالفضل نجیب، ۲۹ فروردین). بایسته دیدم نکتههایی بر یادداشتِ یادشده بیفزایم؛ باشد که بر مقصود خود پرتو بیشتری افکنم و از پارهای سوءبرداشتها جلوگیری کنم.
۱. تبیین عوامل نظری در پدیدههای اجتماعی
در یادداشت خود به صراحت اشاره کرده بودم که تنها و فقط تنها به یک عامل نظری نظر دارم و برای عاملهای دیگر نیز سهمی به تناسب قائلم. پدیدههای اجتماعی را ـ علیالاصول ـ نمیتوان با یک و تنها یک عامل فهم و تحلیل کرد. مسئلهٔ اصلی من در یادداشت یادشده مسئلهای اجتماعی است. بهعنوان یک معلم دانشگاه میخواهم بدانم چرا جمعی از جوانان چنین بیپرو از خطوط قرمز اخلاقی، دینی و سیاسی عبور کرده یا ممکن است عبور کنند؟
شک ندارم که علتهای نظری و عملی پرشماری دخیل است؛ از اقتصاد و سیاست گرفته تا هنر و آزادیهای اجتماعی. من، امّا، میخواهم بدانم کدام مبنای نظری و فکری، هرچند غیرمستقیم، در این پدیدهٔ اجتماعی اثرگذار بوده است؟ میگویید تبعیضها، بیعدالتیهای اقتصادی-سیاسی، آیندهٔ تاریک، بیکاری، فشارهای اجتماعی، گشت ارشاد و دهها فعل و ترکِ فعلِ دیگر. سَلَّمنا؛ همهٔ اینها اثر داشته است، اما در همین جامعه با همین شرایط و ایبسا با شرایطی دشوارتر، جوانانی وجود دارند که برای خود خطوط قرمز دینی، سیاسی و اجتماعی رسم کرده، از آن عبور نمیکنند. این دوگانگی از کجا میآید؟
در پاسخ به این پرسشِ بغایت دشوار، بررسی نقش جریان روشنفکری را بسیار کارساز میدانم. خطای جریان روشنفکری ـ بهویژه نوعِ بهاصطلاح دینی آن ـ عبور از کارکرد اصلی آن است. جریان روشنفکری در ایران به جای فهم سیاست و انتقال درست آن به جامعه، فعل سیاسی را وجههٔ همت خود کرد. جریان روشنفکری، از بختِ بدِ ما، فعل سیاسی را در لباس الهیاتی یا زبان معرفتبخش میریخت؛ چنانکه زهر را در زرورق بپیچند و به جای شکلات به خوردِ بیخبران دهند. چنین کاری باورهای دینی بسیاری را اگر نه ویران، دستکم آنها را به شک گرفتار میکرد، بیآنکه آنان به وجه سیاسی روشنفکری توجه کنند. اگر روشنفکری فعلِ سیاسی خود را صورت الهیاتی و علمی نمیبخشید، چنین نتایجی هم در پی نداشت.
۲. جوهرهٔ روشنفکری و کارکرد واسطهگری
نسبت جریان روشنفکری با سیاست، بحثِ دراز دامنی است. در این مختصر نمیتوان حق مطلب را ادا کرد. به اختصار و برای پیشبرد بحث، بیایید جوهرهٔ روشنفکری را نقل و انتقال میانفرهنگی بدانیم. بر پایهٔ این تعریف، انتقال بحثهای نظری در باب سیاست از راهِ ترجمه، تقریر و تحریر یکی از وظایف روشنفکران است. بگذارید مقصود خود را روشنتر بنویسم:
- الف) شک نیست که از جریان روشنفکری، از هر نوعش، نمیتوان و نباید انتظارِ ساخت و پرداخت نظریه و انقلاب علمی داشت. این نقصِ روشنفکر نیست؛ چون چنین کاری وظیفهٔ او نیست و از توش و توان او بیرون است.
- ب) کارکردِ اصلی روشنفکری این است که حلقهٔ اتصالی باشد میان حوزه و دانشگاه از سویی و بدنهٔ عمومی اجتماع از دیگر سو. روشنفکر همزمان باید سه کار انجام دهد: اول نظریه را به درستی فهم کند، دوم جامعه را درست بشناسد و سوم با زبان و بیان مناسبی آن را به جامعه منتقل کند. برای توفیق در چنین کارِ سترگی، نخست روشنفکر نباید جامهٔ نظریهپرداز بر تن کند، دوم کار نقل و انتقال را با تعهد و امانت انجام دهد و سوم اغراض سیاسی خود را در پسِ کارکردِ خود پنهان ندارد؛ یعنی به جای انتقال سیاست و فهم سیاسی به جامعه، فعلِ سیاسی درکار نکند.
۳. تقسیمبندیهای روشنفکری و ایدئولوژی
روشنفکری با تعریفی که به دست دادیم دینی و غیردینی ندارد. روشنفکر البته میتواند قلمرو کاربرد خود را به حوزهٔ دین محدود کند، اما انتقال باورهای دینی از قلمرو آکادمی به قلمرو عمومی در ماهیت با انتقال در قلمروهای دیگر تفاوتی ندارد.
روشنفکری به ایدئولوژیک و ناایدئولوژیک نیز تقسیم نمیشود. اگر ایدئولوژی به معنای داشتن چارچوب فکری مشخص و دفاعِ مبتنی بر استدلال از یک باور باشد، نه تنها اشکالی ندارد که مصداق غیرت نظری و عدالت نظری است. به این معنا روشنفکر باید ایدئولوژیک باشد، خواه روشنفکر سکولار باشد یا دیندار یا بیدین.
ایدئولوژی اما به معنای جزماندیشی و نداشتن تفکر انتقادی، صد البته با عدالت نظری همخوانی ندارد و امرِ بغایت مذمومی است. چه بسیار روشنفکران سکولار و حتی بیدینی که در رفتارهای ایدئولوژیک، دستِ هر روشنفکر دینداری را از پشت بستهاند.
۴. فرجام سخن
آنچه در جریان روشنفکری ایران میتوان دید، فراروی از دایرهٔ کارکردِ خویش است. این آسیب نه تنها جریان روشنفکری را عقیم ساخته، که برای جامعه نیز زیانبار بوده است.
نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.
-
توسعه یا نمایش توسعه؟
ایمان محمدپورفتح -
کهگیلویه و بویراحمد در وضعیت اضطرار اجتماعی؛ ضرورت شناخت علمی و پاسخگویی نهادی
بهرام پرندوار -
«دیپلماسی شکننده؛ یادداشت تفاهم ایران و آمریکا و مرز باریک میان حقوق بینالملل و موازنه قدرت»
ابراهیم دادگر -
گره به باد مزن، گرچه بر مراد رود
علیرضا کفایی -
دکترین پیشرفت،توسعه و معماری فردا؛ تحلیلی بر کارنامه و چشمانداز توسعهمحور تاجگردون
نعیم خورشیدی -
قدرت و قربانی
محمدرضا تاجیک -
روشنفکری به مثابه فعل سیاسی
ناشناس -
آتشبس، مذاکره و فردای جنگ
علیاصغر شفیعیان -
از توضیح رنج تا توجیه خشم
امید کشمیری -
این همه هیاهو برای هیچ!
رضا رئیسی
-
یلدا زیر تیغ گرانی/ سنتهایی که با افزایش قیمتها رنگ باخت
-
شریعتی: تلاش کردم صدای فرودستان و بیصدایان باشم/ تاریخ را با دید انتقادی و فارغ از نگاه ایدئولوژیکی بخوانید/ روایت وقایع ۱۹شهریور تا ۱۹ آبان گچساران/ فیلم
-
اختصاص 5 میلیارد برای تخریب و بازسازی ساختمان شهرداری دهدشت
-
وضعیت اسفناک جاده روستایی « امامزاده نورالدین(ع) » کهگیلویه/ وعده هایی که قرار نیست عملی شوند!/+فیلم
-
«پل چهارم بشار یاسوج» همچنان در پیچ و خم وعدهها
-
آفت پروانه سفید برگخوار درختان تنومند زاگرس را به زانو در میآورد / ابتلای ۶۰ هزار هکتار جنگلهای کهگیلویه به آفت
-
روایت کوتاه اَفتونیوز از زندگی پر مشقت مادر دهدشتی و دو فرزند معلولاش
-
حال و روز جنگل های زاگرس خوب نیست/ امکان زادآوری درختان آن را به صفر رسیده است/قُرق بانی منطقی نیست
-
حمله ملخ ها به روستای« جلاله» / ماجرا چیست؟
-
خانههای دولتی دهدشت در قُرق یک لیست ۳۰ نفره/ راه و شهرسازی کهگیلویه آییننامه تخلیه منازل سازمانی را مطالعه کند
نظرات ارسالی 0 نظر
شما اولین نظر دهنده باشید!