یاداشت
گفتگو و گزارش

کودتای 28 مرداد و نقش بویراحمدی‌ها و قشقایی‌ها در آن (بخش سوم)

این مطلب در سه بخش می باشد که پیشنهاد می شود مخاطبان محترم برای نقد یا قضاوت یا آشنایی بیشتر با تاریخ هر سه قسمت را مطالعه کنند.

کودتای 28 مرداد و نقش بویراحمدی‌ها و قشقایی‌ها در آن (بخش سوم)

افتونیوز - سیدساعد حسینی - نویسنده و پژوهشگر تاریخ

لینک بخش اول 

لینک بخش دوم

در دو بخش قبل، قسمتی از اقدامات بویراحمد که از قلم افتاده بود، عرض شد و اکنون وارد مبحث قشقایی‌ها می‌شویم.

بنا بر مشاهدات عینی زنده‌یاد نورمحمد مجیدی، که از موثق‌ترین و معتبرترین نویسندگان استان است، در شهریور مذکور ـ که تاریخ دقیق آن مشخص نشده، ولی با شواهد موجود به احتمال زیاد باید در فاصله پنجم تا پانزدهم شهریور بوده باشد ـ خسروخان بویراحمدی با جمع‌آوری هزار سوار از بویراحمد و بخش‌هایی از طیبی سردسیر و گرمسیر و دشمن‌زیاری، از دهدشت برای تصرف تیپ بهبهان حرکت می‌کند؛ ولی ناصرخان قشقایی قاصدی می‌فرستد و اظهار می‌دارد که چون رفقای ما در تهران آماده نیستند، شما دست نگه دارید. همین امر باعث می‌شود خسروخان از منطقه ورکوهگ دهدشت بازگردد.

مسئله اتحاد و طرح قیام بویراحمدی‌ها و قشقایی‌ها از دید جراید آن زمان نیز مخفی نمانده است؛ چنان‌که مجله «تهران مصور» هم آن را در شماره دهم مهرماه آورده است.

اما در مورد قشقایی‌ها، در آن زمان برادران و ایل قشقایی در اوج قدرت بودند. ناصرخان سناتور و دو برادرش، خسرو و محمدحسین‌خان، نماینده مجلس بودند و روی‌هم‌رفته در صحنه سیاسی کشور وزنه مهمی به شمار می‌رفتند. از این نظر پیداست که آمریکایی‌ها به محض طرح کودتا، سخت درصدد جذب یا خنثی‌کردن آنان بوده‌اند.

چنان‌که قبلاً گفتیم، شواهد نشان می‌دهد که مهار قشقایی‌ها به‌وسیله سیا، در قالب «اصل چهار» صورت گرفته است. در این مورد، خاطرات روزانه ناصرخان قشقایی کمک ارزنده‌ای به تاریخ معاصر ایران کرده است.

او که گاه مسائل کوچک را نیز از قلم نینداخته، با مطالعه دقیق خاطراتش متوجه می‌شویم که در سال‌های ۱۳۲۹ و ۱۳۳۰، اصل چهار هیچ مراجعه‌ای به ناصرخان نداشته و اصولاً غایب بوده است. در سال ۱۳۳۱ نیز دو مراجعه جزئی داشته‌اند؛ اما در سال ۱۳۳۲، طی پنج ماه، دوازده مراجعه مهم به ناصرخان داشته‌اند.

در ابتدا سعی زیادی کرده‌اند که ایشان را از طریق تحبیب جذب کنند که موفق نشدند. آنان روزهای چهارم و هجدهم فروردین به دیدار ناصرخان می‌روند؛ ولی در بیست‌وهفتم فروردین، برنامه مفصل و پیچیده‌ای برای جذب برادران قشقایی تدارک می‌بینند.

به این ترتیب که دسته آقاسیدنورالدین شیرازی، از طرفداران دوآتشه شاه، شبانه به دفتر اصل چهار در شیراز حمله کرده و آن را غارت می‌کنند. تمامی آمریکایی‌ها و اعضای اصل چهار خود را به باغ ارم، منزل ناصرخان، می‌رسانند و پناهنده می‌شوند و استمداد می‌طلبند و قضیه را بسیار بزرگ جلوه می‌دهند.

وارن، رئیس کل اصل چهار در ایران، به اتفاق دبیران اول و دوم و وابسته نظامی سفارت آمریکا و مهندس راجی، نماینده دولت، به شیراز می‌آیند و از قشقایی‌ها به‌عنوان «فرشته نجات» یاد کرده و می‌گویند: «ما برای قدردانی، هر سال در همین روز به کلیسا می‌رویم، کلاه قشقایی بر سر می‌گذاریم و برای قشقایی دعا می‌کنیم.»

محمدحسین خان و خسروخان قشقایی در کنار دکتر مصدق

 

ناصِرخان هم می‌نویسد: «اینجانب از محمد بهمن‌بیگی که عملیات نجات آمریکایی‌ها را با مهارت هدایت کرده است، تقدیر می‌نمایم.»

در روزهای سوم و بیست‌وهفتم خرداد نیز دوباره به دیدار ناصرخان می‌روند. در نهم تیر، آقای بهمن‌بیگی از طرف اصل چهار به دیدن ناصرخان رفته و حامل پیامی است که وارن، رئیس کل اصل چهار، مایل به ملاقات با شماست.

در پانزدهم تیر، برینت، رئیس اصل چهار شیراز، نزد ناصرخان می‌رود و همین تقاضا را تکرار می‌کند. باز در نوزدهم تیر، برینت در باغ ارم به ملاقات ناصرخان رفته تا هماهنگی لازم برای آمدن وارن را با ناصرخان انجام دهد.

در بیست‌ودوم تیر، وارن با همسر و دختر و دوازده آمریکایی و ده ایرانی، در منزل الیاس‌خان میهمان ناصرخان می‌شوند و در راه بازگشت به شیراز، وارن نسبت به مصدق شکایت و دلخوری ابراز می‌کند.

بعد از کودتا، یک پای ناصرخان در دست کودتاگران و یک پایش در دست ملیون و طرفداران مصدق است و هر جناح به سختی تلاش می‌کند او را به سوی خود بکشاند. به نظر می‌رسد همین امر باعث تردید در ناصرخان می‌شود؛ مخصوصاً جناح دربار و زاهدی از کلیه امکانات و افراد مختلفی که روی ناصرخان تأثیر داشته‌اند، از جمله مادر و خواهران و هر آشنای دور و نزدیک، از دولتمردان مختلف گرفته تا عناصر ایلی، در جهت جذب یا خنثی‌کردن وی به سختی کوشیده‌اند.

از این طرف نیز، چنان‌که نوشتم، عبدالله‌خان و خسروخان در تاریخ‌های سی‌ام مرداد و دوم و یازدهم شهریور، اصرار به شروع حمله دارند.

از طرف دیگر، در یکم شهریور، عبدالله‌خان کشکولی، محمدحسین‌خان دره‌شوری و آقای بهمن‌بیگی، از شیراز و از طرف استاندار و فرمانده لشکر، پیام می‌برند که ناصرخان با دولت زاهدی همکاری نماید.

چهارم شهریور می‌نویسد: «رضازاده، که مباشر و سخنگوی اوست، از تهران آمد و گفت بر اثر صحبت‌های بهمن‌بیگی با برینت، رئیس اصل چهار شیراز، که به او صراحتاً گفته که ایلات قشقایی برخلاف زاهدی قیام و شیراز و اصفهان را تصرف می‌کنند، بر اثر این مذاکرات، رئیس اصل چهار با طیاره رفته تهران و تمام قضایا را به سفیر آمریکا گفته و او هم رفته در مورد قشقایی‌ها با شاه صحبت کرده است.»

نهم شهریور، بهمن‌بیگی از شیراز آمد و اظهار داشت که برینت از مرکز دستور کامل و اختیارات تام از طرف آمریکایی‌ها دارد که با شما مذاکره نماید.

در هجدهم مهر، برینت ظاهراً برای خداحافظی و پایان مأموریت خود به ملاقات ناصرخان می‌رود.

شانزدهم شهریور، سه توده‌ای با مخفی‌کردن نام خود، برای کسب همکاری به دیدن ناصرخان می‌روند. بعداً معلوم می‌شود یکی از آنها خسرو روزبه بوده است.

اما سیل طرفداران شاه و زاهدی به طرف ناصرخان سرازیر می‌شود و در این مدت، مخفیانه عده‌ای از خوانین مؤثر قشقایی را با خود همراه می‌کنند؛ تا اینکه قشقایی‌ها نهایتاً در بیستم مهر، شورایی برای وارد شدن در جنگ یا بی‌طرفی تشکیل می‌دهند.

خود ناصرخان از شورا خارج می‌شود تا بقیه هر طور صلاح می‌بینند عمل کنند. در جلسه، دو خان کلیدی، یعنی الیاس‌خان کشکولی و زیادخان دره‌شوری، با قیام مخالفت می‌کنند. قبل از آنها نیز زکی‌خان به بهانه‌ای قهر کرده بود. به این ترتیب، قشقایی‌ها نیز خنثی می‌شوند.

ناصِرخان می‌نویسد:

«تمام اردو از اینکه حمله نشده، متأثر و عصبانی هستند. البته من گفتم رفقای ما در تهران پیام داده‌اند ما آماده نیستیم و ما باید گوش می‌کردیم؛ ولی همه فکر می‌کنند که زیادخان و الیاس‌خان به واسطه داشتن ثروت و حب جاه، مانع این عمل شدند و باعث هم بهمن‌بیگی را می‌دانند؛ چون او در اداره اصل چهار کار می‌کند، برای خدمت به آمریکایی‌ها، زیادخان و الیاس‌خان را ترسانده و آنها حاضر به حمله به شیراز نشدند.»و به این صورت بود که فرصت تاریخی این دو ایل، در مقطعی سرنوشت‌ساز، با دسیسه بر باد رفت.

سیدساعد حسینی - نویسنده و پژوهشگر تاریخ


نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 0 نظر

شما اولین نظر دهنده باشید!

یاداشت
گفتگو و گزارش