یاداشت
گفتگو و گزارش

بگذار دیگران بگویند؛ درس یک ضرب‌المثل لری برای روابط‌عمومی‌ ادارات استان

روابط‌عمومی قرار است پل ارتباطی میان سازمان و مردم باشد، نه تریبون تعریف و تمجید از مدیران. وقتی سنجش موفقیت به تعداد خبرهای منتشرشده محدود شود، تصویرسازی جای عملکرد را می‌گیرد و فاصله میان واقعیت و روایت رسمی بیشتر می‌شود. شاید بد نباشد در این میان به یک ضرب‌المثل لری برگردیم؛ «دوری که دییش تعریفش ایده…» یادآوری ساده‌ای که می‌گوید اعتبار، زمانی شکل می‌گیرد که دیگران از تو بگویند، نه خودت.

بگذار دیگران بگویند؛ درس یک ضرب‌المثل لری برای روابط‌عمومی‌ ادارات استان

روابط‌عمومی در تعریف حرفه‌ای، واحدی است که وظیفه دارد میان یک سازمان و مخاطبانش اعتماد، شفافیت و ارتباط دوطرفه ایجاد کند. روابط‌عمومی باید هم پیام سازمان را به مردم برساند و هم صدای مردم را به درون سازمان منتقل کند. این بخش زمانی موفق است که واقعیت را دقیق و صادقانه بازتاب دهد، به پرسش‌ها پاسخ بدهد و تصویر واقعی از عملکرد مجموعه ارائه کند؛ نه تصویری اغراق‌آمیز و صرفاً تبلیغاتی.

اما در عمل گاهی روابط‌عمومی‌ها به خصوص روابط عمومی ادارات استان کهگیلویه و بویراحمد از این مسیر فاصله می‌گیرند. به‌جای اینکه پل ارتباطی باشند، تبدیل می‌شوند به واحد تولید خبرهای تعریف‌آمیز. انتشار چند متن ادبی زیبا یا پخش چند لینک خبری در سایت‌ها، به‌تنهایی کار روابط‌عمومی محسوب نمی‌شود. وقتی معیار موفقیت یک مدیر یا یک اداره تعداد خبرهایی باشد که درباره او منتشر شده، طبیعی است خروجی بیشتر شبیه گزارش‌های ستایش‌آمیز می‌شود تا اطلاع‌رسانی واقعی.

در چنین موقعیتی ناخودآگاه یاد یک ضرب‌المثل لری می‌افتیم: «دوری که دییش تعریفش ایده سی کر هالوش خوبه». یعنی دختری که مادرش از او تعریف می‌کند، برای پسر دایی‌اش خوب است؛ کنایه از این‌که تعریف وقتی ارزش دارد که از زبان دیگران باشد، نه از طرف خود فرد یا نزدیکانش. اگر قرار باشد هر روز خودمان برای خودمان تعریف بنویسیم، طبیعی است که آن تعریف دیگر اثر و اعتباری نداشته باشد.

حالا حکایت برخی روابط‌عمومی‌ها هم شبیه همین است. خودشان برای مدیران تعریف می‌نویسند، خودشان منتشر می‌کنند و همان را نشانه موفقیت می‌دانند. در حالی که اعتبار واقعی از بیرون شکل می‌گیرد؛ از نگاه مردم، از کیفیت خدمت‌رسانی و از پاسخ‌گویی صادقانه.

وقتی روابط‌عمومی بیش از حد به ساختن تصویر بپردازد، کم‌کم یک تصویر «مجازی» از سازمان شکل می‌گیرد؛ تصویری که همیشه موفق، همیشه بی‌نقص و همیشه قابل تعریف نشان داده می‌شود. اما اگر این تصویر با واقعیت فاصله داشته باشد، شکاف میان آنچه مردم در زندگی روزمره می‌بینند و آنچه در خبرها می‌خوانند بیشتر و بیشتر می‌شود. نتیجه این فاصله، چیزی جز کاهش اعتماد عمومی نیست.

مردم خیلی زود متوجه تفاوت میان واقعیت و تبلیغ می‌شوند. اگر عملکرد یک سازمان در خبرها بسیار درخشان توصیف شود اما تجربه واقعی مردم چیز دیگری باشد، آن خبرها دیگر اطلاع‌رسانی تلقی نمی‌شوند؛ بیشتر شبیه تبلیغاتی هستند که جدی گرفته نمی‌شوند.

روابط‌عمومی باید عملکرد را انعکاس بدهد، اما انعکاس دادن با تعریف مداوم فرق دارد. اطلاع‌رسانی یعنی گزارش کار، بیان واقعیت‌ها، توضیح برنامه‌ها و پاسخ به پرسش‌ها. گاهی حتی بیان مشکلات و چالش‌ها هم بخشی از صداقت سازمان است. همین صداقت است که در بلندمدت اعتماد می‌سازد.

روابط‌عمومی اگر به رسالت واقعی خود برگردد، می‌تواند یکی از مهم‌ترین بخش‌های هر سازمان باشد؛ بخشی که نه فقط خبر تولید می‌کند، بلکه اعتماد می‌سازد. اما اگر نقش آن به تولید متن‌های تعریف‌آمیز محدود شود، کم‌کم از کارکرد اصلی خود دور می‌شود و فاصله میان واقعیت و تصویر منتشرشده بیشتر خواهد شد.

کلمات کلیدی



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 0 نظر

شما اولین نظر دهنده باشید!

یاداشت
گفتگو و گزارش