یاداشت
گفتگو و گزارش

چرام با شعار بزرگ نمی‌شود؛ نقدی بر ادبیات نمایشی فرماندار

در روزگاری که افکار عمومی بیش از هر زمان دیگری میان واقعیت و نمایش تمایز قائل می‌شود، استفاده از واژه‌های بزرگ و شعارهای رسانه‌ای نه‌تنها کمکی به حل مسائل نمی‌کند، بلکه گاه نتیجه‌ای معکوس به همراه دارد. طرح تعابیری مانند «چرام، ایران کوچک» از سوی فرماندار، بیش از آنکه نشانه یک برنامه توسعه‌محور باشد، یادآور نوعی ادبیات شعاری است که فاصله آن با واقعیت‌های ملموس زندگی مردم به‌راحتی قابل مشاهده است.

چرام با شعار بزرگ نمی‌شود؛ نقدی بر ادبیات نمایشی فرماندار

در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که رسانه و فضای مجازی بیش از هر زمان دیگری در شکل‌دهی افکار عمومی نقش دارند. اما درست در همین نقطه است که یک خطر جدی شکل می‌گیرد؛ خطرِ غلبه‌ی نمایش بر واقعیت.   وقتی برخی مسئولان به جای تمرکز بر حل مسائل عینی مردم، به تولید واژه‌های پرطمطراق و شعارهای رسانه‌پسند روی می‌آورند، نتیجه نه اعتمادسازی است و نه امیدآفرینی؛ بلکه چیزی جز واکنش منفی افکار عمومی و کاهش سرمایه اجتماعی نخواهد بود.

یکی از نمونه‌های این رویکرد، استفاده فرماندار چرام از تعبیر «چرام، ایران کوچک» است؛ عبارتی که شاید در ظاهر بخواهد بار معنایی مثبتی داشته باشد، اما در عمل بیش از آنکه نشانه‌ای از شناخت دقیق ظرفیت‌ها و مشکلات منطقه باشد، جلوه‌ای از ادبیات شعاری و بزرگ‌نمایی رسانه‌ای است.

چرام را باید ساخت، نه فقط توصیف کرد بی‌تردید چرام دارای ظرفیت‌های انسانی، طبیعی، فرهنگی ارزشمندی در حیطه کشاورزی، گردشگری و صنعت است. اما آیا صرفِ به‌کار بردن یک عنوان بزرگ و جذاب می‌تواند این ظرفیت‌ها را بالفعل کند؟   آیا با گفتن «ایران کوچک» مشکلی از بیکاری، ضعف زیرساخت‌ها، کمبود امکانات، یا مطالبات انباشته مردم حل می‌شود؟   پاسخ روشن است: خیر.

مردم بیش از هر چیز با واقعیت زندگی می‌کنند، نه با واژه‌ها. آن‌ها مشکلات را با پوست و گوشت خود لمس می‌کنند. در چنین شرایطی، هرگونه ادبیات اغراق‌آمیز از سوی مسئولان، اگر پشتوانه عملی نداشته باشد، نه تنها اثر مثبت ندارد، بلکه به نوعی **تحقیر فهم عمومی** هم تعبیر می‌شود. چون مردم به‌درستی می‌فهمند  که فاصله زیادی میان آنچه گفته می‌شود و هست

آنچه در میدان عمل وجود دارد، شعار، جای عمل را نمی‌گیرد یکی از آسیب‌های جدی مدیریت رسانه‌ای در سطوح محلی، این است که گاهی مسئول تصور می‌کند با چند عبارت خاص، چند تیتر رسانه‌ای و چند تصویر در فضای مجازی می‌تواند برای خود کارنامه بسازد. در حالی که تجربه ثابت کرده بولد شدن با شعار، ماندگار نیست.   اتفاقاً هرچه این شعارها بزرگ‌تر باشند، اگر با واقعیت منطبق نباشند، واکنش عمومی هم شدیدتر خواهد بود.

عبارتی مثل «چرام، ایران کوچک» اگر بدون پشتوانه برنامه، توسعه، شاخص‌های روشن و تحول ملموس مطرح شود، بیشتر به یک مانور تبلیغاتی شباهت دارد تا یک نگاه مدیریتی. این‌گونه واژه‌سازی‌ها شاید برای لحظه‌ای جلب توجه کند، اما در بلندمدت باعث فرسایش اعتماد عمومی می‌شود؛ چون مردم می‌بینند که حجم کلمات از حجم اقدامات بیشتر است.

مرز رسانه و واقعیت را باید شناخت رسانه ابزار مهمی است، اما رسانه زمانی مفید است که در خدمت واقعیت باشد، نه در خدمت پنهان کردن آن.   مدیری که بیش از حد درگیر بازنمایی رسانه‌ای شود، ممکن است تصور کند اگر موضوعی را خوب روایت کند، پس مسئله حل شده است. در حالی که روایت، جایگزین عملکرد نیست.

فضای مجازی جایی برای اطلاع‌رسانی، گفت‌وگو و انعکاس خدمات است؛ نه صحنه‌ای برای زیاده‌گویی، اغراق و ساختن چهره‌ای فراتر از واقعیت. مردم امروز به‌خوبی فرق میان خدمت واقعی و نمایش رسانه‌ای را تشخیص می‌دهند. به همین دلیل، هر جا بوی شعارزدگی به مشام برسد، فاصله افکار عمومی با گوینده بیشتر می‌شود.

 مسئولیت‌پذیری با واژه‌های دهان‌پرکن سازگار نیست فرماندار یک شهرستان، بیش از آنکه نیازمند ادبیات حماسی باشد، نیازمند زبان دقیق، صادقانه و مسئولانه است.   مردم از مسئول انتظار ندارند برایشان تصویر شاعرانه بسازد؛ آن‌ها انتظار دارند مشکلات را ببیند، صادقانه بگوید، برای حل آن‌ها برنامه داشته باشد و نتیجه ارائه دهد.   اگر قرار باشد به جای گزارش عملکرد، با واژه‌سازی‌های جذاب و شعارهای برجسته افکار عمومی مدیریت شود، این نه نشانه قدرت، بلکه نشانه فاصله گرفتن از واقعیت‌های جامعه است.

چرام برای پیشرفت، بیش از هر چیز به کار، تدبیر، برنامه و صداقت نیاز دارد؛ نه به عبارات پرزرق‌وبرق و برند‌سازی‌های شعاری.   استفاده از تعبیرهایی مانند «چرام، ایران کوچک» اگرچه شاید با نیت مثبت بیان شده باشد، اما وقتی در بستر واقعیات موجود سنجیده می‌شود، بیشتر از آنکه امیدآفرین باشد، شعارگونه، اغراق‌آمیز و فاقد اثر عملی به نظر می‌رسد.

مسئولان باید بدانند که در دنیای امروز، مردم دیگر با تیتر و شعار قانع نمی‌شوند. آنچه اعتماد می‌سازد، نتیجه است، نه روایت. آنچه ماندگار می‌شود، خدمت است، نه عبارت‌پردازی. و آنچه یک منطقه را بزرگ می‌کند، توسعه واقعی است، نه نام‌های بزرگ.

کلمات کلیدی



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 0 نظر

شما اولین نظر دهنده باشید!

یاداشت
گفتگو و گزارش